اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

ابو الفتح کشاجم

متن فارسی

ابو الفتح محمود بن محمد بن حسین بن سندی بن شاهک رملی «1»، معروف به کشاجم.

نابغه‌ای است از نیکان امت و یگانه‌ای از رجال برجسته، و شهسواری در نقد و ادب، کسی با او برابر نبود، و نه با او یارای بحث و مشاجره داشت. شاعر بود، نویسنده و متکلم بود، منجم، منطقی، اهل حدیث، از طبیبان ماهر و زبردست. محقق، مو- شکاف، و هم اهل بخشش و نوال.

خلاصه همه فضائل در او جمع بود، و بدین جهت خود را کشاجم نامید که هر یک از حروف پنجگانه، اشاره به یکی از فنون متداول داشت: ک کاتب. ش شاعر. ا ادب و انشاد (سرود) ج جدل یا جود. م متکلم یا منطقی و منجم. و بعد از آنکه در علم طب مهارت کامل یافت، حرف طا را هم بر آن افزود و طکشاجم گفت، ولی بدان شهرت نیافت.

شرح این لقب در کتب رجال مضبوط است، با اختلافی که بدان اشاره گشت. «2»

البته این مرد، در تمام این مراتب سرآمد عصر بوده و چه بسا اختلاف در شرح لقب از همین جا، ناشی گشته باشد.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 15

متن عربی

الشاعر

أبو الفتح محمود بن محمد بن الحسین بن سندی بن شاهک الرملی ( «3»)، المعروف

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 15

بکشاجم. هو نابغةٌ من رجالات الأمّة، و فذٌّ من أفذاذها، و أوحدیٌّ من نیاقدها، کان لا یُجارى و لا یُبارى، و لا یُساجَل و لا یُناضَل، فکان شاعراً کاتباً متکلّماً منجِّماً منطقیّا محدِّثاً، و من نُطس الأواسیِّ محقِّقاً مدقِّقاً مجادلًا جواداً.

فهو جُماع الفضائل، و إنّما لقّب نفسه بکشاجم إشارةً بکلِّ حرف منها إلى علم: فبالکاف إلى أنَّه کاتب، و بالشین إلى أنَّه شاعر، و بالألف إلى أدبه، أو إنشاده، و بالجیم إلى نبوغه فی الجدل أو جوده، و بالمیم إلى أنَّه متکلّم أو منطقی أو منجِّمٌ، و لمّا ولع فی الطبِّ و برع فیه زاد على ذلک حرف الطاء فقیل: طکشاجم، إلَّا أنّه لم یشتهر به.

هذا ما طفحت به المعاجم ( «1») فی تحلیل هذا اللقب على الخلاف الذی أوعزنا إلیه فی الإشارة، لکنَّ الرجل بارع فی جمیع ما ذکر من العلوم، و لعلّه هو المنشأ للاختلاف فی التحلیل.