logo-samandehi

ازدواج موقت در قرآن مجید

متعه در قرآن مجید
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیماً حَکِیماً
«1» پس آن چه را که متعه کردید از ایشان پس بدهید بایشان مهرهایشانرا که فرض کرده شده و نیست گناهی بر شما در آنچه بآن راضی شدید به آن از بعد مهر واجب بدرستیکه خداوند دانای درست کردار است
موسی صاحب (الوشیعه) خیال کرده که قول بنزول آیه از ادعاهّای شیعه فقط است و در غیر کتابهای ایشان یافت نمیشود کسی که قائل بآن باشد، و قول بآن نمیشود مگر از نادانیکه ادعاّء کرده و نفهمیده، پس ما یاد میکنیم مقداری از آنچه را که در کتابهای ملّت و همکیشان اوست تا آنکه خواننده بداند که نیش های این مردک احمق نادان بد زبان ناسزاگویکه متوجّه میشود.
1- احمد امام حنبلی ها در مسندش ج 4 ص 436 با سندهائیکه تمام رجال و راویان آن مورد وثوق و اعتمادند از عمران بن حصین نقل کرده گوید: آیه متعه در کتاب خدای تبارک و تعالی نازل شده و ما بآن عمل کردیم با رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله پس آیه ای نازل نشد که آنرا نسخ کند و پیامبر صلّی اللّه علیه و آله هم
نهی نفرمود تا از دنیا رفت.
و در صفحه 46 تا 50 گذشت که عده ای از مفسرین آنرا یاد کرده اند در سوره نساء در آیه متعه و باین حدیث شمرده کسیکه شمرده که عمران بن حصین از کسانیست که ثابت و پا بر جا بر مباح بودن متعه بوده است.
2- ابو جعفری طبری متوفای 310 در تفسیرش ج 5 ص 9 نقل کرده باسنادش از ابی نضره گوید: پرسیدم از ابن عباس از متعه زنان گفت آیا نخواندی سوره نساء را گفت: گفتم: چرا، گفت: پس قرائت نکردی در آن فمّا استمتعتم به منهن الی اجل مسمّی، پس آن چه را که متعه کنید از ایشان تا مدت معیّن گفتم باو: اگر چنین قرائت کرده بودم از تو نمیپرسیدم، گفت: پس بدرستیکه آن چنین بوده است، و در حدیث است: که ابن عباس گفت: سه بار قسم خورد که خدا چنین نازل نمود.
و از قتاده در قرائت ابّی بن کعب نقل کرده: فما استمتعتم به منهّن الی اجل مسمّی: و نقل کرده باسناد صحیح از شعبه از حکم گوید: پرسیدم از او از این آیه که آیا نسخ شده گفت: نه.
و روایت کرده از عمر بن مره: که شنید از سعید بن جبیر که میخواند: فما استمتعتم به منهّن الی اجل مسمّی.
و از مجاهد: نقل شده که بدرستیکه در آیه یعنی نکاح متعه است.
و از ابی ثابت نقل شده: که ابن عباس قرانی بمن داد که در آن بود فما استمتعتم به منهّن الی اجل مسمّی.
3- ابو بکر جصّاص حنفی متوفای 370 در «احکام القران»
ج 2 ص 178 نقل کرده آنچه که گذشت از حدیث ابن عباس و ابّی بن کعب در قرائت آیه و یاد کرده از طریق ابن جریح و عطاء خراسانی از ابن عباس که آن نسخ شده بقول خدای تعالی: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَ
ای پیامبر هر گاه زنها را طلاق دادید پس برای عدّه داشتن طلاق دهید، پس اگر آن آیه درباره متعه نازل نشده باشد چگونه نسخ شده و دانستی بطلان نسخ آنرا بآن و غیر آن.
4- حافظ ابو بکر بیهقی متوفای 458 نقل کرده باسنادش در سنن کبری ج 7 ص 205، از محمد بن کعب از ابن عباس رضی الله عنه گوید: متعه در اوّل اسلام بود، و مردم این آیه را چنین قرائت میکردند: فما استمتعتم به منهّن الی اجل مسمّی. الحدیث
5- حافظ ابو محمد بغوی شافعی متوفای 510/16 در تفسیرش حاشیه تفسیر خازن ج 1 ص 423 گوید: حسن و مجاهد گویند: که آیه درباره نکاح صحیح است و دیگران گفته اند: آن نکاح متعه است تا آنجا که گوید: عموم اهل علم معتقدند «1» که نکاح متعه حرام است و آیه نسخ شده است و ابن عباس رضی الله عنهما معتقد بود که آیه محکم و رخصت داده در نکاح متعه، سپس روایت کرده حدیث ابی نضره یاد شده را بلفظ طبری.
6- ابو القاسم جار الله زمخشری معتزلی متوفای 538 در (الکشاف) ج 1 ص 360 گفته اند: آیه درباره متعه زنان نازل شده
و از ابن عباس نقل کرده که آن محکم و بحلیتش باقیست و نسخ نشده است و او بود که قرائت میکرد: فما استمتعتم به منهّن الی اجل مسمّی.
7- قاضی ابو بکر اندلسی متوفای 542 در (احکام القران) ج 1 ص 162 گوید: در آیه دو قول است، اول اینکه اراده کرده استمتاع مطلق نکاح که جماعتی گفته اند که از ایشانست حسن و مجاهد و یکی از دو روایت ابن عباس.
دوّم- اینکه مراد متعه زنانست بازدواج ایشان تا مدت معین آنگاه روایت کرده از ابن عباس و حبیب بن ابی ثابت، و ابّی بن کعب.
8- ابو بکر یحی بن سعدون قرطبی متوفای 567 گوید: در تفسیرش ج 5 ص 130 نزد بیان اختلاف در معنای آیه: جمهور گفته اند که مقصود نکاح متعه است که در اوّل اسلام بوده است، و ابن عباس و ابی بن کعب و سعید بن جبیر: فما استمتعتم به منهّن الی اجل مسمّی فآتوهّن اجورهن، خوانده اند.
و گوید در میان خلاف است درباره کسیکه زنی را متعه کرده: و در روایت دیگری از مالک سنگسار نمیشود، برای اینکه نکاح متعه حرام نیست و لیکن برای اصل دیگری که برای علماء ما است غریب است آنها به تنهائی بآن فتوا داده غیر سایر علماء و آن اینست که آنچه بسنّت حرام شده آیا آن مثل آنستکه بقران حرام شده باشد یا نه، پس از روایت بعضی مدنی ها از مالک معلوم میشود که آن دو یکسان و برابر نیستند و این ضعیف است.
و ابو بکر طرسوسی گوید: و رخصت نداده در نکاح متعه مگر
عمران بن حصین و ابن عباس و بعضی از صحابه و گروهی از اهل بیت (رسالت) و درباره قول ابن عباس شاعر میگوید.
اقول للرکب اذ طال الثواء بنا یا صاح هل لک من فتیا ابن عباس
میگویم بمسافر وقتیکه طولانی شد منزل برای ما، ای رفیق من آیا برای توست فتوای ابن عباس.
فی بضه رخصه الاطراف ناعمه تکون مثواک حتی مرجع الناس
در تمتّع و کامیابی با زنان نرم و نازک بدن رخصت است که در اقامتگاه و منزلت باشد تا برگشت مردم و سایر علماء و فقهاء از صحابه و تابعین و گذشتگان صالح بر اینند که این آیه نسخ شده ص 133.
امینی (نور الله ضریحه) گوید: پس دیدیکه قول بنزول آیه در متعه رای علماء و فقهاء از صحابه و تابعین و پیشین شایسته است جز اینکه ایشان نسبت داده اند بآنها نزد قول قرطبی نسخ را و تو شناختی و دانستی سخن حق را درباره آن.
و نیز قرطبی گوید: در تفسیرش ج 5 ص 35 در قول خدای تعالی: وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ
گناهی بر شما نیست در آنچه را که راضی شدید بآن از بعد مهر واجب گوید گوینده گان بانیکه آیه در متعه است، این اشاره است بآنچه زن و مرد راضی میشدند بر آن از زیادی در مدت متعه در اول اسلام زیرا که زنی بود که در مدت یکماه بیک دینار مثلا شوهر میکرد پس چون ماه منقضی میشد و تمام میگشت پس چه بسا مرد میگفت مدّت مرا زیاد
کن تا مهر تو را زیاد کنم، بیان کرده که این جائز بود در موقع رضایت طرفین.
م- ابو الولید محمد بن احمد قرطبی مشهور بابن رشد متوفای 595 در بدایه المجتهد ج 2 ص 58 گوید: از ابن عباس مشهور شده حلال بودن متعه و پیروی ابن عباس نموده بر قول بحلیّت آن اصحاب او از اهل مکّه و یمن و روایت کرده اند که ابن عباس برای این استدلال میکرد بقول خدای تعالی: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ
پس آنچه را که متعه نمودید از ایشان پس مهریه آنها را واجبست بدهید و گناهی بر شما نیست و در حدیثی از اوست (الی اجل مسمی).
9- ابو عبد الله فخر الدین رازی شافعی متوفای 606 در تفسیر کبیرش ج 3 ص 200 یاد کرده دو قول در آیه را و گوید: یکی از آن دو قول بیشتر علماء است.
و قول دوّم: اینکه مقصود باین آیه حکم متعه است و آن عبارت از اینست که مردی زنی را اجیر کند بمال معلوم تا مدّت معیّنی پس با او آمیزش و جماع کند، و اتفّاق کرده اند که آن در اوّل اسلام حلال بوده است، و اختلاف کرده اند در اینکه آیا آن نسخ شده یا نه پس بیشتر از امّت برانند که آن نسخ شده و بقیّه از ایشان گفته اند که آن همانطور که حلال بوده بحلّیتش باقیست (تا روز قیامت) و این قول از ابن عباس و عمران بن حصین روایت شده، امّا از ابن عباس سه روایت است «سپس راویان را یاد کرده» پس گوید: و امّا عمران بن حصین، پس او گوید: آیه متعه در کتاب خدای تعالی نازل شده و بعد از آن آیه ای نیامده که آنرا نسخ کند و رسول خدا
صلّی اللّه علیه و آله ما را بآن فرمان داد و ما هم متعه نمودیم و از دنیا رفت پیامبر در حالیکه ما را از آن نهی و منع نکرده بودند سپس مردی آنچه خواست برای خودش گفت.
و در صفحه 201 یاد کرده قرائت ابّی بن کعب و ابن عباس را چنانچه از طبری گذشت و در ص 203 گوید: بدرستیکه قرائت ابّی و ابن عباس بر فرض ثبوت آن دلالت نمیکند مگر بر اینکه متعه مشروع بوده و ما نزاعی در آن نمیکنیم فقط چیزیکه ما میگوئیم اینست نسخ عارض بر آن شده.
10- حافظ ابو زکریا نووی شافعی متوفای 676 در شرح صحیح مسلم ج 9 ص 181 یاد کرده که عبد الله بن مسعود قرائت کرده: «فما استمتعتم به منهّن الی اجل.
11- قاضی ابو الخیر بیضاوی شافعی متوفای 685 در تفسیرش ج 1 ص 259 گوید: گفته اند آیه درباره متعه ای نازل شده که سه روز بود در وقتیکه مکّه فتح شد سپس نسخ شد چنانچه روایت شده که آنحضرت علیه الصلوة و السلام مباح کرد پس از آن صبح کرد که میگفت: ای مردم من شما را امر کردم به تمتع و کامجوئی از این زنها بدانید که خدا حرام کرد این را تا روز قیامت «1» و آن نکاح موقّت است بوقت معلوم که موسوم بآن شده.
12- علاء الدین بغدادی متوفای 841: در تفسیر معروفش بتفسیر خازن ج 1 ص 357 گوید: گروهی گویند: مقصود
از حکم آیه آن نکاح متعه است و آن اینستکه تزویج کند زنی را تا مدّة معلومی بچیز معلومی پس هر گاه این مدت منقضی و سپری شد آنزن هم از او جدا شود بدون طلاق و استبراء کند رحم خود را و میان آنها هم میراثی نیست و این در اوّل اسلام معمول بود. سپس رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله نهی از متعه نمود آنگاه یاد کرد حدیث سیره یاد شده در لفظ بیضاوی را پس گوید: و باین جهت علماء از صحابه و کسانیکه بعد از ایشان بوده اند معتقد شده اند که نکاح متعه حرام و آیه نسخ شده است، و اختلاف کرده اند در ناسخ آن پس بعضی گفته اند نسخ بسنّت و حدیث شده است و آن آنستکه گذشت از حدیث سیره …. و این بنا بر مذهب کسیستکه میگوید: سنّت نسخ میکند قرآنرا و مذهب شافعی اینستکه سنّت میتواند ناسخ قرآن باشد، پس بنا بر این میگوید: بدرستیکه ناسخ این آیه قول خدای تعالی است در سوره مومنون وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ …
و کسانیکه این حافظ عورتشان هستند، پس از آن یاد کرده روایات ابن عباس را که از آنهاست که آیه محکم و نسخ نشده (و حکمش تلقیا تا قیامت باقیست)
13- ابن جزی محمد بن احمد غرناطی متوفای 741 در تفسیرش (التسهیل) ج 1 ص 137 گوید: ابن عباس و غیر او گویند «1»، معنایش اینست هر گاه کامیاب از همسر شدید و آمیزش و جماع واقع شد پس واجبست دادن اجرة و آن صداق کامل است.
و بعضی گفته اند: که آن در نکاح متعه است و آن نکاح تا مدتی بدون میراث و در اوّل اسلام جایز بود و این آیه نازل شد در وجوب صداق و مهر در ان سپس حرام شد پیش بیشتر علماء پس بنا بر این آیه نسخ شده است بخبریکه ثابت در تحریم نکاح متعه است و برخی گفته اند: آیه فرائض آنرا نسخ کرده است برای آنکه نکاح متعه میراثی برایش نیست، و بعضی گفته اند: وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ
آنرا نسخ کرده و از ابن عباس روایت شده جواز نکاح متعه، و روایات شده که او برگشته از آن عقیده «1».
14- ابو حیّان محمد بن یوسف اندلسی متوفای 745 در تفسیرش ج 3 ص 218 قرائت ابن عباس و ابی بن کعب و سعید بن جبیر: فما استمتعتم به منهّن الی اجل مسمّی یاد کرده و گوید:
که ابن عباس و مجاهد و سدی و غیر ایشان گویند: بدرستیکه آیه در نکاح متعه است. و ابن عباس بابی نضره گفته که آیه را خدا چنین نازل کرده (الی اجل مسمی).
15- حافظ عماد الدین بن کثیر دمشقی شافعی متوفای 774 در تفسیرش ج 1 ص 474 گوید و استدلال شده بعموم این آیه بر نکاح متعه و شکی نیست در اینکه آن مشروع بوده در اول اسلام سپس بعد از این نسخ شده پس از آن بعد از ذکر بعضی از اقوال نسخ گوید و ابن عباس و ابی بن کعب و سعید بن جبیر و سدی قرائت
میکردند: فما استمتعتم به منهنّ الی اجل مسمی و مجاهد گوید:
درباره نکاح متعه نازل شده و لکن جمهور بر خلاف این رفته اند و عمده چیزیستکه ثابت شده در دو صحیح (مسلم و بخاری) از امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام. «1»
16- حافظ جلال الدین سیوطی متوفای 911 در (الدر المنثور) ج 2 ص 140 گوید: طبرانی و بیهقی در سننش از ابن عباس نقل کرده که متعه در اوّل اسلام بود و مردم این آیه را چنین میخواندند: فما استمتعتم به منهّن الی اجل مسمّی.
و عبد بن حمید و ابن جریر و ابن انباری در مصاحف و حاکم و تصحیح کرده آنرا از طریقهائی از ابی نضره گوید: قرائت کردم بر ابن عباس و بتحقیق گذشت در ص 229.
و عبد بن حمید و ابن جریر از قتاده نقل کرده اند و ابن انباری در مصاحف از سعید بن جبیر قرائت ابی بن کعب: فما استمتعتم به منهّن الی اجل، و عبد الرزاق از عطاء نقل کرده قرائت ابن عباس را و ابن جریر از سدی در آیه نقل کرده گفته: این متعه است.
و عبد الرزاق و ابو داود نقل کرده اند در ناسخ آن و ابن جریر نقل کرده از حکم که سئوال از این آیه شد که آیا نسخ شده گفت:
نه.
17- ابو السعود عمادی حنفی متوفای 982 در تفسیرش (حاشیه تفسیر رازی): ج 3 ص 251 گوید: بعضی گفته اند: که آیه نازل شده درباره متعه ایکه زناشوئی و نکاح تا وقت معلوم است از یکروز یا بیشتر موسوم باین شده است، برای آنکه غرض از آن مجّرد کامجوئی و تمتّع بزنست و کامجوئی باو هم در مقابل مالیست که میدهد باو و آن در موقعیکه مکّه فتح شد سه روز مباح بود سپس نسخ شد برای آنچه روایت شده که آنحضرت آنرا مباح کرد آنگاه صبح کرد در حالیکه میگفت: ای گروه مردم من شما را فرمان دادم که متمتع و کامیاب شوید از این زنها امّا بدانید که خدا آنرا حرام کرد تا روز قیامت و برخی گفته اند: دو مرتبه مباح حلال شد و دو بار حرام.
18- قاضی شوگانی متوفای 1250 در تفسیرش ج 1 ص 414 گوید: بتحقیقکه اهل علم اختلاف کرده اند: در معنای متعه، و حسن و مجاهد و غیر ایشان گویند: معنا اینست: «ممّا انتفعتم» پس از آنچه که کامیاب شدید و سود و لذّت بردید بآمیزش و جماع از زنها بنکاح شرعی پس بدهید اجرت ایشانرا یعنی مهرهای ایشانرا، و جمهور گفته اند: که مقصود باین آیه: نکاح متعه ایستکه در صدر اسلام بوده است، و تائید میکند این را قرائت ابّی بن کعب، و ابن عباس و سعید بن جبیر: فما استمتعتم به منهّن الی اجل مسمّی فاتوهّن اجورهّن، پس آنچه را که تمتّع و لذّت بردید از زنها تا مدّت معیّنی پس مهرهای ایشانرا بدهید، سپس نهی کرد از آن پیامبر صلّی اللّه علیه و آله چنانچه این صحیح است از حدیث علّی علیه السلام گوید: نهی نمود پیامبر از نکاح متعه و از گوشت
خرهای اهلی در روز خیبر. «1» پس از آن یاد نمود حدیث نهی از آنرا در روز فتح مکّه و روز حجة الوداع، پس گفت: پس اینست ناسخ و از سعید بن جبیر حکایت شده نسخ آن بآیه میراث زیرا که متعه میراثی در آن نیست «2» و از عایشه و قاسم بن محمد نقل شده منسوخ بودن آن بآیه، وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ
و کسانیکه حافظ و نگهبان عورتشانند.
19- یاد کرده شهاب الدین ابو الثناء سید محمود آلوسی بغدادی متوفای 1270 در تفسیرش ج 5 ص 5 قرائت ابن عباس و عبد الله بن مسعود آیه را: فما استمتعتم به منهّن الی اجل مسمّی، سپس گوید: و نزاعی نزد ما نیست در اینکه آن حلال بود سپس حرام شد و الصواب و قول درستیکه مختار این نویسنده است اینستکه تحریم و اباحه هر کدام دو بار شده و پیش از روز خیبر حلال بود پس در روز خیبر حرام شد «3» بعد از آن در روز فتح مکّه مباح شد و آن روز اوطاس بود برای متصّل بودن آن دو سپس در آنروز حرام شد بعد از سه روز تحریم موکّدی تا روز قیامت.
با من بیا:بیا با من ای خواننده تا سئوال کنیم از این مردک، موسی جار الله، از این کتابها آیا اینها از مراجع و مدارک اهل سنّت نیست در علم قرآن، آیا این گروه از بزرگان و پیشوایان در تفسیر نیستند، آیا بر پژوهشگر و کنجکاو واجب نیست که مراجعه باین کتابها کند پس نقض و ابرام نماید و گفته ها را با هم سنجیده و ترجیح دهد که آیا برابری میکند یاوه های آن با مثل ابن عباسّیکه مترجم قرآن و ابیّ بن کعبیکه نزد ایشان قاری ترین صحابه و عبد الله بن مسعودیکه (عالم بقرآن و سنّت) است و نیز عمران بن حصین و حکم و حبیب بن ابی ثابت و سعید بن جبیر و قتاده و مجاهد، آیا هر کدام از ایشانرا جاهل مدّعی غیر ملتفت میبیند، آیا این اهانت او سبّ و ناسزای بصحابه و پیشینیان صالح و شایسته نیست که متهم نموده شیعه را بآن نزد خویشان خود.
یا رجال و مردان بزرگ قوم خود را از شیعه میداند که با زبانهای تیز و برنده ایشانرا قطعه قطعه و پاره پاره میکند، پس اگر نزد او ارزشی نیست برای مثل بخاری و مسلم و احمد و طبری و محمد بن کعب، و عبد بن حمید، و ابی داود، و ابن حریح، و جصاص و ابن انباری و بیهقی و حاکم، و بغوی، و زمخشری و اندلسی و قرطبی و فخر رازی و نووی، و بیضاوی و خازن و ابن جزی، و ابی حیّان، و ابن کثیر، و ابی السعود، و سیوطی، و شوکانی، و آلوسی پس ایشان از بزرگان و اعلام او در علم و دینند.
بلی: از خاطر ما نمیرود که دروغها و افسانه های ثبت شدهاین مردک و نسبت قول بنزول آیه متعه بشیعه فقط تماما مقدّمه برای سب و ناسزاگوئی بساحت مقدس دو امام بزرگوار معصوم حضرت امام محمد باقر و حضرت امام جعفر صادق علیهما الصلوة و السلام است و او هر کس که صاحب انصاف و وجدان باشد میداند که چهار امام قوم او (1- ابو حنیفه امام حنفی ها 2- محمد بن ادرس شافعی امام شافعی ها 3- مالک ابن انس امام مالکی ها 4- احمد بن حنبل امام حنبلی ها در علمشان خوشه چین علم آن دو بزرگوار میباشند) پس اگر نزد ایشان چیزی از علم پیدا شود پس از این سرچشمه گوار است و حضرت باقر و صادق همان حضرت باقر و صادقند، و موسی الوشیعه هم همین موسی الوشیعه و خداوند همان خدای دادگر عادل است و الی الله المشتکی، و شکوه و شکایت من بسوی خداست.
و بیائید از مردک سئوال کنیم از ادب بیانیکه او فهمیده و بر این گروه بزرگان در قرنهای گذشته مخفی مانده و از نقصانیکه او شناخته و پیشوایان قوم او بر تقدیر نزول آیه در متعه ندانسته اند آن چیست و کجاست، و از چه کسی اختیار کرده و چه کسی آنرا گفته و چه دلیلی برای اوست و از چه کسی آنرا فرا گرفته و برای چه آنرا پیشینیان و پسینیان کتمان کرده اند تا نوبت باو رسیده است: گمان نمیکنم که او بتواند پاسخی دهد که تشنه ای را سیراب کند و شاید او برگرداند ناسزاهای رکیک خود را بمردمی دیگر.
    الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 323
رفتن به بالا