logo-samandehi

آیات قرآن و ابوبکر

 [35] فرازهائی از آیات قرآنکه درباره ابوبکر فرود آمده
عبیدی مالکی در عمدة التحقیق ص 134 می نویسد: چون چکامه محمد بکری را بر نواده اش شیخ زین العابدین بکری خواندند و به این سروده رسیدند:
«اگر نامه هائی ستایش پیشینیان باشد پس به راستی ما سرآغاز فرازهای نامه خدائیم» گفت: می خواهد بگوید در آغاز نامه خدا که الم ذلک الکتاب آمده الف بوبکر است و لام اللّه و میم محمد.
و بغوی گوید: این که خدای برتر از پندار گوید: «و از راه کسی پیروی کن که به سوی من باز گردد «1»» ابوبکر را می گوید.
و روشنگران نامه خداوندی درباره این سخن خدای برتر از پندار: «توانگران و دهشکاران شما سوگند نخورند که …» آورده اند که این جا روی سخن به بوبکر راست رو است و شیخ محمد زین العابدین گوید ابوبکر راست رو را سیصد و شصت تخت بود و بر هر تختی روپوشی گران به بهای هزار دینار زر.
امینی گوید: این جادیگر گفتگو از برتری های ابوبکر را به پایان می بریم و دیگر گنجایش آن نمی بینیم که بپردازیم به بررسی در پیرامون فرازهائی از نامه خدا که این گروه با هر زوری بوده آن ها را درباره بوبکر فرود آورده و به این گونه فرازهائی بسیار را دستخوش دستبرد و دگرگونی گردانیده اند و در پیرامون نامه خداوندی سخنانی گفته اند که هوس ها و خواسته هاشان آن را در دیده
آنان آراسته و- از سر تندروی در برتر شماری ها- این کارها را خوش داشته اند، آن هم در برابر آن رسوائی هائی که شنیدی؛ به همین گونه از بررسی گزافگوئی های آشکاری که در سروده های خویش در این باره نموده اند چشم می پوشیم، و می گذریم از این گونه سخنان که سراینده دانشور ملا حسن افندی بزاز موصلی در سروده نامه هایش ص 42 آورده است:
«راستی را پایگاه بوبکر راست رو بلند است
به گونه ای که هر ستایشی، دست خود را از رسیدن به آن همه والائی کوتاه می یابد.
کاش می دانستم کسی که در فرازهای استوار نامه خدائی
ستایش او آمده، سرایندگی درباره او چه ارزشی دارد؟
هر که در جهان هستی است خشنودی خدای برتر از پندار را
می جوید و خداوند، خرسندی او را.»
و نیز آن جا که در ستایش وی گوید:
«راستی که یاد ابوبکر راست رو به میان نیاید
مگر آن که جهان هستی مالامال از فرّ و شکوه گردد
همان یار پیامبر در دل شکاف کوه
که سوگند به خدا برای سرور برگزیده یاری برگزیده بود
هستی در یاد او سرگردان ماند
و اگر پروای شکوه او آن را گرانبار نمی ساخت به پرواز در می آمد»

      الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 74

رفتن به بالا