اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ آذر ۱۴۰۱

اسناد، طرق و شأن نزول آیه اکمال در کتب اهل سنت

متن فارسی

و از جمله آیات که در روز غدیر در شأن امیر المؤمنین علیه السلام نازل شد این آیه است:

الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِیناً «1» (سوره مائده: 3)

امامیه بطور عموم و بدون استثناء اتفاق دارند به اینکه: این آیه کریمه پیرامون نصّ غدیر نازل شده است، بعد از آنکه پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به ولایت مولاى ما أمیر المؤمنین علیه السّلام را با کلماتى روشن و صریح اعلام و اظهار فرمود، که در نتیجه، نصّ آشکار و جلىّ بر این امر را در بر گرفت بطورى که صحابه پیغمبر دانستند و عرب آنرا درک و فهم نمودند، و هر کس که این خبر باو رسید، بدان استدلال و احتجاج نمود، و بسیارى از علماء تفسیر و پیشوایان فنّ حدیث و حافظین آثار از اهل سنّت با امامیه بر آن اتّفاق نموده‌اند و آن حقیقتى است که معتبر شناخته شده و نقلى که در جلد 3 تفسیر رازى، ص 529 از اصحاب آثار (راویان و مفسّرین) ثبت گشته آنرا تأیید می‌نماید مشعر بر اینکه: پس از نزول این آیه بر پیغمبر صلى اللّه علیه و آله آن جناب بیش از هشتاد و یک روز یا هشتاد و دو روز زنده نبود، و ابو السعود در حاشیه تفسیر رازى جلد 3 ص 523 این مدت را تعیین کرده، و مؤرّخین از اهل سنّت ذکر نموده‌اند «2» که وفات پیغمبر صلى اللّه علیه و آله در دوازدهم ربیع الاول بوده و گوئى، بعد از بحساب نیاوردن روز غدیر و روز وفات آن جناب یک روز (بر سبیل تسامح) بر آن افزوده شده و در هر صورت، این بحقیقت نزدیک‏تر است از قول باینکه: آیه مزبور در روز عرفه نازل شده که در صحیح مسلم و صحیح بخارى مذکور گشته، چه در این صورت چند روز زیاد مینماید، مضافا بر نصوص بسیارى که از این قول پشتى بانى مینماید بطوریکه جز تسلیم به مفاد آن گزیرى نیست، تا برسیم به بحث در پیرامون آن.

روایات مربوط به وقت نزول این آیه

1- حافظ، ابو جعفر، محمّد بن جریر طبری متوفای سال 310، در «کتاب الولایه» باسناد خود از زید بن ارقم در حدیثی که در ص 89 گذشت روایت نموده که: این آیه کریمه روز غدیر خم در شأن امیر المؤمنین علیه السّلام نازل شده.

2- حافظ، ابن مردویه، اصفهانی، متوفای 410، از طریق ابی هارون عبدی، از ابی سعید خدری روایت کرده که: این آیه در روز غدیر خم بر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله نازل گشت، هنگامی که فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه و سپس روایت مزبور را از ابی هریره نقل کرده و در آن تصریح شده که روز مزبور هجدهم ماه ذی الحجة الحرام است یعنی روز بازگشت پیغمبر صلی اللّه علیه و آله از حجة الوداع- تفسیر ابن کثیر، جلد 2 ص 14.

و سیوطی در جلد 2 «الدرّ المنثور» ص 259 گوید: ابن مردویه و ابن عساکر (بسند ضعیف) از ابی سعید خدری آورده اند که چون رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در روز غدیر خم علی علیه السّلام را منصور و ولایت او را اعلام فرمود، جبرئیل این آیه را آورد:الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ …

و ابن مردویه، و خطیب، و ابن عساکر بسند ضعیف «1» از ابی هریره روایت کرده اند که گفت: چون روز غدیر خم شد، و آن روز هجدهم ذی الحجة الحرام است، پیغمبر صلی اللّه علیه و آله فرمود: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه»، سپس خدای تعالی این آیه را فرستاد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ …

و سیوطی در جلد 1 «الاتقان» ص 31 «از چاپ سال 1360» به دو طریق از او روایت نامبرده را آورده است.

و بدخشی در «مفتاح النجا» از عبد الرزاق رسعنی از ابن عباس آنچه را که در ص 98 گذشت ذکر نموده، سپس گوید: و ابن مردویه از ابی سعید خدری رضی اللّه عنه بمانند آن روایت کرده، و در پایان آن مذکور است: پس نازل شد:الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ … تا آخر آیه در این هنگام پیغمبر صلی اللّه علیه و آله فرمود: «اللّه اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمة و رضی الربّ برسالتی و الولایة لعلیّ بن ابی طالب

و اربلی بهمین لفظ آنرا در «کشف الغمّة» ص 95 از تفسیر او نقل کرده و قطیفی در «الفرقة الناجیة» گوید: ابو بکر ابن مردویه حافظ، باسناد خود که منتهی به ابی سعید خدری میشود روایت نموده که: پیغمبر صلی اللّه علیه و آله روزی که مردم را در غدیر خم دعوت فرمود، امر کرد خار و خاشاک را از زیر درخت بر طرف ساختند، و آن روز پنجشنبه بود، و مردم را به سوی علی علیه السّلام دعوت کرد و دو بازوی علی علیه السّلام را گرفت و بلند کرد تا حدی که مردم سفیدی زیر بغل پیغمبر صلی اللّه علیه و آله را دیدند، سپس از یکدیگر (پیغمبر صلی اللّه علیه و آله و علی علیه السّلام) جدا نشدند تا این آیه نازل شد:الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ تا آخر آیه پس گفت … تا آخر آنچه از ابی نعیم اصفهانی حرف به حرف می‌آید.

3- حافظ، ابو نعیم اصفهانی، متوفای 430 در کتاب خود (ما نزل من القرآن فی علی علیه السّلام) روایت نموده گوید: حدیث کرد ما را، محمّد بن احمد بن علی بن مخلّد (محتسب، متوفای 357) که او از محمّد بن عثمان بن ابی شیبه و او از یحیی حمّانی و او از قیس بن ربیع، و او از ابی هارون عبدی، از ابی سعید خدری رضی اللّه عنه روایت نموده که: پیغمبر صلی اللّه علیه و آله مردم را در غدیر خم به سوی علی علیه السّلام دعوت نمود، به امر آن جناب خار و خاشاک زیر درخت بر طرف شد و آن روز پنجشنبه بود، سپس پیغمبر صلی اللّه علیه و آله علی علیه السّلام را طلبید و دو بازوی او را گرفت و بلند کرد تا به حدی که مردم سفیدی زیر بغل رسول خدا را دیدند. سپس آن اجتماع متفرق نشد مگر بعد از نزول این آیه: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ تا آخر آیه.پس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:«اللّه اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمة و رضی الرب برسالتی و بالولایة لعلی من بعدی»سپس فرمود:من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله. در این هنگام حسّان عرض کرد: یا رسول اللّه اجازه فرما درباره علی علیه السّلام اشعاری بگویم که شما آنها را بشنوید، فرمود: بگو به میمنت و برکت الهی، پس حسّان برخاست و گفت ای گروه بزرگان قریش من پیرو امر ولایت گفتار خود را به شهادت رسول خدا که در امر ولایت ممضی و مجری است اعلام میدارم، سپس گفت:

ینادیهم یوم الغدیر نبیّهم             بخمّ، فأسمع بالرسول منادیا

یقول فمن مولاکم و ولیّکم             فقالوا و لم یبدوا هناک التعامیا

الهک مولانا و انت ولیّنا             و لم ترمنّا فی الولایة عاصیا

فقال له قم یا علیّ فانّنی             رضیتک من بعدی اماما و هادیا

فمن کنت مولاه، فهذا ولیّه             فکونوا له انصار صدق موالیا

هناک دعا اللهم وال ولیّه             و کن للذی عادا علیّا معادیا

و شیخ تابعی- سلیم بن قیس هلالی- این حدیث را به همین لفظ در کتاب خود از ابی سعید خدری روایت نموده که گفت: همانا رسول خدا صلی اللّه علیه و آله مردم را در غدیر خم طلبید و امر فرود آنچه خار و خاشاک در زیر درخت بود برطرف نمودند، و آن روز پنجشنبه بود، سپس مردم را بسوی خود خواند و بازوی علی بن ابی طالب علیه السّلام را گرفت و بلند کرد تا حدّی که سفیدی زیر بغل رسول خدا صلی اللّه علیه و آله را دیدم …تا پایان روایت بلفظی که ذکر شد.

4- حافظ، ابو بکر، خطیب بغدادی، متوفای 463، در تاریخ خود، جلد 8 ص 290 از عبد اللّه بن علی بن محمّد بن بشران، از حافظ، علی بن عمر دار قطنی، از حبشون خلال، از علی بن سعید رملی، از ضمره، از ابن شوذب، از مطر ورّاق، از ابن حوشب، از ابی هریره، روایت نموده، از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله-

و از احمد بن عبد اللّه نیری، از علی بن سعید، از ضمره، از ابن شوذب، از مطر، از ابن حوشب، از ابی هریره، از پیغمبر صلی اللّه علیه و آله که فرمود: هر کس روز هجدهم از ذی الحجة الحرام را روزه بدارد، خداوند روزه شصت ماه برای او مینویسد، و آن روز غدیر خم است هنگامی که پیغمبر صلی اللّه علیه و آله دست علی بن ابی طالب علیه السّلام را گرفت و فرمود: آیا من به مؤمنین اولی از خودشان نیستم؟ گفتند:آری یا رسول اللّه. آنحضرت فرمود: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه»سپس عمر بن خطاب گفت: به به ای پسر ابی طالب، گردیدی مولای من و مولای هر کسی که مسلم است، پس خداوند نازل فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ … تا آخر آیه.

5- حافظ، ابو سعید سجستانی ، متوفای 477 در کتاب الولایة باسنادش از یحیی بن عبد الحمید حمّانی کوفی، از قیس بن ربیع از ابی هارون از ابی سعید خدری، روایت نموده که چون رسول خدا صلی اللّه علیه و آله مردم را در غدیر خم دعوت فرمود به امر آن جناب خار و خاشاک زیر درخت بر طرف شد و آنروز پنجشنبه بود … تاآخر حدیث بلفظ مذکور در طریق ابی نعیم اصفهانی.

6- ابو الحسن ابن المغازلی شافعی، متوفای 483 در مناقب خود از ابی بکر، احمد بن محمّد بن طاوان روایت نموده که گفت: خبر داد ما را ابو الحسین، احمد بن حسین بن سمّاک، از ابو محمّد جعفر بن محمّد بن نصیر خلدی، از علی بن سعید بن قتیبه رملی، که گفت خبر داد ضمرة بن ربیعه قرشی، از ابن شوذب، از مطر ورّاق از شهر بن حوشب، از ابی هریره … تا پایان حدیث به لفظ مذکور در طریق خطیب بغدادی (در العمدة صفحه 52) و گروه دیگری نیز آنرا ذکر نموده اند.

7- حافظ، ابو القاسم، حاکم حسکانی گفت: خبر داد ما را: ابو عبد اللّه شیرازی، از ابو بکر جرجانی، از ابو احمد بصری، از احمد بن عمّار بن خالد، از یحیی بن عبد الحمید حمّانی، از قیس بن ربیع، از ابی هارون عبدی، از ابی سعید خدری: باینکه چون این آیه نازل شد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ … الآیة رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:الله اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمة و رضی الرب برسالتی، و ولایة علی بن ابی طالب من بعدی و فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله.

8- حافظ، ابو القاسم ابن عساکر شافعی، دمشقی، متوفای 571 حدیث مزبور را بطریق ابن مردویه از ابی سعید و ابی هریره (به طوریکه در جلد 2 «الدرّ المنثور» ص 259 مذکور است)، روایت نموده است.

9- اخطب خطبا، خوارزمی، متوفای 568 در «مناقب» ص 80 گوید:خبر داد ما را، سیّد الحفّاظ، ابو منصور شهردار بن شیرویه بن شهردار دیلمی، در ضمن آنچه که از همدان بمن نوشت گفت نقل کرده مرا ابو الفتح عبدوس بن عبد اللّه بن عبدوس همدانی (بوسیله کتابت) گفت خبر داد مرا عبد اللّه بن اسحاق بغوی، از حسن بن علیل غنوی، از محمّد بن عبد الرحمن زرّاع، از قیس بن حفص، از علی بن حسن عبدی، از ابی هارون عبدی، از ابی سعید خدری، که گفت: روزی که پیغمبر صلی اللّه علیه و آله مردم را در غدیر خم طلبید، حسب الأمر آن جناب خار و خاشاک زیر درخت بر طرف شد، و آن روز پنجشنبه بود، سپس مردم را دعوت بسوی علی علیه السّلام کرد و بازوی او (علی علیه السّلام) را گرفت و بلند نمود تا بحدی که مردم زیر بغل های پیغمبر صلی اللّه علیه و آله را دیدند، «1» تا اینکه این آیه نازل شد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ …»الایة، تا پایان حدیث طبق الفاظی که بطریق ابی نعیم اصفهانی مذکور افتاد.و در «المناقب» ص 94 باسناد از حافظ احمد بن حسین بیهقی، از حافظ ابی عبد اللّه حاکم، از ابی یعلی زبیر بن عبد اللّه ثوری، از ابی جعفر احمد بن عبد اللّه بزّاز از علی بن سعید رملی، از ضمره، از ابن شوذب، از مطر ورّاق روایت نموده تا آخر آنچه که از خطیب بغدادی نقل شد. از حیث سند و متن حدیث.

10- ابو الفتح نطنزی در کتاب خود «الخصایص العلویّه» از ابی سعید خدری روایت نموده و نیز از ابی سعید خدری و جابر انصاری روایت نموده که گفتند: چون این آیه: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ …الآیه نازل شد، پیغمبر صلی اللّه علیه و آله فرمود:الله اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمة و رضی الرب برسالتی، و ولایة علی بن ابی طالب بعدی.

و در کتاب مزبور (خصایص) باسنادش از امام محمّد باقر علیه السّلام و امام جعفر صادق علیه السّلام مذکور است که فرمودند: این آیه (یعنی آیه تبلیغ) در روز غدیر نازل شد و در همان روز نیز این آیه الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ …نازل گردید، و از قول حضرت صادق علیه السّلام گوید: معنی این آیه اینست: امروز دین شما را کامل نمودم به سبب به پاداشتن نگهبان آن و نعمت خود را بر شما تمام کردم- یعنی به سبب ولایت ما، و دین اسلام را برای شما پسندیدم و بدان رضا دادم، یعنی تسلیم شدن نفس نسبت بامر ما و باز در خصایص خود باسنادش از ابی هریره حدیث روزه داشتن روز غدیر را به لفظی که بطریق خطیب بغدادی گذشت روایت نموده و در آن نزول آیه (مزبور) درباره علی علیه السّلام در روز غدیر مذکور است.

11- ابو حامد سعد الدین صالحانی، شهاب الدین احمد در (توضیح الدلایل- علی ترجیح الفضایل) ذکر نموده: و باسناد مذکور از مجاهد رضی اللّه عنه روایت شده که گفت: این آیه: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ …در غدیر خم نازل شد، و پس از نزول آن رسول خدا صلوة و سلام و برکات خدا بر او و آل او باد فرمود: «اللّه اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمة و رضی الرّب برسالتی و الولایة لعلیّ»- صالحانی آن را روایت نموده است

12- ابو المظفّر، سبط ابن جوزی، حنفی، بغدادی، متوفای 654 در تذکره خود ص 18 روایت را که خطیب بغدادی با دقت در سند از طریق حافظ، دار قطنی آورده و در ص 119 ذکر شد، نقل نموده است.

13- شیخ الاسلام حموینی حنفی، متوفای 722 در باب دوازدهم از «فراید السمطین» روایت نموده از شیخ تاج الدین ابو طالب علی بن حبّ بن عثمان بن عبد اللّه خازن، از امام برهان الدین ناصر بن ابی المکارم مطرّزی (بر سبیل اجازه) باخبار از امام اخطب خوارزم ابو المؤیّد، موفق بن احمد مکّی خوارزمی، گفت:خبر داد مرا سید الحفّاظ در ضمن مکتوبی که از همدان برای من فرستاد … تا آخر روایتی که از أخطب خطبای خوارزمی ذکر شد، از سند و متن حدیث.

و از سید الحفّاظ، ابی منصور شهردار بن شیرویه بن شهردار دیلمی روایت نموده که گفت: خبر داد مرا حسن بن احمد بن حسن حدّاد معرّی حافظ از احمد بن عبد اللّه بن احمد، از محمّد بن احمد، از محمّد بن عثمان بن ابی شیبه از یحیی حمّانی از قیس بن ربیع، از ابی هارون عبدی. از ابی سعید خدری، که: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله مردم را بسوی علی علیه السّلام دعوت نمود .. تا آخر حدیث بلفظی که بطریق ابی نعیم در ص 118 عینا ذکر شد، سپس گفته که: این حدیثی است که دارای طرق بسیاری است که منتهی میشود به ابی سعید، سعد بن مالک خدری انصاری.

14- عماد الدین ابن کثیر قرشی دمشقی شافعی متوفای 774، در جلد 2 تفسیرش ص 14 از طریق ابن مردویه از ابی سعید خدری و ابی هریره روایت نموده که گفتند:همانا این آیه در روز غدیر خم درباره علی علیه السّلام نازل شده، و در جلد 5 تاریخش ص 210 حدیث مذکور از ابی هریره را بطریق خطیب بغدادی روایت کرده و در این مورد سخنانی دارد که بیان آن در موضوع روزه روز غدیر خواهد آمد.

15- جلال الدین سیوطی شافعی، متوفای 911 در جلد 2 «درّ المنثور» ص 259 از طریق ابن مردویه و خطیب و ابن عساکر این حدیث را بلفظی که در روایت ابن مردویه گذشت روایت نموده.و در جلد 1 «الاتقان» ص 31 ضمن تعداد آیاتی که در سفر نازل شده گوید:و از جمله آنها است: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ … در حدیث صحیح از عمر روایت شده که آیه مزبور در شام عرفه (روز جمعه) سال «حجة الوداع» نازل شده، برای آن طرق بسیاری است. لیکن، ابن مردویه با بررسی در طریق از ابی سعید خدری روایت نموده که آیه مزبور روز غدیر خم نازل گشت، و مانند آنرا از ابی هریره روایت نموده و در آن مذکور است که: آنروز هجدهم «ذی الحجه» هنگام باز گشت پیغمبر صلی اللّه علیه و آله از «حجة الوداع» بوده و هر دوی آنها صحیح نمی آید. اه(ما میگوئیم): اگر مراد او از عدم صحّت ایراد و نکوهش در اسناد است، این درست نیست، زیرا روایت ابی هریره در نزد استادان فنّ حدیث صحیح الاسناد شناخته شده و ثقه و مورد اعتماد بودن رجال آن را تصریح کرده اند، و ما بطورتفصیل این موضوع را در باب روزه روز غدیر بیان خواهیم کرد، و حدیث ابو سعید، طرق بسیاری دارد چنانکه در کلام حموینی نقل از کتاب او «فراید السمطین» گذشت، علاوه بر این، این روایت اختصاص بابی سعید و ابی هریره ندارد، و ضمن مطالب گذشته بخوبی دانستید که عین آنرا جابر بن عبد اللّه و مفسّر تابعی مجاهد مکی و امامان حضرت باقر و حضرت صادق علیهما السّلام روایت کرده اند و علماء حدیث باین رواة تکیه کرده و در برابر روایت نامبرده تسلیم شده اند کما اینکه روایت آن از علماء و حافظین حدیث مختصّ بابن مردویه نبوده و از خود سیوطی در منثورش شنیدید روایت خطیب و ابن عساکر را و دانستید که در «نقل و روایت» این حدیث گروه دیگری نیز هستند که با بررسی در سند آنرا روایت نموده اند، که در عداد آنها افرادی است مانند: حاکم نیشابوری و حافظ بیهقی، و حافظ ابن ابی شیبه، و حافظ دار قطنی، و حافظ دیلمی، و حافظ حداد و غیر آنها، بدون اینکه در آن طعن و انتقادی از طرف یکی از آنان مشهود گردد.و اگر مراد او عدم صحّت از لحاظ معارض بودن آن با روایاتی استکه حاکی از نزول آیه مزبور در روز عرفه است؟ در اینصورت، نامبرده در حکم قطعی ببطلان یکی از دو جانب، گزافه گوئی نموده! و بر فرض اینکه جانب دیگر در نظر او رجحان داشته باشد موجب آن نخواهد بود که بجانب دیگر حکم قطعی ببطلان بدهد چنانکه در مورد تعارض دو حدیث مقرّر است، خصوصا در صورتیکه ممکن باشد جمع بین آندو باینکه گفته شود: این آیه دو بار نازل گشته، چنانکه همین احتمال را ابن جوزی در کتاب خود «تذکره» در ص 18 داده مانند آیاتی چند از آیات کریمه که مکرر نازل شده اند، و از آنجمله است: آیه بسمله که یکبار در مکّه و بار دیگر در مدینه نازل شده و غیر این آیه که ذکر آنها خواهد آمد.

به علاوه، داستان نزول آیه مزبور در روز غدیر تأیید میشود بآنچه در پیش از رازی و ابی السعود و غیر آن دو اشعار نمودیم دایر بر اینکه: پیغمبر صلی اللّه علیه و آله بعد از نزولاین آیه بیش از هشتاد و یک یا دو روز زیست نفرمود،

و سیوطی در این تحکم و زور گوئی خود از ابن کثیر پیروی کرده: چه نامبرده در جلد 2 تفسیرش ص 14 بعد از ذکر حدیث مزبور بدو طریقش گوید: هیچیک از این دو حدیث درست نمی آید، بنابر این او ستمکارتر است

16- میرزا محمّد بدخشی، حدیث ابن مردویه را در «مفتاح النجا» ذکر نموده است.

و پس از تمام این دلائل و آثار، آنچه در خور نهایت شگفتی است، سخن آلوسی است که در ج 2 «روح المعانی» ص 249 گوید: شیعه از ابی سعید خدری آورده اند که: این آیه پس از فرمایش پیغمبر صلی اللّه علیه و آله درباره علی کرّم اللّه وجهه که در غدیر خم فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه، نازل شد، و پس از نزول آن آن جناب فرمود: الله اکبر علی اکمال الدین، و اتمام النعمة، و رضی الرب برسالتی و ولایة علی کرم الله تعالی وجهه بعدی.

و پوشیده نیست که این از افتراهای آنان (شیعه) است، و رکاکت (ضعف و بی مایگی) خبر در آغاز امر، گواه بر این مطلب است …!!.

ما نمیتوانیم احتمال این را بدهیم که آلوسی بر طرق این حدیث و راویان آن آگاهی نداشته و به علّت جهل و عدم وقوف این روایت را بشیعه فقط نسبت داده است بلکه انگیزه های عصبی و کینه توزی او را وادار نموده که این حقیقت آشکار را در پرده های اشتباهکاری و هوچیگری بپوشاند، دیگر این گمان را بخود راه نداده که کسی باشد و پس از وقوف و اطلاع بر کتب اهل سنّت و روایات آنها با او در آویزد و بحساب فتنه انگیزی او برسد!!

آیا کسی نیست، از این مرد سؤال کند: با شناسائی تو کسانی را از پیشوایان حدیث و علماء، تفسیر و حاملین تاریخ از غیر گروه شیعه که حدیث مزبور را روایت نموده اند، چگونه روایت مزبور را اختصاص به شیعه داده؟ و با اینکه سلسله اسناد این روایت به ابی هریره و جابر بن عبد اللّه انصاری و امام باقر و امام صادق علیهما السّلام نیز منتهی گشته چگونه اسناد حدیث مزبور را به ابی سعید خدری مخصوص نموده؟! سپس از او سؤال شود، رکاکت (ضعف و بی مایگی) را که در حدیث مزبور پنداشته و آنرا گواه بر این قرار داده که حدیث مزبور از ساخته های شیعه است آیا در لفظ حدیث وجود دارد؟ و حال آنکه همزاد سایر احادیثی است که روایت شده، و هیچگونه پیچیدگی و ابهامی در آن نیست، یا این رکاکت خیالی از ضعفی است که در اسلوب آن هست؟؟ و یا متضمّن تکلّفی است در بیان مقصود؟ و یا تنافری در ترکیب آن وجود دارد در حالیکه بر مجرای موازین عربیّت صرف جاری است؟! و یا این رکاکت در معنای آن است. در صورتیکه در آن روایت اثری از این نوع رکاکت نیست جز آنکه: آنچه در فضیلت امیر المؤمنین علیه السّلام روایت شود و هر منقبت و فضیلتی که بآنجناب نسبت داده شود در نظر آلوسی و بعقیده او رکیک و ضعیف و ناپسند است!! و این همان کینه و عصبیّت باطله ایست که دارنده آنرا بوادی هلاکت میفکند!! کاش میدانستم که: شیعه اگر روایت صحیحی را نقل نمودند و روایات اهل سنت هم آنرا تأیید و پشتیبانی نمود، چه گناهی مرتکب شده اند که یک ناصبی معاند با این کیفیت در وادی عداوت عنان خود را سر دهد و با عناد لجوجانه بگوید: این روایت را شیعه آورده … و پوشیده نیست که این از مطالب ساخته و بی حقیقت آنها است … الخ.در حالتیکه برای ما فراهم است که هم اکنون احادیث رکیک و بی مایه او را که کتاب ضخیم او پر است از آن، در معرض نمایش بگذاریم تا ارباب انصاف و صرافان سخن، مطالب ضعیف و رکیک را از غیر آن تمیز دهند، ولی با چشم پوشی از آن میگذریم و از راه کرم و فتوت او را وا میگذاریم.!!

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 447

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 447

إکمال الدین بالولایة

و من الآیات النازلة یوم الغدیر فی أمیر المؤمنین علیه السلام قوله تعالى:

 (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً) «1»

أصفقت الإمامیّة عن بَکْرَةِ أبیهم على نزول هذه الآیة الکریمة حول نصّ الغدیر بعد إصحار النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم بولایة مولانا أمیر المؤمنین علیه السلام بألفاظ دُرِّیّة صریحة، تتضمّن نصّا جلیّا عرفته الصحابة و فهمته العرب، فاحتجَّ به من بلغه الخبر، و صافق الإمامیّة على ذلک کثیرون من علماء التفسیر و أئمّة الحدیث و حفظة الآثار من أهل السنّة، و هو الذی یساعده الاعتبار و یؤکِّده النقل الثابت فی تفسیر الرازی «2» (3/529) عن أصحاب الآثار:

أنَّه لَمّا نزلت هذه الآیة على النبیّ صلى الله علیه و سلم لم یُعمَّر بعد نزولها إلّا أحداً و ثمانین یوماً، أو اثنین و ثمانین. و عیّنه أبو السعود فی تفسیره «3» بهامش تفسیر الرازی (3/523).

و ذکر المؤرِّخون منهم «4»: أنَّ وفاته صلى الله علیه و آله و سلم فی الثانی عشر من ربیع الأوّل، و کأنّ فیه تسامحاً بزیادة یوم واحد على الاثنین و ثمانین یوماً بعد إخراج یومی الغدیر و الوفاة، و على أیٍّ فهو أقرب إلى الحقیقة من کون نزولها یوم عرفة، کما جاء فی صحیحی البخاری و مسلم «5» و غیرهما لزیادة الأیّام حینئذٍ، على أنَّ ذلک معتضدٌ

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 448

بنصوصٍ کثیرة لا محیص عن الخضوع لمفادها، فإلى الملتقى:

– الحافظ أبو جعفر محمد بن جریر الطبریّ: المتوفّی (310). روی فی کتاب الولایة بإسناده عن زید بن أرقم نزول الآیة الکریمة یوم غدیر خُمّ فی أمیر المؤمنین علیه السلام فی الحدیث الذی مرّ (ص 215). 2- الحافظ ابن مردویه الأصفهانیّ: المتوفّی (410)، روی من طریق أبی هارون العبدی عن أبی سعید الخُدریّ: أنَّها نزلت علی رسول اللَّه صلی الله علیه و سلم یوم غدیر خُمّ حین قال لعلیٍّ: «من کنتُ مولاه فعلیّ مولاه». ثمّ رواه عن أبی هریرة، و فیه: أنَّه الیوم الثامنَ عشَرَ من ذی الحجّة؛ یعنی مرجعه علیه السلام من حجّة الوداع. تفسیر ابن کثیر (2/14). و قال السیوطی فی الدرّ المنثور «1» (2/259): أخرج ابن مردویه و ابن عساکر «2» بسند ضعیف عن أبی سعید الخُدری قال:

لمّا نصب رسول اللَّه صلی الله علیه و سلم علیّا یوم غدیر خُمّ، فنادی له بالولایة هبط جبرئیل علیه بهذه الآیة (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ). و أخرج ابن مردویه و الخطیب «3» و ابن عساکر «4» بسند ضعیف «5» عن أبی

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 449

هریرة قال: لمّا کان غدیر خُمّ- و هو الیوم الثامن عشر من ذی الحجّة- قال النبیُّ صلی الله علیه و سلم:  «من کنتُ مولاه فعلیّ مولاه»، فأنزل اللَّه (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ). و روی عنه فی الإتقان «1» (1/31)- طبع سنة (1360)- بطریقیه.

و ذکر البَدَخشی فی مفتاح النجا «2» عن عبد الرزّاق الرسعنی، عن ابن عبّاس ما مرّ (ص 220).

ثمّ قال: و أخرج ابن مردویه عن أبی سعید الخُدری رضی الله عنه مثله، و فی آخره: فنزلت (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ) الآیة، فقال النبیّ صلی الله علیه و سلم: «اللَّه أکبر علی إکمال الدین، و إتمام النعمة، و رضا الربّ برسالتی، و الولایة لعلیّ بن أبی طالب». و نقله بهذا اللفظ عن تفسیره الإربلی فی کشف الغمّة «3» (ص 95).

و قال القطیفی فی الفرقة الناجیة: روی أبو بکر بن مردویه الحافظ بإسناده إلی أبی سعید الخُدریّ: أنَّ النبیَّ صلی الله علیه و آله و سلم یوم دعا الناس إلی غدیر خُمّ أمر بما کان تحت الشجرة من شوک فقُمَّ، و ذلک یوم الخمیس و دعا الناس إلی علیٍّ، فأخذ بضَبْعیه «4»، فرفعهما حتی نظر الناس إلی بیاض إبط رسول اللَّه، فلم یفترقا حتی نزلت هذه الآیة: (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ )، فقال… إلی آخر ما یأتی عن أبی نعیم الأصبهانی حرفیاً. 3- الحافظ أبو نعیم الأصبهانیّ: المتوفّی (430). روی فی کتابه ما نزل من القرآن فی علیّ «5» قال:           

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 450

حدّثنا محمد بن أحمد بن علیّ بن مخلد المحتسب، المتوفّی (357)، قال: حدّثنا محمد بن عثمان بن أبی شیبة، قال: حدّثنی یحیی الحِمّانی، قال: حدّثنی قیس بن الربیع، عن أبی هارون العبدی، عن أبی سعید الخُدری رضی الله عنه: أنَّ النبیّ صلی الله علیه و سلم دعا الناس إلی علیٍّ فی غدیر خُمّ و أمر بما تحت الشجرة من الشوک فقُمّ، و ذلک یوم الخمیس، فدعا علیّا، فأخذ بضَبعیه، فرفعهما حتی نظر الناس إلی بیاض إبطی رسول اللَّه، ثمّ لم یتفرّقوا حتی نزلت هذه الآیة: (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ) الآیة. فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و سلم: «اللَّه أکبر علی إکمال الدین، و إتمام النعمة، و رضا الربّ برسالتی و بالولایة لعلیٍّ علیه السلام من بعدی. ثمّ قال: من کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه، اللّهمّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه، و انصُرْ من نَصَره، و اخذُلْ من خَذَله». فقال حسّان: ائذن لی یا رسول اللَّه أن أقول فی علیٍّ أبیاتاً تسمعهنّ. فقال: «قُل علی برکة اللَّه». فقام حسّان، فقال: یا معشر مشیخة قریش أُتبعها قولی بشهادة من رسول اللَّه فی الولایة ماضیة. ثمّ قال:      

یُنادیهمُ یومَ الغدیرِ نَبیُّهُمْ             بخُمٍّ فَأَسْمِعْ بالرسول منادیا     

یقول فمَن مولاکُمُ و وَلیُّکُم             فقالوا و لم یُبدوا هناک التعامیا       

إلهک مولانا و أنت ولیُّنا             و لم تَرَ منّا فی الولایة عاصیا            

فقال له قم یا علیُّ فإنّنی             رَضِیتُک منْ بعدی إماماً و هادیا       

فمَن کنتُ مولاهُ فهذا ولیُّه             فکونوا له أنصارَ صدقٍ مَوالیا    

هناک دعا اللّهمّ والِ ولیَّه             و کُن للذی عادی علیّا مُعادیا

و بهذا اللفظ رواه الشیخ التابعی سُلَیم بن قیس الهلالی فی کتابه «1»، عن أبی

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 451

سعید الخُدری، قال: إنَّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم دعا الناس بغدیر خمّ، فأمر بما کان تحت الشجر من الشوک فقمّ، و کان ذلک یوم الخمیس، ثمّ دعا الناس إلیه، و أخذ بضَبْعِ علیّ بن أبی طالب، فرفعها حتی نظرتُ إلی بیاض إبط رسول اللَّه. الحدیث بلفظه.

4- الحافظ أبو بکر الخطیب البغدادیّ: المتوفّی (463). روی فی تاریخه (8/290) عن عبد اللَّه بن علیّ بن محمد بن بشران، عن الحافظ علیّ بن عمر الدارقطنی، عن حبشون الخلّال، عن علیّ بن سعید الرملی، عن ضمرة، عن ابن شوذب، عن مطر الورّاق، عن ابن حوشب، عن أبی هریرة، عن النبیّ صلی الله علیه و سلم. و عن أحمد بن عبد اللَّه النیری، عن علیِّ بن سعید، عن ضمرة، عن ابن شوذب، عن مطر، عن ابن حوشب، عن أبی هریرة، عن النبیّ صلی الله علیه و سلم أنَّه قال:  «من صام یوم الثامن عشَرَ من ذی الحجّة کُتب له صیام ستّین شهراً»، و هو یوم غدیر خُمّ لمّا أخذ النبیّ صلی الله علیه و سلم بید علیّ بن أبی طالب، فقال: «أ لستُ أولی بالمؤمنین؟ قالوا: بلی یا رسول اللَّه. قال: من کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه». فقال عمر بن الخطّاب: بخٍ بخٍ یا ابن أبی طالب أصبحت مولای و مولی کلِّ مسلم. فأنزل اللَّه (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ) الآیة.

5- الحافظ أبو سعید السجستانیّ: المتوفّی (477). فی کتاب الولایة بإسناده عن یحیی بن عبد الحمید الحِمّانی الکوفی، عن قیس ابن الربیع، عن أبی هارون، عن أبی سعید الخُدری: أنَّ رسول اللَّه صلی الله علیه و سلم لمّا دعا الناس بغدیر خُمّ أمر بما کان تحت الشجرة من الشوک فقُمّ و ذلک یوم الخمیس… إلی آخر اللفظ المذکور بطریق أبی نعیم الأصبهانی.                     

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 452

6- أبو الحسن ابن المغازلیّ، الشافعیّ: المتوفّی (483). روی فی مناقبه «1» عن أبی بکر أحمد بن محمد بن طاوان، قال: أخبرنا أبو الحسین أحمد بن الحسین بن السمّاک، قال: حدّثنی أبو محمد جعفر بن محمد بن نصیر الخلدی، حدّثنی علیّ بن سعید بن قتیبة الرملی، قال: حدّثنی ضمرة بن ربیعة القرشی، عن ابن شوذب، عن مطر الورّاق، عن شهر بن حوشب، عن أبی هریرة… إلی آخر اللفظ المذکور بطریق الخطیب البغدادی. العمدة «2» (ص 52). و ذکره جمع آخرون.

7- الحافظ أبو القاسم الحاکم الحسکانیّ: المترجم (ص 112). قال «3»: أخبرنا أبو عبد اللَّه الشیرازی، قال: أخبرنا أبو بکر الجرجرائی، قال: حدّثنا أبو أحمد البصری، قال: حدّثنا أحمد بن عمّار بن خالد، قال: حدّثنا یحیی بن عبد الحمید الحِمّانی، قال: حدّثنا قیس بن الربیع، عن أبی هارون العبدی، عن أبی سعید الخُدری: أنَّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم لمّا نزلت هذه الآیة (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ) قال:  «اللَّه أکبر علی إکمال الدین، و إتمام النعمة، و رضا الربّ برسالتی، و ولایة علیّ ابن أبی طالب من بعدی. و قال: من کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه، اللّهمّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه، و انصُر من نصره، و اخذُل من خذله».

8- الحافظ أبو القاسم بن عساکر الشافعیّ، الدمشقیّ: المتوفّی (571).            

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 453

روی الحدیث المذکور بطریق ابن مردویه عن أبی سعید و أبی هریرة، کما فی الدرّ المنثور «1» (2/259).

9- أخطب الخطباء الخوارزمیّ: المتوفّی (568). قال فی المناقب «2» (ص 80):

أخبرنا سیّد الحفّاظ أبو منصور شهردار بن شیرویه بن شهردار الدیلمی فیما کتب إلیّ من همدان، أخبرنی أبو الفتح عبدوس بن عبد اللَّه بن عبدوس الهمدانی کتابةً [أخبرنی الشریف أبو طالب المفضّل بن محمد الجعفری بأصبهان، أخبرنی الحافظ أبو بکر بن مردویه إجازة، حدّثنی جدّی ] «3»، حدّثنی عبد اللَّه بن إسحاق البغوی، حدّثنی الحسن بن علیل الغنوی، حدّثنی محمد بن عبد الرحمن الزرّاع، حدّثنی قیس بن حفص، حدّثنی علیّ بن الحسن العبدی، عن أبی هارون العبدی، عن أبی سعید الخُدری أنَّه قال:

إنَّ النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم یوم دعا الناس إلی غدیر خُمّ أمر بما کان تحت الشجرة من الشوک فقمَّ، و ذلک یوم الخمیس، ثمّ دعا الناس إلی علیٍّ، فأخذ بضَبْعه، فرفعها حتی نظر الناس إلی إبطیه «4»، حتی نزلت هذه الآیة (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ). الآیة… إلی آخر الحدیث بلفظٍ مرّ بطریق أبی نعیم الأصفهانی. و روی فی المناقب «5» (ص 94) بالإسناد عن الحافظ أحمد بن الحسین البیهقی، عن الحافظ أبی عبد اللَّه الحاکم، عن أبی یعلی الزبیر بن عبد اللَّه الثوری، عن أبی جعفر                      

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 454

أحمد بن عبد اللَّه البزّاز، عن علیّ بن سعید الرملی، عن ضمرة، عن ابن شوذب، عن مطر الورّاق… إلی آخر ما مرّ عن الخطیب البغدادی سنداً و متناً.

10- أبو الفتح النطَنْزی: روی فی کتابه الخصائص العلویّة عن أبی سعید الخُدری بلفظ مرّ (ص 43)، و عن الخُدری و جابر الأنصاری أنَّهما قالا: لمّا نزلت (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ) الآیة، قال النبیُّ صلی الله علیه و سلم: «اللَّه أکبر علی إکمال الدین، و إتمام النعمة، و رضا الربّ برسالتی، و ولایة علیّ بن أبی طالب بعدی». و فی الخصائص بإسناده عن الإمامین الباقر و الصادق علیهما السلام قالا: «نزلت هذه الآیة- یعنی آیة التبلیغ- یوم الغدیر، و فیه نزلت (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ) قال: و قال الصادق علیه السلام: أی (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ) بإقامة حافظه، (وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی )؛ أی بولایتنا (وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً ) أی تسلیم النفس لأمرنا». و بإسناده فی خصائصه- أیضاً- عن أبی هریرة حدیث صوم الغدیر بلفظ مرّ بطریق الخطیب البغدادی، و فیه نزول الآیة فی علیٍّ یوم الغدیر.

11- أبو حامد سعد الدین الصالحانیّ: قال شهاب الدین أحمد فی توضیح الدلائل علی ترجیح الفضائل: و بالإسناد المذکور عن مجاهد رضی الله عنه قال: نزلت هذه الآیة (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ ) بغدیر خُمّ، فقال رسول اللَّه- صلّی اللَّه علیه و علی آله و بارک و سلّم-: «اللَّه أکبر علی إکمال الدین، و إتمام النعمة، و رضا الربّ برسالتی، و الولایة لعلیّ». رواه الصالحانی «1».

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 455

12- أبو المظفّر سبط ابن الجوزیّ الحنفیّ، البغدادیّ: المتوفّی (654). ذکر فی تذکرته «1» (ص 18) ما أخرجه الخطیب البغدادی المذکور (ص 232) من طریق الحافظ الدارقطنی.

13- شیخ الإسلام الحمّوئیّ، الحنفیّ: المتوفّی (722). روی فی فرائد السمطین فی الباب الثانی عشر «2» قال:

أنبأنی الشیخ تاج الدین أبو طالب علیّ بن أنجب بن عثمان بن عبید اللَّه الخازن، قال: أنبأنا الإمام برهان الدین ناصر بن أبی المکارم المطرزی إجازة قال: أنبأنا الإمام أخطب خوارزم أبو المؤیّد الموفَّق بن أحمد المکی الخوارزمی، قال: أخبرنی سیّد الحفّاظ فیما کتب إلیَّ من همدان… إلی آخر ما مرّ عن أخطب الخطباء الخوارزمی سنداً و متناً. و روی عن سیّد الحفّاظ أبی منصور شهردار بن شیرویه بن شهردار الدیلمی قال: أخبرنا الحسن بن أحمد بن الحسن الحدّاد المقری الحافظ قال: نبّأنا أحمد «3» ابن عبد اللَّه بن أحمد قال: نبّأنا محمد بن أحمد، قال: نبّأنا محمد بن عثمان بن أبی شیبة، قال: نبّأنا یحیی الحِمّانی قال: نبّأنا قیس بن الربیع، عن أبی هارون العبدی، عن أبی سعید الخُدری:

أنَّ رسول اللَّه صلی الله علیه و سلم دعا الناس إلی علیٍّ… إلی آخر الحدیث بلفظ مرّ بطریق أبی نعیم (ص 232). ثمّ قال: حدیثٌ له طرق کثیرة إلی أبی سعید سعد بن مالک الخُدری الأنصاریّ.         

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 456

14- عماد الدین بن کثیر القرشیّ، الدمشقیّ، الشافعیّ: المتوفّی (774). روی فی تفسیره (2/14) من طریق ابن مردویه عن أبی سعید الخُدری و أبی هریرة: أنَّهما قالا: إنَّ الآیة نزلت یوم غدیر خُمّ فی علیّ. و روی فی تاریخه «1» (5/210) حدیث أبی هریرة المذکور بطریق الخطیب البغدادی. و له هناک کلامٌ یأتی بیانه فی صوم الغدیر.

15- جلال الدین السیوطیّ، الشافعیّ: المتوفّی (911). رواه فی الدرّ المنثور «2» (2/259) من طریق ابن مردویه و الخطیب و ابن عساکر بلفظ مرّ فی روایة ابن مردویه. و قال فی الإتقان «3» (1/31) فی عدّ الآیات السفریّة:

منها (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ) فی الصحیح عن عمر أنَّها نزلت عشیّة عرفة یوم الجمعة عام حجّة الوداع، له طرقٌ کثیرةٌ، لکن أخرج ابن مردویه عن أبی سعید الخُدری: أنَّها نزلت یوم غدیر خُمّ. و أخرج مثله من حدیث أبی هریرة، و فیه: أنَّه الیوم الثامن عَشَرَ من ذی الحجّة مرجعه من حجّة الوداع و کلاهما لا یصحّ. انتهی. قلنا: إن کان مراده من عدم الصحّة غمیزة فی الإسناد، ففیه أنَّ روایة أبی هریرة صحیحة الإسناد عند أساتذة الفنّ، منصوصٌ علی رجالها بالتوثیق، و سنفصِّل ذلک عند ذکر صوم الغدیر، و حدیث أبی سعید له طرق کثیرة، کما مرّ فی کلام الحمّوئی فی فرائده، علی أنَّ الروایة لم تختصّ بأبی سعید و أبی هریرة، فقد عرفت أنَّها رواها جابر بن عبد اللَّه، و المفسّر التابعیّ مجاهد المکّی، و الإمامان الباقر و الصادق- صلوات اللَّه علیهما- و أسند إلیهم العلماء مُخبتین إلیها.           

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 457

کما أنَّها لم تختصّ روایتها من العلماء و حفّاظ الحدیث بابن مردویه، و قد سمعت عن السیوطی نفسه فی دُرّه المنثور روایة الخطیب و ابن عساکر، و عرفت أنَّ هناک جمعاً آخرین أخرجوها بأسانیدهم، و فیهم مثل الحاکم النیسابوری، و الحافظ البیهقی، و الحافظ ابن أبی شیبة، و الحافظ الدارقطنی، و الحافظ الدیلمی، و الحافظ [أبی علیّ ] الحدّاد، و غیرهم. کلُّ ذلک من دون غمز فیها عن أیٍّ منهم. و إن کان یرید عدم الصحّة من ناحیة معارضتها لما رُوی من نزول الآیة یوم عرفة فهو مجازِفٌ فی الحکم الباتّ بالبطلان علی أحد الجانبین، وهب أنَّه ترجّح فی نظره الجانب الآخر، لکنّه لا یستدعی الحکم القطعی ببطلان هذا الجانب، کما هو الشأن عند تعارض الحدیثین، لا سیّما مع إمکان الجمع بنزول الآیة مرّتین، کما احتمله سبط ابن الجوزی فی تذکرته «1» (ص 18)، کغیر واحدةٍ من الآیات الکریمة النازلة غیر مرّةٍ واحدةٍ، و منها البسملة النازلة فی مکّة مرّة، و فی المدینة أخری، و غیرها ممّا یأتی. علی أنَّ حدیث نزولها یوم الغدیر معتضد بما قدّمناه عن الرازی و أبی السعود و غیرهما من أنَّ النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم لم یعمّر بعد نزولها إلّا أحداً أو اثنین و ثمانین یوماً. فراجع (ص 230)، و السیوطی فی تحکّمه هذا قلّد ابن کثیر، فإنّه قال فی تفسیره (2/14) بعد ذکر الحدیث بطریقیه: لا یصح هذا و لا هذا. فالبادی أظلم.

16- میرزا محمد البَدَخْشیّ، ذکر فی مفتاح النجا «2» ما أخرجه ابن مردویه کما مرّ فی (ص 231). و بعد هذا کلّه، فإن تعجب فعجبٌ قول الآلوسی فی روح المعانی «3» (2/249):

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 458

أخرج الشیعة عن أبی سعید الخُدری أنَّ هذه الآیة نزلت بعد أن قال النبیّ صلی الله علیه و سلم لعلیٍّ- کرّم اللَّه وجهه- فی غدیر خُمّ: «من کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه». فلمّا نزلت قال- علیه الصلاة و السلام-: «اللَّه أکبر علی إکمال الدین، و إتمام النعمة، و رضا الربِّ برسالتی، و ولایة علیّ- کرّم اللَّه تعالی وجهه- بعدی» ، و لا یخفی أنَّ هذا من مُفتریاتهم، و رکاکة الخبر شاهدٌ علی ذلک فی مبتدأ الأمر. انتهی. و نحن لا نحتمل أنَّ الآلوسی لم یقف علی طرق الحدیث و رواته حتی حداه الجهل الشائن إلی عَزْو الروایة إلی الشیعة فحسب، لکن بواعثه دعته إلی التمویه و الجَلَبة أمام تلک الحقیقة الراهنة، و هو لا یحسب أنَّ وراءه من یناقشه الحساب بعد الاطّلاع علی کتب أهل السنّة و روایاتهم. ألا مُسائِلٌ هذا الرجل عن تخصیصه الروایة بالشیعة؟ و قد عرفت من رواها من أئمّة الحدیث و قادة التفسیر و حملة التاریخ من غیرهم. ثمّ عن حصره إسناد الحدیث بأبی سعید؟ و قد مضت روایة أبی هریرة و جابر ابن عبد اللَّه و مجاهد و الإمامین الباقر و الصادق علیهما السلام له. ثمّ عن الرکاکة التی حسبها فی الحدیث، و جعلها شاهداً علی کونه من مُفتریات الشیعة: أ هی فی لفظه؟ و لا یعدوه أن یکن لِدَةَ سائرِ الأحادیث المرویّة، و هو خالٍ عن أیّ تعقید، أو ضعف فی الأسلوب، أو تکلّف فی البیان، أو تنافر فی الترکیب، جارٍ علی مجاری العربیّة المحضة. أو فی معناه؟ و لیس فیه منها شی ء، غیر أن یقول الآلوسی: إنَّ ما یُروی فی فضل أمیر المؤمنین علیه السلام و ما یُسند إلیه من فضائل کلّها رکیکة؛ لأنّها فی فضله، و هذا هو النّصب المُسِفُّ بصاحبه إلی هُوّة الهلکة، و لیت شعری ما ذنب الشیعة إن رووا صحیحاً و عضدتهم علی ذلک روایات أهل السنّة؟ غیرَ أنَّ الناصب مع ذلک یتیه فی                      

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 459

غلوائه، و یجاثیک علی العناد، فیقول: أخرج الشیعة… و لا یخفی أنَّ هذا من مُفتریاتهم… و بوسعنا الآن أن نسرد لک الأحادیث الرکیکة التی شحن بها کتابه الضخم؛ حتی یمیز الناقد المنصفُ الرکیکَ من غیره، لکنّا نمرُّ علیها کراماً.  (کَلَّا إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ* فَمَنْ شاءَ ذَکَرَهُ* وَ ما یَذْکُرُونَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ ) «1»