اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

اساتید و تألیفات کشاجم

متن فارسی

در کتب تاریخ و رجال هر چه تفحص کردیم، مدرکی بدست نیاوردیم که بتواند دوران کودکی او را روشن کند و از چگونگی تحصیلات و شمار آموزگاران او در فنون مختلف پرده بردارد. جز اینکه از بررسی اشعارش بدست آمد که در محضر اخفش کوچک علی بن سلیمان در گذشته سال 310 ادب آموخته است.
این دانش اندوزی، یا در هنگامی بوده است که اخفش در مصر بوده، زیرا او در سال 287 وارد مصر شده و در سال 306 به حلب کوچ کرده، یا در بغداد، اوقاتی که اخفش هنوز بغداد را به عزم مصر ترک نگفته.

این موضوع از قصیده‌ای مکشوف است که اخفش را ستایش می‌کند و یادآور می‌شود که در شام بر او حدیث عرضه کرده: این برخورد در شام، یا موقعی است که اخفش به سوی مصر میرفته، یا هنگام بازگشت از مصر، در هر حال می‌گوید:
– هنگامیکه تصور می‌شد صبح دمیده و هنوز پرتو آن آشکار نبود.
– راه دشت و دمنی پیش گرفتم که گیاه معطر آن چهره‌ام را خرم کرد.
– به سوی کعبه آداب که در سرزمین شام زیارتگاه همگان است.
– کان علم و دانش که با حکمت و ادب درهم آمیخته.
– گاه بر او عرضه می‌کنند و گاه خود به افاده و تعلیم می‌نشیند، و علم و دانش او چون دریا مواج است.
– کیست که تحریفات حسود را با علم و دانش او برابر گیرد.
– هنگامی که اخبار مشکله بر او عرضه شود، تار و پود آن را حلاجی کرده، درهم می‌پیچد.
– بوسیله اوست که دلهای اهل دانش از شک و تردید خنک می‌شود.
– و اوست که راههای حکمت و کاردانی را برای دریافت همگان هموار نموده.
– من راهی خدمت او گشته‌ام تا مشکلی را که از حل آن عاجز مانده‌ام بگشاید.
– و هم بدین جهت که از دانش و ادب خود مرا بهرمند سازد.
– چه کسی سزاوار تکریم و شایسته احترام من است جز آن که من فارغ التحصیل دانشگاه اویم.
– آن که، از علم و دانش خود زیباترین تاجها را بر فرق من نهاده است.

و اما تألیفات او:
1- ادب الندیم، چنانکه در فهرست ابن ندیم یاد شده.
2- کتاب رسائل (نامه‌ها).
3- دیوان شعر.
4- کتاب مصاید و مطارد (ابن خلکان ج 2 ص 379 را ببینید).
5- خصائص طرف (چشم)
6- الصبیح (زیبا)
7- بیرزه در علم شکار.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 33

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 33

مشایخه و تآلیفه:

لم نقف فی المصادر التی بین أیدینا على ما یفیدنا فی التنقیب عن أیّام صباه، و کیفیّة تعلّمه، و أساتذته فی فنونه، و مشایخه فی علومه؛ و المصادر برمّتها خالیةٌ من البحث عن هذا الجانب، إلّا أنّ شعره یفیدنا تَلَمُّذه على الأخفش الأصغر ع لیِّ بن سلیمان المتوفّى سنة (315) فهو إمّا قرأ علیه فی مصر أیّام الأخفش بها، و قد ورد الأخفش مصر سنة (287) و خرج منها إلى حلب سنة (306)، و إمّا فی بغداد قبل أن غادرها الأخفش إلى مصر؛ إذ یذکر قراءته علیه فی قصیدة یمدحه بها فی الشام، حینما نزل بها الأخفش إمّا فی رواحه إلى مصر، و إمّا فی أوبته عنها، فقال:

فلمّا خُیِّل الصبحُ             و لمّا یُبْدِ تبلیجَه‏

و أتبعتُ العرا وجهاً             کسى البشرُ تباهیجَه‏

إلى کعبةِ آدابٍ             بأرضِ الشامِ محجوجَه‏

إلى معدنٍ بالحک            – مةِ و الآدابِ ممزوجَه‏

سماعیٌّ قرائیٌّ             له فی العلم مرجوجَه‏

و من یعدلُ بالعلمِ             من المنآدِ تعویجَه «1»

إذ الأخبارُ حاجتُهُ             ثناها و هی محجوجَه‏

به تغدو من الشکِّ             قلوبُ القومِ مثلوجَه‏

و یلقى طُرُقَ الحکمةِ             للأفهام منهوجَه‏

لکی یفرجَ عنّی الخطْ            – بَ لا أسطیع تفریجَه‏

و کی یمنحَنی تأدی            – به المحضَ و تخریجَه‏

و من أولى بتقریبٍ             خلا من کنتُ ضرِّیجَه‏

و من توّجنی من عل            – مِهِ أحسنَ تتویجَه‏

 

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 34

له:

1- أدب الندیم، کما فی فهرست ابن الندیم «1».

2- کتاب الرسائل.

3- دیوان شعره.

4- کتاب المصائد و المطارد «2».

5- خصائص الطرف.

6- الصبیح.

7- البَیْزَرة فی علم الصید.