logo-samandehi

ابوزرعه ریگ را طلا می کند

“ذهبی ” در تذکره الحفاظ ” 174:1 از خالد بن فزر نقل کرده “: حیاه بن شریح (همان ابو زرعه مصری متوفی 158 که شیخ دیار مصر بود) از کسانی بود که بسیار گریه می کردند (بکائین) و حقیقتا تنگدست بود. در حالی که او خلوت کرده بود و دعا می کرد، من نشستم و گفتم: دعا کن خداوند به تو وسعت روزی بدهد. او به راست و چپ نگریست،کسی را ندید. آنگاه دانه شنی را گرفت و بسوی من انداخت. ناگاه دیدم که طلا شده است، طلائی که به آن خوبی ندیده بودم. سپس گفت: دنیا هیچ سودی ندارد، مگر آنکه برای آخرت باشد. سپس گفت: خدا بهتر می داند که صلاح بندگانش چیست. گفتم: من با این طلا چه کار کنم؟ گفت انفاق کن. من هم آنرا در راه خدا بخشیدم.”

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب  ج 11 ص 173)

رفتن به بالا