اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۱ مهر ۱۴۰۵

ابوبکر سالخورده ترین یاران پیامبر(ص) نبود. سالخورده ترین یاران پیامبر

متن فارسی

 ابوبکر سالخورده ترین یاران پیامبر
ابن سعد و بزار با سندی نیکو از زبان انس آورده اند که گفت سالخورده ترین یاران رسول خدا (ص) ابوبکر صدیق بود و سهیل بن عمرو بن بیضاء
این گزارش را ابو عمر نیز در استیعاب آورده- 1/576- و هم ابن اثیر در اسد الغابة 2/370. چنانچه حافظ هیثمی نیز در ج 9 ص 60 از مجمع الزوائد آن را یاد کرده و می نویسد بزار آن را گزارش کرده و زنجیره او نیکو است و به همین گونه ابن حجر در اصابة آن را گزارش کرده- 2/85- و بجای سهیل؛ سهل نوشته که برادر او است یا همان خودش است، سیوطی در تاریخ الخلفاء ص 73 آنرا از راه بزار و ابن سعد گزارش کرده است.
امینی گوید: ما گمان می کردیم گزافگوئی تنها در مورد فضائلی امکان دارد پیش بیاید که مربوط به نفسانیات آدمی- همچون علم و تقوی و ماننده های آندو- باشد که با حواس ظاهری درک نشود اما راه گزافگوئی درباره امور مشهود را هیچ منطقی باز نگذارده و خیلی زود دروغگوئی گزافه پرداز آشکار می شود و دروغگو رسوا می گردد ولی بعد که سرگذشت نویسان، چنان بافته هائی را پیش روی ما نهادند دیدیم که اینان با تمام نیرو فریاد می کشند که بوبکر سالخورده ترین یاران پیامبر (ص) بوده است با آنکه خودشان در زندگینامه های گسترده صحابه بسی کسان را می یابند که بسیار از او سالخورده تر بوده اند و این هم نام های گروهی از ایشان:
1- اماناة بن قیس بن شیبان کندی که مسلمان شد و روزگاری دراز بزیست و چنانچه در اصابه 1/63 آمده گویند که او 320 سال بزیست
2- امد بن ابد حضرمی روزگار هاشم بن عبد مناف و امیة بن عبد الشمس را دریافت و گویند که در روزگار معاویه 300 سال داشت صب 1/63
3- ابو سفیان انس بن مدرک خثعمی که پیش از اسلام سرور خثعمیان بود و 154 سال بزیست و در رکاب علی کشته شد صب 1/73
4- اوس بن حارثه طائی پدر خرام از یاران رسول خدا (ص) 200 سال بزیست که بیشتر زندگی اش را هم پیش از ظهور اسلام کرده بود صب 1/82
5- ثور- ثوب- بن تلدة که کلبی برای او چنین سرود:
«به راستی مردی هم که خود را از 90 سال
به دویست رسانید باز رفتنی است»
گفته: نمی دانم پس از بر خواندن این شعر بر معاویه چند سال بزیست و برخی گویند او در روز بدر 120 سال داشت ص 1/205
6- جعد بن قیس مرادی به صد سالگی رسیده بود که مسلمان شد صب 1/235
7- حسان بن ثابت انصاری 60 سال در جاهلیت بزیست و 60 سال در اسلام صب 1/326
8- حکیم بن حرام اسدی برادرزاده خدیجه همسر پیامبر (ص) 23 سال پیش از عام الفیل بدنیا آمد و در (120) سالگی در گذشت صب 1/349
9- حمزة بن عبد المطلب عموی پیامبر بزرگ که دو یا چهار سال پیش از او (ص) زائیده شد صب 1/353
10- حنیفة بن جبیر بن بکر تمیمی نواده های او نیز روزگار پیامبر را دریافته و از صحابه او (ص) بشمار آمدند و چنانچه در اصابه 1/359 آمده خود او همچنان زنده بود.
11- حویطب بن عبد العزی بن ابی قیس عامری در 120 سالگی به سال 54 از هجرت در گذشت صب 1/364
12- حیدة بن معاویه عامری روزی که مرد هزار برادرزاده- زن و مرد- داشت و خود روزگار عبد المطلب بن هاشم جد پیامبر (ص) را در حالی یافت که از مردان به شمار می آمد صب 1/365
13- خنابة بن کعب عیسی در روزگار معاویة بن ابو سفیان 140 سال داشت و این شعر را از زبان او در اصابه 1/463 آورده است:
«از خواسته هائی که داشتم نود سال دیدم
و هم پنجاه سال دیگر را تا آنجا که گفتند تو بر سرت جز چند تار
موی متفرق نمانده است.»
14- ابو خراش خویلد بن مرة هذلی پیرمردی سالخورده بود که مسلمان شد صب 1/465
15- ابو اروی ربیعة بن حارث بن عبد المطلب بن هاشم هاشمی، حتی از عمویش عباس نیز که یاد او بیاید سالخورده تر بود صب 1/506
16- سعید بن یربوع قرشی مخزومی متوفی در سال 54 هجری در 120 یا 124 سالگی صب 2/52
17- سلمة سلمی پیرمردی سالخورده بود که روی به پیامبر (ص) آورد و مسلمان شد.
18- ابو عبد اللّه سلمان فارسی متوفی در سال 32 یا 33 یا 36 هجری، ابو الشیخ از عباس بن یزید روایت کرده که او گفت دانشوران می گویند سلمان 350 سال بزیست ولی در عمر 250 ساله او که تردیدی نکرده اند صب 3/62
19- ابو سفیان قرشی اموی 12 سال و چند ماه از بوبکر سالخورده تر بود صب 2/179
20- ابو قیس صرمة بن انس اوسی روزگار اسلام را دریافت و پیرمردی
سالخورده بود که اسلام آورد و بر رویهم نزدیک 120 سال بزیست و چنانچه در اصابة 2/183 آمده اوست که گوید:
«برای من چنان آشکار شد که من نود سال بزیستم
و نیز 10 سال و پس از آن 8 سال دیگر
ولی چون بگذشت و آن را بی کم و کاست شماره کردم
آن را در برابر عمر روزگار بیش از شبی چند نیافتم»
21- صرمة بن مالک انصاری روزگار اسلام را دریافت و در حالیکه پیری سالخورده بود مسلمان شد صب 2/183
22- طارق بن مرقع کنانی در حجة الوداع پیرمردی سالخورده بود صب 2/221
23- طفیل بن زیاد حارثی او همان کس بود که عمر را از حال رسول خدا (ص) در پیش از اسلام آگاه نمود و آن هنگام 160 سال بر وی گذشته بود صب 2/224
24- عاصم بن عدی عجلانی در سال 45 هجرت در 120 سالگی مرد صب 2/246.
25- عباس بن عبد المطلب عموی پیامبر بزرگ، دو یا سه سال پیش از پیامبر خدا زاده شد صب 2/271
26- عبد اللّه بن حارث بن امیه پیری سالمند بود که مسلمانی گرفت صب 2/291
27- عدی بن حاتم طائی پس از سال 60 هجری در گذشت و آن هنگام به گفته ابو حاتم سجستانی 180 سال و به گفته خلیفه 120 سال داشت صب 2/468
28- عدی بن وداع دوسی از مردان روزگار جاهلیت بود که روزگار اسلام را دریافت و مسلمانی گرفت و جهاد کرد و در سیصد سالگی در گذشت صب 2/472
29- عمرو بن مسبح «1» طائی در (150) سالگی بمرد و ابن قتیبه گفته نمی دانم پیش از در گذشت پیامبر مرد یا پس از آن صب 3/16
30- فضالة بن زید عدوانی. معاویه او را پرسید فضاله چند سال بر تو گذشته گفت 120 سال صب 3/214
31- قباث بن اشیم، عثمان بن عفان از او پرسید تو بزرگ تری یا رسول خدا او گفت رسول خدا بزرگتر از من است و من سالمندتر از او صب 3/221
32- قردة بن نفاثة سلولی پیرمردی سالمند بود که مسلمانی گرفت و بر رویهم 150 سال بزیست و چنانچه در اصابه 3/231 آمده سروده هائی هم دارد و از آن جمله:
«جوانی آشکار شد و من در دل خود اهمیتی به آن ندادم
و اکنون اسلام و پیری با هم روی آور شده اند.»
33- لبید بن ربیعة بن عامر کلابی جعفری در سال 41 هجری در 140 سالگی یا 157 سالگی یا 160 سالگی در گذشت صب 3/326
34- لجاج غطفانی در 70 سالگی بر پیامبر (ص) در آمد و رویهم 120 سال بزیست صب 3/328.
35- مستوعز بن ربیعة بن کعب از سوار کاران عرب در روزگار جاهلیت بود که تا روزگار معاویه بزیست و 320 یا 330 سال زندگی کرد صب 3/492
36- معاویة بن ثور بکائی پیری سالمند بود که بدست پیامبر مسلمان شد صب 1/156
و در پاره ای از زندگینامه های گسترده آمده که آن روز 100 سال داشت
37- منقذ بن عمرو انصاری، چنانچه در اسد الغابة آمده وی در زندگی رسول خدا (ص) به 130 سالگی رسید
38- نابغه جعدی دویست سال از عمر خود را در روزگار جاهلیت بسر برد و در 225 یا 230 سالگی در گذشت و چنانچه در اصابه آمده 3/538 این سروده ها از او است:
«آیا اسدیان نمی پندارند
که من پدر فرزندان و بسی سالخورده و نابود شدنی ام؟
کیست از حال من بپرسد؟
که من از همان روزگار کودکی ام از جوانمردان بوده ام
صد سال از تولد من می گذرد
و پس از آن هم ده سال و دو سال دیگر
گردش روزگار از من همان را بجا نهاده که از شمشیر یمانی بجا نهد.»
و ابو حاتم گفته که وی دویست سال بزیست و این سروده ها از گفته او است:
«امامة گفت تو چند سال در روزگار بزیستی
و ماده بز در پای بتان قربان کردی؟
به راستی بازار عکاظ را پیش از گشودن آن دیدی
و از جوانمردان بشمار می آمدی.
همانگاه که منذر بن محرق پادشاهی می کرد
و هم روز هجائن النعمان «1» را دیدی
و چندان زیستی تا احمد براهنمائی آمد
و آیه هائی از قرآن در دفع دیوان و پریان خوانده شد.
و در مسلمانی جامه ای فراخ پوشیدی
که از عطا و دهش بود، نه محرومی داشت و نه منت.»
39- نوفل بن حرث بن عبد المطلب هاشمی عمو زاده پیامبر پاک که از همه هاشمیانی که مسلمان شدند- حتی از دو عمویش حمزه و عباس که نامبردیم-
سالمندتر بود صب 3/577
40- نوفل بن معاویة بن عروة دئلی او نیز از آنان بود که شصت سال در جاهلیت و 60 سال در اسلام بزیست صب 3/578
و پیش از همه اینان باید از بوقحافه پدر بوبکر نام برد که خواه ناخواه از خود وی بزرگ تر بوده است. البته اگر معجزه سازها او را نیز از پسرش کوچک تر ننمایند! چنانکه رسول خدا (ص) را خردسال نمودند و او را همچون بچه و جوانی ناشناس گرفتند که پیش روی بوبکر- که از وی بزرگ تر بود- راه می سپرد.
بنگرید به زندگی نامه نامبردگان در: معارف از ابن قتیبه، معجم الشعراء از مرزبانی، استیعاب از ابو عمر، اسد الغابه از ابن اثیر، تاریخ ابن کثیر، اصابة از ابن حجر مرآة الجنان از یافعی، شذرات الذهب از ابن عماد حنبلی که ما برای رعایت اختصار تنها در ذیل هر نام به اصابه بازگشت دادیم و صب را علامت اختصاری آن گردانیدیم.
این نام های گروهی بود از کسانی که می دانیم هم از صحابه نخستین بودند و هم سالخورده تر از بوبکر. حال آمدیم و از همه این ها هم چشم پوشیدیم ولی آیا نباید بپرسیم سالخوردگی به تنهائی چه دلیل بر فضیلت کسی می شود؟ مگر در میان ملت ها و اقوام، کسانی نیستند که سالخورده شده و عمری دراز یافته اند و آنوقت برخی از ایشان آراسته به برتری هایند و برخی عاری از آن ها؟ و چون کسی از آنان را می ستائیم او را بخاطر افتخاراتش ستایش می کنیم نه برای مسن بودن وی از عمر خلیفه هر چه هم که گذشته بود بیشتر آن را در روزگار جاهلیت سپری کرده بود. پیامبر (ص) که برانگیخته شد خلیفه 38 سال داشت و در ج 3 ص 220 گذشت که او (ص) 7 سال نماز گزارد و جز امیر مؤمنان علی هیچکس نبود که با او نماز بگزارد بنابر این ابوبکر در هنگام اسلام آوردن 45 ساله خواهد بود و چون موقع مرگ 63 ساله بوده پس رویهم 18 سال از عمر خود را در مسلمانی گذرانده و از همه عمرش تنها همین مقدار است که می توانسته با برترهائی آراسته گردد و
اکنون آیا آراسته گردیده یا نه؟
در پایان چنین گمان دارم که اینان هدف مشخصی ندارند که بر اساس سالخوردگی استوار باشد تا به آن پردازند مگر اینکه آمده اند و زیر بنیاد خلافت راهبرانه را چیزی چند قرار داده اند یکی این که گویند بوبکر بر امیر مؤمنان پیش افتاد زیرا پیرمردی دنیا دیده بود که خونی از کس بر گردن نداشت تا او را دشمن دارند. و بر همین بنیادها بوده که گاهی آمده اند و او را سالخورده تر از پیامبر (ص) شمرده اند که پنبه این دعوی را در ص 162 تا 164 زدیم و گاهی او را پیری سرشناس و پیامبر را جوانی ناشناس شمردند که پنبه این دعوی را هم در ص 143 تا 162 زدیم و گاهی هم گفته اند او سالمندترین صحابه بوده تا دیگر جای این پرسش نماند که بسی از بزرگان و سران و پیران صحابه که همه از امام امیر مؤمنان (ع) بزرگسال تر بوده اند چرا آنان بر بوبکر پیش نیفتند. و هیچ ندانستند که آینده روشنگر، کاوشگران را آگاه خواهد ساخت که در میان صحابه بسی مردمان بزرگ سال تر از بوبکر هم بوده اند و آن هم با دانش فراوان تر و جهاندیدگی رساتر و ارجمندی پیشینه دارتر و پیشگامی بیشتر در راه اسلام.

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب  ج 7 ص 377 الی 383 )

متن عربی

أبو بکر أسنّ أصحاب النبیّ

أخرج ابن سعد «3» و البزّار بسند حسن، عن أنس قال: کان أسنّ أصحاب رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم أبو بکر الصدّیق و سهیل بن عمرو بن بیضاء.

و أخرجه أبو عمر فی الاستیعاب «4» (1/576)، و ابن الأثیر فی أُسد الغابة «5» (2/370) و ذکره الحافظ الهیثمی فی مجمع الزوائد (9/60) فقال: رواه البزّار و إسناده حسن، و رواه ابن حجر فی الإصابة (2/85). و فیه: سهل، بدل: سهیل، و هو أخوه أو هو هو، و السیوطی فی تاریخ الخلفاء «6» (ص 73) نقلًا عن ابن سعد و البزّار.

قال الأمینی: کنّا نعتقد أنّ المغالاة یمکن أن تقع فی النفسیّات التی لا تدرک بالحواس الظاهرة کالعلم و التقوی و أمثالهما، و أمّا الغلوّ فی المشهودات فلم یَدَع المنطق له مساغاً، فسرعان ما یظهر فیه کذب الغالی، و یفتضح به المائن حتی أوقفنا السیر علی أمثال هذه الأقاویل، فرأینا الرجل یقول بمل ء فیه: إنّ أبا بکر أسنّ أصحاب النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم، و هو یجد فی معاجم الصحابة کثیرین هم أسنّ منه بکثیر، و إلیک أسماء أمّة منهم:

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 378

1- أماناة بن قیس بن شیبان الکندی: أسلم و قد عاش دهراً، و یقال: إنّه عاش ثلاثمائة و عشرین سنة. کما فی الإصابة (1/63).

2- أمد بن أبد الحضرمی: أدرک هشام بن عبد مناف و أُمیّة بن عبد شمس و یقال: إنّه کان فی عهد معاویة له ثلاثمائة سنة. الإصابة (1/63).

3- أنس بن مدرک أبو سفیان الخثعمی: قتل مع علیّ، کان سیّد خثعم فی الجاهلیّة عاش مائة و أربعاً و خمسین سنة. الإصابة (1/72).

4- أوس بن حارثة الطائی والد خریم، صاحب رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: عاش مائتی سنة، و أکثر هذه المدّة من أیّام الجاهلیّة. الإصابة (1/82).

5- ثور- ثوب- بن تلدة: أنشد له ابن الکلبی:

          و إن امرأً قد عاش تسعین حجّة             إلی مائتین کلّما هو ذاهب

 

قال: و لا أدری ما عاش بعد ما أنشد هذا لمعاویة. و قد یقال: إنّه کان له یوم بدر عشرون و مائة عامٍ. الإصابة (1/206).

6- الجعد بن قیس المرادی: أسلم، و کان قد بلغ مائة سنة. الإصابة (1/235).

7- حسّان بن ثابت الأنصاری: عاش فی الجاهلیّة ستّین و فی الإسلام ستّین عاماً. الإصابة (1/326).

8- حکیم بن حزام الأسدی ابن أخی خدیجة زوج النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم: ولد قبل عام الفیل بثلاث و عشرین سنة، و توفّی و هو ابن عشرین و مائة سنة. الإصابة (1/349).

9- حمزة بن عبد المطلّب عمّ النبیّ الأعظم: ولد قبله صلی الله علیه و آله و سلم بسنتین أو بأربع. الإصابة (1/353).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 379

10- حنیفة بن جبیر بن بکر التمیمی: أدرک أحفاده النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم و لهم صحبة و کانوا یوم ذاک ذا لحی، کما فی الإصابة (1/359).

11- حویطب بن عبد العزّی بن أبی قیس العامری، المتوفّی سنة (54): له مائة و عشرون عاماً. الإصابة (1/364).

12- حیدة بن معاویة العامری، مات و هو عمّ ألف رجل و أمرأة و أدرک عبد المطّلب بن هاشم جدّ النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم و کان بالغاً مبلغ الرجال. الإصابة (1/365).

13- خنابة بن کعب العبسی: کان له علی عهد معاویة بن أبی سفیان مائة و أربعون سنة، و له قوله فی الإصابة (1/463):

          حویت من الغایات تسعین حِجّة             و خمسین حتی قیل أنت المقزّع

 

14- خویلد بن مرّة الهذلی، أبو خراش: أدرک الاسلام شیخاً کبیراً. الإصابة (1/465).

15- ربیعة بن الحارث بن عبد المطّلب بن هاشم، أبو أروی الهاشمی. کان أسنّ من عمّه العبّاس الآتی ذکره. الإصابة (1/506).

16- سعید بن یربوع القرشی المخزومی، المتوفّی (54): و له (120، 124) عاماً. الإصابة (2/52).

17- سلمة السلمی: أقبل إلی النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم و أسلم و هو شیخ کبیر.

18- سلمان أبو عبد اللَّه الفارسی، مات سنة (32، 33، 36): روی أبو الشیخ عن العباس بن یزید أنّه قال: أهل العلم یقولون: عاش سلمان ثلاثمائة و خمسین سنة، فأمّا مائتان و خمسون فلا یشکّون فیها. الإصابة (2/62).

19- أبو سفیان القرشی الأموی: کان أسنّ من أبی بکر باثنی عشر عاماً و عدّة أشهر. الإصابة (2/179).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 380

20- صرمة بن أنس أبو قیس الأوسی: أدرک الإسلام فأسلم و هو شیخ کبیر، عاش نحواً من مائة و عشرین عاماً، و هو القائل کما فی الإصابة (2/183):

          بدا لیَ أنّی عشت تسعین حِجّةً             و عشراً و ما بعدها لی ثمانیا

             فلم ألفها لمّا مضت و عددتها             یحسّبها «1» فی الدهر إلّا لیالیا

 

21- صرمة بن مالک الأنصاری: أدرک الإسلام فأسلم و هو شیخ کبیر. الإصابة (2/183).

22- طارق بن المرقع الکنانی: کان فی حجّة الوداع شیخاً کبیراً. الإصابة (2/221).

23- الطفیل بن زید الحارثی: هو الذی أخبر عمر بأمر رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فی الجاهلیّة، و کان یوم ذاک قد أتت علیه مائة و ستون سنة. الإصابة (2/224).

24- عاصم بن عدیّ العجلانی: توفّی سنة خمس و أربعین، و له مائة و عشرون سنة. الإصابة (2/246).

25- العبّاس بن عبد المطّلب عمّ النبیّ الأعظم: ولد قبل رسول اللَّه بسنتین أو ثلاث. الإصابة (2/271).

26- عبد اللَّه بن الحارث بن أُمیّة: أدرک الاسلام و هو شیخ کبیر. الإصابة (2/291).

27- عدی بن حاتم الطائی: مات بعد الستّین و بلغ مائة و ثمانین کما قاله أبو حاتم السجستانی، أو مائة و عشرین کما فی قول خلیفة. الإصابة (2/468).

28- عدی بن وداع الدوسی: من رجال الجاهلیّة، أدرک الإسلام فأسلم

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 381

و غزا، و توفّی و له ثلاثمائة سنة. الإصابة (2/472).

29- عمرو بن المُسبّح «1» الطائی: مات و له مائة و خمسون عاماً. قال ابن قتیبة: لست أدری أقبض قبل وفاة النبیّ أم بعده. الإصابة (3/16).

30- فضالة بن زید العدوانی: سأله معاویة: کم أتت لک یا فضالة؟ قال: عشرون و مائة سنة. الإصابة (3/214).

31- قباث بن أشیم: سأله عثمان بن عفان: أنت أکبر أم رسول اللَّه؟ فقال: رسول اللَّه أکبر منّی و أنا أسنّ منه. الإصابة (3/221).

32- قردة بن نفاثة السلولی: أدرک الإسلام و هو شیخ کبیر، و عاش مائة و خمسین سنة، و له کما فی الإصابة (3/231) من أبیات:

          بانَ الشبابُ فلم أحفلْ به بالا             و أقبلَ الشیبُ و الإسلامُ إقبالا

 

33- لبید بن ربیعة بن عامر الکلابی الجعفری: توفّی سنة (41) و هو ابن مائة و أربعین أو مائة و سبع و خمسین سنة أو مائة و ستین سنة. الإصابة (3/326).

34- اللجلاج الغطفانی: وفد إلی النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم و هو ابن سبعین و عاش مائة و عشرین سنة. الإصابة (3/328).

35- المستوعز بن ربیعة بن کعب: کان من فرسان العرب فی الجاهلیّة، عاش إلی أیّام معاویة و کان له 320/330 سنة. الإصابة (3/492).

36- معاویة بن ثور البکائی: أسلم بید النبیّ و هو شیخ کبیر. الإصابة (1/156) و فی بعض المعاجم: کان ابن مائة سنة.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 382

37- منقذ بن عمرو الأنصاری: کان قد أتی علیه مائة و ثلاثون فی حیاة رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم کما فی أُسد الغابة «1».

38- النابغة الجعدی: عاش فی الجاهلیّة مائتی سنة، و مات و هو ابن 225/230 عاماً، و هو القائل کما فی الإصابة (3/538):

          ألا زعمت بنو أُسدٍ بأنّی             أبو ولدٍ کبیرُ السنِّ فانی

             فمن یک سائلًا عنِّی فإنّی             من الفتیان أیّام الخنانِ «2»

             أتت مائةٌ لعام ولدتُ فیه             و عشرٌ بعد ذاک و حِجّتانِ

             و قد أبقت صروفُ الدهرِ منّی             کما أبقت من السیفِ الیمانی

 

و قال أبو حاتم: عاش مائتی سنة، و هو القائل:

          قالت أمامة کم عمرت زمانه             و ذبحت من عنزٍ علی الأوثانِ

             و لقد شهدتُ عکاظَ قبل محلّها             فیها و کنت أُعدُّ من الفتیانِ

             و المنذرَ بنَ محرّقٍ فی ملکِهِ             و شهدتُ یوم هجائنِ النعمانِ

             و عمرتُ حتی جاءَ أحمدُ بالهدی             و قوارعٌ تُتلی من القرآنِ

             و لبستُ فی الإسلامِ ثوباً واسعاً             من سیبِ لا حرمٍ و لا منّانِ

 

39- نوفل بن الحرث بن عبد المطّلب الهاشمی ابن عمّ النبیّ الطاهر: کان أسنّ من أسلم من بنی هاشم حتی من عمّیه حمزة و العبّاس المذکورین. الإصابة (3/577).

40- نوفل بن معاویة بن عروة الدؤلی: کان ممّن عاش فی الجاهلیّة ستین و فی الإسلام ستین سنة. الإصابة (3/578).

و قبل هؤلاء کلّهم أبو قحافة والد الخلیفة؛ فإنّه کان أکبر سنّا من الخلیفة

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 383

لا محالة إن لم تُصغّره المعاجز من ابنه کما صغّرت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم و جعلته غلاماً و شابّا لا یُعرف بین یدی أبی بکر و هو أکبر منه!

راجع فی تراجم هؤلاء المذکورین المعارف لابن قتیبة، معجم الشعراء للمرزبانی، الاستیعاب لأبی عمر، أُسد الغابة لابن الأثیر، تاریخ ابن کثیر، الإصابة لابن حجر، مرآة الجنان للیافعی، شذرات الذهب لابن العماد الحنبلی.

هؤلاء جملة ممّن وقفنا علی أسمائهم ممّن أربوا علی أبی بکر فی السنّ من الصحابة الأوّلین، وهب أنّا غضضنا الطرف عن کلّ ذلک فهلّا نسائل القوم عن وجه الفضیلة فی کبر السنّ؟ أو لیس فی الأمم و الأجیال من طعنوا فی السنّ فبلغوا من العمر عتیّا، و فیهم الحالی بالفضائل و العاطل عنها، و إذا مُدح أحدهم فإنّما یُمدح بمآثره لا بطول عمره، و مهما طال عمر الخلیفة فإن أکثره انقضی فی الجاهلیّة، بُعث النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم و للخلیفة ثمان و ثلاثون سنة،

و قد مرّ فی الجزء الثالث (ص 220) أنّه صلی الله علیه و آله و سلم صلّی سبع سنین و لم یصلّ معه غیر علیّ أمیر المؤمنین.

إذن فلأبی بکر عند إسلامه خمسة و أربعون عاماً و توفّی و هو ابن ثلاثة و ستّین، فقد أشغل فی الإسلام ثمانی عشرة سنة، و هذه المدّة الأخیرة هی التی یمکن أن تزدان بشی ء من المناقب، فهل ازدانت أو لا؟

و فی الغایة أحسب أنّه لیس للقوم غایة یعتدّ بها فی کبر السنّ و الاهتمام بذلک غیر أنّهم جعلوا الحجر الأساس للخلافة الراشدة أشیاء منها: أنّ أبا بکر قُدّم علی أمیر المؤمنین لأنّه شیخ محنّک لا تِرَة لأحد عنده فیُبَغض؛ و علی هذا الأساس جعلوه تارة أکبر سنّا من النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم، و قد عرفت حاله فی صفحة (270) و أُخری أنّه کان شیخاً یُعرف و النبیّ شابّا لا یُعرف، و أوقفناک علی حقیقة الحال فی (ص 257). و آونة أنّه أسنّ الصحابة لیحسموا مادّة النقض بشیوخ فی الصحابة کلّهم أکبر من الإمام أمیر المؤمنین علیه السلام و فیهم رؤساء و أعاظم، و ما عرفوا أنّ المستقبل الکشّاف سیوقف الباحثین علی أناس هم أکبر من الرجل سنّا، و أوفر علماً، و أبلغ حنکةً، و أقدم شرفاً، و أسبق إسلاماً.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 384