اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

ابو الحسن علاء الدین حلّى

متن فارسی

او ابو الحسن علاء الدین شیخ على بن حسین حلّى شهیفى معروف بابن شهفّیه دانشمندى فاضل و ادیبى کامل و جمع کرده بود بین دو فضیلت علم فراوان و ادبیت تمام را باندیشه فوق العاده و بینش درست و مهارت ظاهر و فضیلت نمایانى و او در جلوداران و مقدم از شعراء خاندان رسالت علیهم السلام در آمده و قصاید او طنین‏انداز و روان و پر از حجتها و دلیلها رخشنده به نازکی‌ها لبریز از اندیشه‌هاى باریک آراسته و نمایان بمحسنات شگفت‏آمیزى بنا بر بسیارى در لفظ و روشن‏بینى در معنا و متانت در اسلوب و نیروئى در مبنا و سنگینى در مرتب کردن خوش اندامى در ترتیب در مدایح امیر المومنین و نوحه‌سرائى و سوگوارى فرزندش امام شهید نوه پیامبر بهترین شاهد است براى نبوغ و برجستگى آن و مقدم بودن او در زیبائیهاى شعر و پایدارى و استقامت او بر نوامیس مذهب و پیروى و تبعیت او از امامان دین علیهم السلام و از براى استاد ما شهید اوّل (محمد بن محمد مکى صاحب لمعه) معاصر او مقتول در سال 786 شرح یکى از قصائد اوست و آن غدیریه دوّم یاد شده است و چون مترجم (ناظم قصیده) مطلع و آگاه بر این شرح شد افتخار بآن نموده و شارح را بقطعه مدح و تعریف نموده است.

قاضى (نور الله شهید) در کتاب (المجالس) او را یاد و بعلم و فضل و ادب تمجید و ستوده است و نیز استاد ما شیخ حّر عاملى در امل الآمل و میرزا (عبد الله افندى) صاحب ریاض العلماء و آقاى ما مولف ریاض الجنّه و ابن ابى شبانه در تتمیم امل و غیره ایشان هم ویرا یاد و توصیف کرده‌اند.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏6، ص: 514

متن عربی

الشاعر

أبو الحسن علاء الدین الشیخ علیّ بن الحسین الحلّی الشهیفی «4»، المعروف بابن الشهفیّة، عالم فاضل، و أدیب کامل، و قد جمع بین الفضیلتین علم غزیر و أدب بارع بفکر نابغ، و نظر صائب، و نبوغ ظاهر، و فضل باهر، و جاء فی الطلیعة من شعراء أهل البیت علیهم السلام، و قصائده الرنّانة السائرة الطافحة بالحجاج، الزاهیة بالرقائق، المشحونة بالدقائق، المتبلّجة بالمحسّنات البدیعیّة على جزالةٍ فی اللفظ، و حصافةٍ فی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏6، ص: 515

المعنى، و متانةٍ فی الأُسلوب، و قوّةٍ فی المبنى، و رصانةٍ فی النضد، و رشاقةٍ فی النظیم فی مدائح أمیر المؤمنین و مراثی ولده الإمام السبط أعدل شاهد لعبقریّته، و تقدّمه فی محاسن الشعر، و ثباته على نوامیس المذهب، و اقتفائه أثر أئمّة دینه علیهم السلام. و لشیخنا الشهید الأوّل معاصره المقتول سنة (786) شرح إحدى قصائده و هی الغدیریّة الثانیة المذکورة، و لمّا وقف المترجم على ذلک الشرح فخر به و مدح الشارح بمقطوعة.

ترجمه و أثنى علیه بالعلم و الفضل و الأدب القاضی فی المجالس «1»، و شیخنا الحرّ فی أمل الآمل «2»، و المیرزا صاحب ریاض العلماء «3»، و سیّدنا مؤلّف ریاض الجنّة، و ابن أبی شبانة فی تتمیم الأمل و غیرهم.