اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۳ اسفند ۱۴۰۲

ابوبکر و عمر نسبت به من، همان منزلتی را دارند که هارون(ع) با موسی(ع) داشت

متن فارسی

– ابن عدی روایتی از محمد بن نوح ثبت کرده که جعفر بن محمد ناقد، برای ما حدیث کرده و عمار بن هارون مستملی بصری روایت کرده و قزعه بن سوید بصری روایت کرده از ابن ابی ملیکه از ابن عباس تا به پیامبر (ص) رسانده، گوید “: هیج مالی چنانکه مال ابو بکر مرا مفید افتاد سودمند نیفتاد”.و در همین گفته می افزاید “: و ابو بکر و عمر نسبت به من، همان منزلتی را دارند که هارون با موسی داشت “.این را همچنین از طریق ابن جریر طبری از بشیر بن دحیه از قزعه بن سوید ثبت کرده است.در سند روایت، نام عمار مستملی دلال وجود دارد. ابو ضریس می گوید: از ابن مدینی درباره او پرسیدم، از او خشنود نبود. و ابن عدی می گوید: عموم روایاتش غیر محفوظ است. و نیز می گوید: روایت می دزدد. عقیلی می گوید: موسی بن هارون به من گفت: عمار ابو یاسر روایاتش متروک و مطروداست. خطیب بغدادی می گوید: ابو حاتم از او حدیث شنیده، اما از قول او روایت نکرده است. و می گوید: روایاتش متروک و مطرود است. ابن حبان می گوید: گاهی خطا کرده است.همچنین نام قزعه- ابو محمد بصری- هست. احمد حنبل می گوید: روایاتش مشوش است. و نیز می گوید: شبه متروک است. ابوحاتم می گوید: چنان “قوی ” نیست، مقامش راستگوئی است،اما استوار نیست، روایاتش نوشتنی است، اما به آن نباید استناد کرد. بخاری می گوید: چنان ” قوی ” نیست. آجری می گوید: از ابو داود درباره قزعه پرسیدم گفت: ضعیف است. به عباس عنبری نامه نوشته درباره وی پرسیدم به من نوشت: او ضعیف است. نسائی می گوید: ضعیف است. ابن حبان می گوید: بسیار خطا می کرده وتوهمات فاحش به او دست داده است، و چون این خطاها و توهمات در نقل روایتش بسیار گشته دیگر روایاتش قابل استدلال نمانده است. بزار می گوید “:قوی ” نیست. عجلی می گوید: در اوضعف و سستی هست.در سند طبری، بشر بن دحیه وجود دارد که ذهبی او را ضعیف شمرده است و پس از روایت این حدیث از او می گوید: این، دروغ است، و ” بشر ” کیست؟و می گوید قزعه ارزشی ندارد.

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ،ج10،ص136)

متن عربی

23- أخرج ابن عدی «5» عن محمد بن نوح، حدّثنا جعفر بن محمد الناقد،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 136

حدّثنا عمّار بن هارون المستملی البصری، حدّثنا قزعة بن سوید البصری، عن ابن أبی ملیکة، عن ابن عبّاس رفعه: ما نفعنی مال ما نفعنی مال أبی بکر. و فیه: و أبو بکر و عمر منّی بمنزلة هارون من موسى.

و أخرجه «1» من طریق ابن جریر الطبری، عن بشیر بن دحیة، عن قزعة بن سوید «2». أقول: فی الإسناد عمّار المستملی الدلّال، قال أبو الضریس: سألت ابن المدینی عنه فلم یرضه، و قال ابن عدی: عامّة ما یرویه غیر محفوظ. و قال أیضاً: یسرق الحدیث. و قال العقیلی «3»: قال لی موسى بن هارون: عمّار أبو یاسر متروک الحدیث. و قال الخطیب «4»: سمع منه أبو حاتم «5» و لم یرو عنه و قال: متروک الحدیث و قال ابن حبّان «6»: ربّما أخطأ.

میزان الاعتدال (2/245)، تهذیب التهذیب (7/407) «7».

و فیه قزعة أبو محمد البصری، قال أحمد: مضطرب الحدیث. و قال أیضاً: شبه المتروک. و قال أبو حاتم «8»: لیس بذاک القویّ محلّه الصدق و لیس بالمتین یکتب حدیثه و لا یحتجّ به.

و قال البخاری «9»: لیس بذاک القویّ. و قال الآجری: سألت أبا داود عن قزعة فقال: ضعیف، کتبت إلى العبّاس العنبری أسأله عنه، فکتب إلیّ

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 137

أنّه ضعیف، و قال النسائی «1»: ضعیف، و قال ابن حبّان «2»: کان کثیر الخطأ فاحش الوهم، فلمّا کثر ذلک فی روایته سقط الاحتجاج بأخباره، و قال البزّار: لم یکن بالقویّ. و قال العجلی فیه: ضعیف «3».

و فی إسناد الطبری بشر بن دحیة، ضعّفه الذهبی و قال بعد روایة هذا الحدیث عنه: هذا کذب، و من بشر؟ و قال: قزعة لیس بشی ء «4».