اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ آذر ۱۴۰۱

آخرین خطبه عثمان

متن فارسی

آخرین خطبه عثمان

5/ طبری همچنین با سندی همانگونه – یعنی ” شعیبی – ” روایت دیگری می آورد به این مضمون : آخرین نطقی که عثمان – رضی الله عنه – در میان جماعت مردم (یا در نماز جمعه) ایراد کرد این بود که خدای عز و جل دنیا را فقط به این خاطر به شما داده که به وسیله آن و در آن (ثواب و خوشبختی) آخرت را بجوئید و آن را به شما نداده که به آن تکیه زنید و بر آن اعتماد نمائید . دنیا از بین می رود و آخرت باقی می ماند . بنابراین دنیای فناپذیر ، شما را به غرور و سرکشی نکشاند و از زندگی جاودان آخرت باز ندارد و به خود سرگرم نگرداند تا آنچه را پایدار و جاویدان است بر آنچه ناپایدار و فناپذیر است ترجیح دهید . زیرا (زندگی) دنیا قطع خواهد شد و دگرگونی و تحول به جهت خدا صورت خواهد گرفت . از خدای پر عظمت و شکوه بترسید و پرهیزگاری نمائید زیرا خداترسی و پرهیزگاری سپری است که انسان را از خشم و کیفرش ایمن می دارد و وسیله ای است که به آستانش نزدیک می نماید . از خدا بترسید و دین و رویه درستتان را تغییر ندهید ، و وحدتتان را حفظ کرده به صورت احزاب و دسته های مختلف در نیائید، و نعمت خدا را که بر شما ارزانی داشته به یاد آورید آنگاه که دشمن بودید پس دلهاتان را به هم الفت و انس داده تا بر اثر نعمت و احسانش برادر گشتید .

می گویند : عثمان چون در آن مجلس مطالب خویش به پایان برد و به مقصود رسید و مسلمانان به نفع او تصمیم گرفتند که مقاومت ورزیده و از حاکمیت الهی (عثمان) دفاع نمایند به آنان گفت : برخیزید و بر در خانه ام به پاسداری بایستید و کسانی که نمی گذارند پیش من بیایند به شما خواهند پیوست. و به دنبال طلحه و زبیر و علی و جمعی دیگر فرستاد که بیائید. آنگاه جمع شدند، و او از فراز خانه خطاب به آنان گفت : مردم بنشینید . همگی نشستند ، از جنگجوئی که از خارج آمده بود گرفته تا صلح جوی اهل مدینه . آنگاه گفت : مردم مدینه ! من با شما خداحافظی می کنم و ازخدا مسألت می نمایم که پس از من حکومت خوبی نصیب شما گرداند . بخدا من نمی گذارم از امروز به بعد کسی به ملاقات من بیاید و آنچه را از من می خواهد به دست نیاورد، و اینها را پشت در خانه ام گماشته ام و به هیچ یک از آنها اجازه نمی دهم که علیه شما در امور دینی و دنیوی شما دخالتی نمایند تا به امید و به توفیق خدا آنچه را خودم دوست می دارم و می خواهم در مورد شما به انجام رسانم . و به مردم مدینه دستور داد از آنجا بروند ، و به آنها قسم داد که بروند . در نتیجه، همه رفتند جز حسن (بن علی) و محمد و عبد الله بن زبیر و امثالشان که به دستور پدرانشان بر در خانه عثمان به نگهبانی ایستادند . و جمعیت کثیری از مردم بر آنها هجوم آوردند، و عثمان خانه نشین گشت .

( الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 9 ص 312 )

متن عربی

 و أخرج «1» (ص 126) بالإسناد الشعیبی:

آخر خطبة خطبها عثمان رضی الله عنه فی جماعة: إنّ اللَّه عزّ و جلّ إنّما أعطاکم الدنیا

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 313

لتطلبوا بها الآخرة و لم یْعطِکموها لترکنوا إلیها، إنّ الدنیا تفنی و الآخرة تبقی، فلا تبطرنّکم الفانیة، و لا تشغلنّکم عن الباقیة، فآثروا ما یبقی علی ما یفنی، فإنّ الدنیا منقطعة، و إنّ المصیر إلی اللَّه، اتّقوا اللَّه جلّ و عزّ فإنّ تقواه جنّة من بأسه، و وسیلة عنده، و احذروا من اللَّه الغِیَر، و الزموا جماعتکم، لا تصیروا أحزاباً، (وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً) «1».

قالوا: لمّا قضی عثمان فی ذلک المجلس حاجاته، و عزم له المسلمون علی الصبر و الامتناع علیهم بسلطان اللَّه، قال: اخرجوا رحمکم اللَّه فکونوا بالباب، و لیجامعکم هؤلاء الذین حبسوا عنّی، و أرسل إلی طلحة و الزبیر و علیّ و عدّة: أن ادنوا فاجتمعوا فأشرف علیهم، فقال: یا أیّها الناس اجلسوا، فجلسوا جمیعاً، المحارب الطارئ، و المسالم المقیم، فقال: یا أهل المدینة إنی أستودعکم اللَّه و أسأله أن یحسن علیکم الخلافة من بعدی، و إنّی و اللَّه لا أدخل علی أحد بعد یومی هذا حتی یقضی اللَّه فیّ قضاه، و لأدعنّ هؤلاء وراء بابی غیر معطیهم شیئاً یتّخذونه علیکم دخلًا فی دین اللَّه أو دنیا حتی یکون اللَّه عزّ و جلّ الصانع فی ذلک ما أحبّ، و أمر أهل المدینة بالرجوع و أقسم علیهم، فرجعوا إلّا الحسن و محمد و ابن الزبیر و أشباهاً لهم، فجلسوا بالباب عن أمر آبائهم، وثاب إلیهم ناس کثیر، و لزم عثمان الدار.