اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۵ آذر ۱۴۰۱

ابوبکر و عمر چشم و گوش دین هستند

متن فارسی

از زبان حذیفه‌بن یمان (رض) گزارش کرده اند که گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم می گفت بر آن شده ام که مردانی را به‌این سوی و آن سوی فرستم تا کارهای شایسته و بایسته را بمردم آموزند همچنانکه عیسی پسر مریم حواریان را برای همین برنامه ها می فرستاد . گفتندش با عمر و ابوبکر چگونه ای؟ گفت من از آن دو بی نیاز نیستم زیرا آندو همچون چشم و گوش دینند . این گزارش را حاکم در ج 3 ص 74 مستدرک آورده و گفته ” این حدیثی است که تنها حفص بن عمر عدنی از زبان مسعر بازگو کرده ” ولی ذهبی در فشرده همین کتاب آنرا بی پایه شمرده .
امینی گوید: نسایی گفته: حفص بن عمر مورد وثوق نیست. و ابن عدی گفته: بیشتر احادیثش با اخبار راجح و مشهور ناسازگار است. و ابن حبان گفته او از آن ها بوده که زنجیره گزارش ها را دیگرگون می نموده و روا نیست احادیثی‌را که تنها او آورده بنیاد استدلال گیریم. و ابن معنی گفته: مردی بد کنش‌بوده که مورد وثوق نیست. و مالک بن عیسی گفته بی ارزش است. و عقیلی گفته: حدیث هایش اباطیل است. و احمد گفته او با حماد در بلاهایی که بر سر حدیث‌آورد همدست است. و ابو داود گفته حدیث‌وی نکوهیده است. و دار قطنی گفته: حدیث وی سست است و متروک، نیرومند نیست . این ها تازه در صورتی است که سخن کسانی را بپذیریم که گویند او حفص ابن عمر بن دینار ایلی نبوده و اگر او باشد که به گفته ابن عدی همه احادیثش چه از نظر سند چه از نظر متن‌ نکوهیده و ضعیف شمردن آن ها بهتر است‌. و ابو حاتم گفته: پیری دروغ پرداز بوده. و عقیلی گفته او از زبان شعبه ومسعر و مالک بن مغول و امامان گزارش هایی یاوه نقل کرده. و ساجی گوید: اودروغ می گفته. و ابو احمد حاکم گفته از سر احادیثش باید گذشت . این بود حال و روز سند روایت . و ای کاش می دانستم کدام کار بایسته و شایسته بوده که اگر بفرض پیامبر آن دو مرد را می فرستاده می توانستند بمردم بیاموزند؟ و چه فتوایی می دادند درباره کلاله وارث جد و جده و تیمم و شکیات نماز و مسایل دیگری که پاره ای از آن ها را در جلد ششم عربی و پاره ای دیگر را در جلد سیزده از ترجمه فارسی مطرح کردیم و چه پاسخی داشتند در برابر پرسش هایی که مردم پیرامون آیات قرآن می نمودند با آنکه‌آندو حتی از فهم پاره ای از الفاظ و واژه های آن در می ماندند چه رسد به معانی دشوار و پیچیده؟
وانگهی چگونه نیازهای رسول خدا (ص) به یاری آندو برآورده می شده و بر چه مبنایی آندو گوش و چشم دین بشمار می آمده اند؟ آیا با آن دلاوری هاشان در نبردها؟ یا با آن دست و دل بازی هاشان در بحران های اقتصادی؟ یا به بینا دلی شان درکارها؟ یا به آن دانش سودمندشان در زمینه قرآن و سنت؟ یا به موقوف بودن‌دعوت اسلام در مرکز آن به آندو؟ یا به وابستگی اجرای احکام به آن دو؟ سرگذشت نامه ها را بخوان و سپس پاسخ بده .  در ج 5 ص 325 از زبان مقدسی آوردیم که این روایت: بوبکر و عمر همچون گوش و چشم اسلام هستند از ساخته های ولید بن فضل خبرساز است .  و ابو عمر در استیعاب – 146 / 1 – گزارشی بی زنجیره ای درست درباره بوبکر و عمر آورده که پیامبر گفت ” این دو نسبت به من همچون چشم و گوش هستند نسبت به سر ” آنگاه می نویسد اسناد آن ضعیف است، زیرا ابو عبد الله یعیش بن سعید ما را خبر داد که ابوبکر بن محمد بن معاویه ما را گفت که جعفر بن محمد فریابی گفت که عبد السلام بن محمد حرانی گفت که ابن ابی‌فدیک گفت که مغیره بن عبد الرحمن گفت‌که مطلب بن عبد الله بن حنطب از زبان‌پدرش از جدش آورده است که پیامبر گفت. . . ” و این خبر به جز این، اسناددیگری ندارد و مغیره بن عبد الرحمن نامبرده نیز همان حزامی است که گزارش‌هایش سست است و با مغیره مخزومی که از فقیهان صاحب رای بوده دو تا است (الخ) و باز ابو عمر در ج 1 ص 348 می‌نویسد زنجیره این حدیث آشفته‌است و استوار نیست. و در اصابه 299 / 2 آمده که این حدیث درباره بوبکر وعمر: ” این دو، چشم و گوش هستند ” به گفته ابو عمر حدیثی درهم برهم است‌و استوار نیست . می گویم: در اسناد یاد شده آن نام چندین میانجی دیگر راهم می بینیم که یا ناشناخته اند یا حدیثشان سست است و سستی سند تنها بخاطر وجود مغیره نیست بلکه ابن معین‌درباره آن گوید بی ارزش است و نسایی هم آن را نیرومند نمی شمرده تهذیب التهذیب 266 / 10.

الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب  ج 7 ص 396

 

متن عربی

19- الدین و سمعه و بصره
عن حذیفة بن الیمان، قال: سمعت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم یقول: لقد هممت أن أبعث إلی الآفاق رجالًا یُعلّمون الناس السنن و الفرائض کما بعث عیسی بن مریم الحواریّین. قیل له: فأین أنت عن أبی بکر و عمر؟ قال: إنّه لا غنی بی عنهما إنّهما من

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 396

الدین کالسمع و البصر. أخرجه الحاکم فی المستدرک «1» (3/74) فقال: هذا حدیث تفرّد به حفص بن عمر العدنی عن مسعر. و قال الذهبی فی تلخیصه: هو واهٍ.
قال الأمینی: قال النسائی «2»: حفص بن عمر لیس بثقة. و قال ابن عدیّ «3»: عامّة حدیثه غیر محفوظ. و قال ابن حبّان «4»: کان ممّن یقلّب الأسانید لا یجوز الاحتجاج به إذا. انفرد و قال ابن معین»
: رجل سوء، لیس بثقة. و قال مالک بن عیسی: لیس بشی ء، و قال العقیلی «6»: یحدّث بالأباطیل، و قال أحمد: کان مع حمّاد «7» فی تلک البلایا، و قال أبو داود: منکر الحدیث، و قال الدارقطنی «8»: ضعیف، لیس بقویّ، متروک «9».
هذا علی ما فرّق جمع بینه و بین حفص بن عمر بن دینار الأیلی. و أمّا إن کان هو هو فقال ابن عدی «10»: أحادیثه کلّها منکرة المتن و السند و هو إلی الضعف أقرب. و قال أبو حاتم «11»: کان شیخاً کذّاباً. و قال العقیلی «12»: یحدّث عن شعبة و مسعر و مالک

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 397

ابن مِغْول و الأئمّة بالبواطیل، و قال الساجی: کان یکذب، و قال أبو أحمد الحاکم: ذاهب الحدیث «1».
هذا شأن سند الروایة؛ و لیت شعری أیّ سنّة أو فریضة کان یعلّمها الرجلان علی فرض إرسالهما؟ و بما ذا کان یفتیان فی الکلالة و إرث الجدّ و الجدّة و التیمّم و شکوک الصلاة إلی مسائل أُخری، عرّفناک بعضها فی الجزء السادس و جملة منها فی هذا الجزء؟ و بما ذا کانا یجیبان لو سُئِلا عن آیات القرآن و هما یتقاعسان عن معرفة بعض ألفاظها اللغویّة فکیف بالغوامض و المعضلات؟
ثمّ بما ذا کان غناء الرجلین لرسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم؟ و بما ذا کانا من الدین کالسمع و البصر؟ أ بصولاتهما فی الحروب؟ أم بأیادیهما فی الجدوب؟ أم ببصائرهما فی الأُمور؟ أم بعلمهما الناجع فی الکتاب و السنّة؟ أم بتوقّف الدعوة علیهما فی عاصمة الإسلام؟ أم بإناطة تنفیذ الأحکام بهما؟ إقرأ السیر ثمّ استحفِ الخبر.
و قد مرّ فی (5/325) عن المقدسی: أنّ أبا بکر و عمر من الإسلام بمنزلة السمع و البصر، من موضوعات الولید بن الفضل الوضّاع.
و ذکر أبو عمر فی الاستیعاب «2» (1/146) مرفوعاً لأبی بکر و عمر: هذان منّی بمنزلة السمع و البصر من الرأس، و قال: إسناده ضعیف. أخبرنا أبو عبد اللَّه یعیش بن سعید قال: حدّثنا أبو بکر بن محمد بن معاویة، قال جعفر بن محمد الفریابی، قال عبد السلام بن محمد الحرّانی، قال ابن أبی فدیک، عن المغیرة بن عبد الرحمن، عن المطّلب بن عبد اللَّه بن حنطب، عن أبیه، عن جدّه: انّ النبیّ… لیس له غیر هذا الإسناد، و المغیرة بن عبد الرحمن هذا هو الحزامی ضعیف و لیس بالمخزومی الفقیه

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 398

صاحب الرأی. إلی آخره. و قال «1» فی (1/348): حدیث مضطرب الإسناد لا یثبت. و فی الإصابة (2/299): حدیث هذان السمع و البصر؛ فی أبی بکر و عمر قال أبو عمر: حدیث مضطرب لا یثبت.
أقول: فی الإسناد المذکور غیر واحد من المجاهیل و الضعاف و لا ینحصر ضعفه بمکان المغیرة فحسب، و قال فیه ابن معین «2»: إنّه لیس بشی ء. و قال النسائی: لیس بالقویّ. تهذیب التهذیب «3» (10/266).