اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۱ خرداد ۱۴۰۳

ابوبکر، پیشنماز شد پس شایستگی خلافت را دارد!!!

متن فارسی

31 ستایش پیشوای گروندگان (ع) از خلیفه
ابن جوزی در «صفة الصفوة» 1/97 از راه حسن آورده است که علی (ع) گفت: چون برانگیخته خدا (ص) درگذشت در کار خویش نگریستیم پس دیدیم پیامبر (ص) ابو بکر را برای پیشنمازی برگزیده و ما نیز کسی را که پیامبر برای پیشوائی در کار کیش ما به او خرسندی داده بود برای پیشوائی خود در این جهان پسندیدیم و ابو بکر را جلو انداختیم.
گزارش بالا را محب طبری نیز بی زنجیره پیوسته در «الریاض النضرة» 1/150 آورده و می نویسد: از زبان او آورده اند که علی گفت: برانگیخته خدا (ص) برای پیشنمازی بر مردم، ابو بکر را برگزید با آن که مرا در جای خودم می دید و من نه بیمار بودم و نه دور از دسترس او، و اگر می خواست که مرا پیش اندازد پیش می افکند پس ما نیز برای پیشوائی خود در کارهای جهان به همان کس خرسندی دادیم که برانگیخته خدا (ص) برای پیشوائی ما در کار کیش خود به او خرسندی داده بود.
و از زبان قیس پسر سعد پسر عباده «1» آورده اند که گفت: علی پسر ابو طالب
به من گفت: راستی که برانگیخته خدا چندین روز و شب بیمار بود و چون بانگ نماز برمی داشتند می گفت: به ابو بکر دستور دهید بر مردم نماز بخواند و چون برانگیخته خدا (ص) در گذشت نگریستم و دیدم که نماز درفش اسلام است و ستون کیش. پس همان کسی را برای پیشوائی خود در این جهان برگزیدیم که برانگیخته خدا (ص) برای پیشوائی مادر کار کیش مان برگزید. پس دست فرمانبری به او دادیم.
امینی گوید: چه گستاخند پاسداران حدیث در گزارش چنین دروغ های شاخدار و در انداختن ساده دلان توده بینوا به پرتگاه نادانی و در پرده کشیدن بر آنچه به راستی بوده است با ماننده این بافته ها. با این که ایشان در کار خویش استادند و بر هیچ یک از ایشان پوشیده نیست که در لابه لای آن ساخته ها چه بسیار جای خرده گیری و زمینه های سست و آسیب پذیر هست.
آری پژوهشگران چه بسیار می توانند- در لابه لای جلدهای این کتاب ما- روشنگری هائی بیابند که دروغ بودن گزارش های بالا را آشکار سازد آن هم با پشتگرمی به تاریخ های پذیرفته شده، و گزارش های درست و فرازهای نمایان از گفته های سرور ما فرمانروای گروندگان. آری چه بسیار جدائی ها است میان گزارش های بالا از یک سوی و میان سخنان پاسداران حدیث و تاریخ نگاران در پیرامون سرپیچی علی (ع) از دست فرمانبری دادن به بوبکر- از سوی دیگر- مانند آن که قرطبی در «المفهم» در روشنگری صحیح مسلم به روشنگری این گزارش که می رسد: «تا فاطمه زنده بود علی در نزد مردم ارجی داشت» می نویسد:
می خواهد بگوید که او تا آن هنگام در میان ایشان ارزش و آبروئی داشت. و مردم برای دل فاطمه که پاره تن برانگیخته خدا بود و او همسر وی به شمار می آمد علی را ارج می نهادند و چون وی درگذشت و او هنوز دست فرمانبری به بوبکر نداده بود مردم از آن ارجی که به وی می نهادند رو گردان شدند تا او نیز در جرگه مردم و میان ایشان در آید و کار گروهشان را به پراکندگی نکشاند.
آری گزارش بافان، بر سرور خاندان پیامبر و فرمانروای گروندگان، خیلی دروغ بسته اند و این به اندازه ای بر همگان آشکار شد که عامر بن شراحیل می گوید: در میان توده مسلمانان کسی که بیش از همه بر او دروغ بستند فرمانروای گروندگان (ع) است «1» و این همه نمونه هائی از آن چه بر وی بسته اند که باید به گزارش های گزافه آمیز در برتری ابوبکر افزود زیرا زبان او- درود خدا بر وی باد- از گفتن آن ها پاک است.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 55

متن عربی

31- ثناء أمیر المؤمنین علیه السلام علی الخلیفة

أخرج ابن الجوزی فی صفة الصفوة «3» (1/97) من طریق الحسن قال: قال علیّ علیه السلام: لمّا قبض رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم نظرنا فی أمرنا فوجدنا النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم قد قدّم أبا بکر فی الصلاة، فرضینا لدنیانا من رضی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم لدیننا فقدّمنا أبا بکر.

و أخرجه مرسلًا أیضاً المحبّ الطبری فی الریاض النضرة «4» (1/150) فقال:

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 55

و عنه «1» قال: قال علیّ: قدّم رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم أبا بکر یصلّی بالناس و قد رأی مکانی و ما کنت غائباً و لا مریضاً، و لو أراد أن یقدّمنی لقدّمنی، فرضینا لدنیانا من رضیه رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم لدیننا.

و عن قیس بن عبادة، قال: قال لی علیّ بن أبی طالب: إنّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم مرض لیالی و أیّاماً ینادی بالصلاة فیقول: مروا أبا بکر فلیصلّ بالناس، فلمّا قبض رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم نظرت فإذا الصلاة علم الإسلام، و قوام الدین، فرضینا لدنیانا من رضیه رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم لدیننا فبایعنا.

قال الأمینی: ما أجرأ الحفّاظ علی روایة هذه الأکاذیب الفاحشة، و إغراء بسطاء الأُمّة المسکینة بالجهل، و التمویه علی الحقائق بأمثال هذه الأفائک! و هم مهرة الفنّ، و لا یعزب عن أیّ أحد منهم عرفان ما فی تلکم المختلقات من الغمز و الاعتلال.

نعم؛ و کم و کم یجد الباحث فی طیّات أجزاء کتابنا هذا ممّا یکذّب هذه الأفیکة من التاریخ المتسالم علیه، و الحدیث الصحیح، و النصوص الصریحة من کلمات مولانا أمیر المؤمنین؛ و شتّان بینه و بین کلمات الحفّاظ و المؤرّخین حول تخلّف علیّ علیه السلام عن بیعة أبی بکر؛ مثل قول القرطبی فی المفهم شرح صحیح مسلم فی شرح حدیث منه، قوله: کان لعلیّ من الناس جهة حیاة فاطمة. قال: جهة أی جاه و احترام، کان الناس یحترمون علیّا فی حیاتها کرامةً لها کأنّها بضعة من رسول اللَّه و هو مباشر لها، فلمّا ماتت و هو لم یبایع أبا بکر. انصرف الناس عن ذلک الاحترام لیدخل فیما دخل فیه الناس و لا یفرّق جماعتهم.

نعم؛ أکثر الوضّاعون فی الکذب علی سیّد العترة أمیر المؤمنین و بان ذلک فی الملأ حتی قال عامر بن شراحیل «2»: أکثر من کُذِب علیه من الأُمّة الإسلامیّة هو

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 56

أمیر المؤمنین علیه السلام «1». و إلیک نماذج ممّا یُعزی إلیه و هو سلام اللَّه علیه بری ء منه، أضفها إلی أحادیث الغلوّ فی فضائل أبی بکر.