اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۳ اسفند ۱۴۰۲

اجتهاد خلیفه دوم درباره خوردن گوشت خرگوش

متن فارسی

رای خلیفه دوم درباره خرگوش

از موسی بن طلحه روایت شده که مردی از عمر از خرگوش پرسید پس عمر گفت: اگر نبود که من زیاد کنم در حدیث یا کم کنم از آن می گفتم و من به زودی می فرستم برای تو به سوی مردی که تو را خبر دهد پس عقب عمار فرستاد و آمد و گفت: ما با پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم و در محلی چنین و چنان فرود آمدیم پس مردی از اعراب خرگوشی هدیه به پیامبر صلی الله علیه و آله نمود و ما آن را خوردیم . پس اعرابی گفت : ای رسول خدا من دیدم آن را که خون می بیند یعنی حیض می شود پس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود عیبی به آن نیست .

من نمی گویم : که آن چیزی که خلیفه را ترسانیده از زیاد و کم کردن در حدیث آن بی معرفتی او به حکم بوده است. و من نمی گویم که عمار بیناتر از او در قضیه بوده و امین تر از او در روایت و نقل. و نمی گویم : کجا بود این احتیاط از او در غیر خرگوش از آنچه را که مستبد محکم آن شده بدون هیچ توجه و اعتنائی از صدها مسائل در اموال و نفوس و عقود و ایقاعات و حال آنکه او می دانست که او علمی به آن ندارد لکن من این را واگذار می کنم به وجدان آزاد تو .

– و در خاطرم چیزی است در نفی گناه از خوردن گوشت خرگوش و آن قول چهار امام عامه ( 1- ابو حنیفه 2- شافعی 3- مالک 4احمد بن حنبل) و همه علماء آنهاست مگر آنچه که حکایت شده از عبد الله بن عمرو ابن العاص و عبد الرحمن بن ابی لیلی و عکرمه مولا ابن عباس که ایشان خوردن آن را مکروه دانسته اند. ( عمده القاری ج 6 ص 259 )

( الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 187)

متن عربی

30- رأی الخلیفة فی الأرنب

عن موسی بن طلحة: أنّ رجلًا سأل عمر عن الأرنب، فقال عمر: لو لا أنّی أزید فی الحدیث أو أنقص منه، و سأرسل لک إلی رجل. فأرسل إلی عمّار فجاء، فقال:

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 187

کنّا مع النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم فنزلنا فی موضع کذا و کذا فأهدی إلیه رجل من الأعراب أرنباً فأکلناها، فقال الأعرابی: یا رسول اللَّه إنّی رأیتها تدمی أی تحیض، فقال النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم: «لا بأس بها».

أخرجه «1» ابن أبی شیبة، و ابن جریر الطبری کما فی کنز العمّال (8/50)، و أخرجه أبو یعلی فی مسنده، و الطبرانی فی الکبیر من روایة ابن الحوتکیّة کما فی عمدة القاری (6/259)، و رواه الهیثمی فی مجمع الزوائد (3/195) نقلًا عن أحمد من طریق ابن الحوتکیّة.

أنا لا أقول: إنّ الذی أخاف الخلیفة من الزیادة أو النقیصة فی الحدیث هو عدم معرفته بالحکم، و لا أقول: إنّ عمّاراً کان أبصر منه فی القضیّة و أوثق منه فی الروایة و النقل. و لا أقول: أین کانت تلک الحیطة منه فی غیر الأرنب ممّا استبدّ بحکمه من دون أیّ اکتراث من مئات المسائل فی الأموال و الأنفس و العقود و الإیقاعات و هو یعلم أنّه لم یحط بها علماً، لکنّی أکِلُ ذلک إلی وجدانک الحرّ.

و فی النفس ما فیها فی نفی البأس عن لحم الأرنب، و هو قول الأئمّة الأربعة و کافّة العلماء إلّا ما حکی عن عبد اللَّه بن عمرو بن العاص، و عبد الرحمن بن أبی لیلی، و عکرمة مولی ابن عبّاس أنَّهم کرهوا أکلها. عمدة القاری «2» (6/259).