اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۷ اسفند ۱۴۰۲

ابوبکر و عمر، بهتر از همه امت هستند

متن فارسی

قاضی ابو یوسف در کتاب ” آثار ” از ابو حنیفه نقل می کند که ” مردی نزد علی- رضی الله عنه- آمده گفت: کسی بهتر از تو ندیده ام. از او پرسید:پیامبر (ص) را دیده ای؟ گفت: نه. پرسید: ابو بکر و عمر- رضی الله عنهما- را دیده ای؟ گفت: نه گفت اگرمی گفتی که پیامبر (ص) را دیده ای، گردنت را می زدم. و اگر می گفتی: ابو بکر و عمر را دیده ای، ترا به کیفری دردناک میرساندم “.هر گاه در آنچه از شرح حال ابو یوسف در جلد هشتم نوشتیم دقت کنید احتیاجی به استدلال در رد این روایت و امثالش نخواهید داشت. وانگهی با احادیث ثابتی که از رسول خدا (ص) رسیده ناسازگار است، با حدیث ثابتی که می فرماید: علی برترین انسان است و حدیثی که در تفسیر آیه ” اولئک خیر البریه ” … از حضرتش به ثبوت رسیده و فرمایشش که ایشان عبارتند از علی (ع) وشیعه و پیروانش بنابر این، روایت مذکور مخالف قرآن و سنت است و بایستی به دیوارزدش. چنانکه با نظریه امیر المومنین علی (ع)درباره خودش به هنگام مقایسه خویش باآن عده منافات دارد، آنجا که می فرماید “: کی درباره من و نسبتم با آن اولی جای تردید وابهام بود که اینک مرا با چنین افرادی قرین و همردیف می سازند “. و ” پسر ابی قحافه ردای خلافت را بخود پوشید در حالی که میدانست منزلت من با خلافت چنان است که مقام محور در آسیاب ” و دیگر فرمایشات شبیه اینها که یکدیگر را تحکیم می کند.
(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ،ج10،ص136)

متن عربی

22- ذکر القاضی أبو یوسف فی الآثار (ص 207) عن أبی حنیفة: أنّ رجلًا أتى علیّا رضى الله عنه فقال: ما رأیت أحداً خیراً منک، فقال له: هل رأیت النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم قال: لا. قال: فهل رأیت أبا بکر و عمر؟ قال: لا. قال: لو أخبرتنی أنّک رأیت النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم ضربت عنقک، و لو أخبرتنی أنّک رأیت أبا بکر و عمر لأوجعنّک عقوبة.

قال الأمینی: إنّک لو أمعنت النظر فیما ذکرناه فی ترجمة أبی یوسف فی (8/30، 31 الطبعة الأولى) «2»، لأغناک عن مؤنة البرهنة على تفنید هذه الروایة و ما یجری مجراها.

على أنّها مضادّة لما ثبت عن رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم من أنّ علیّا خیر البشر، و ما جاء عنه صلى الله علیه و آله و سلم من تأویل قوله سبحانه (أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ): بعلیّ علیه السلام و شیعته «3». فالروایة مخالفة للکتاب و السنّة فأَحرِ بها أن تُضرب عرض الجدار. و أنّها على طرف نقیض مع نظریّة أمیر المؤمنین علیه السلام فی نفسه عند مقایستها مع القوم، فهو الذی

یقول: «متى وقع الشکّ فیّ مع الأوّل حتى صرتُ أُقرَنُ بهذه النظائر».

و یقول: «لقد تقمّصها ابن أبی قحافة و هو یعلم أنّ محلّی منها محلّ القطب من الرحى».

إلى کثیر ممّا یشبه بعضه بعضاً من نظائر هذا القول. راجع غیر واحد من أجزاء هذا الکتاب «4».