اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۹ فروردین ۱۴۰۳

اشتراک تمامی مسلمین در بزرگداشت عید غدیر

متن فارسی

(عید غدیر در اسلام)
از جمله اموریکه بمنظور ثبات و نشر داستان غدیر و جاودان ماندن خاطره آن و تأمین تحقق و ثبوت مفاد آن مورد توجه و اهتمام بوده، عید گرفتن این روز تاریخی است که همه ساله در روز و شب آن مجامع و محافل تشکیل شود و مراسم بندگی خدا و ابراز خشوع بدرگاه احدیت اجراء گردد و سیره نیکی و بخشش و بذل وجوه بریه و توجه بحال نانوانان و مستمندان و توسعه بزندگی خانواده‌ها و عائله‌ها و در بر کردن لباس‏های نو و زیبا با آرایش، پیروی و مورد عمل قرار گیرد، و در نتیجه اجراء این تشریفات و تظاهرات در میان مردم معتقد است که توجه عموم طبقات بطرف یک وضع نوین و منظره جالب معطوف شده و این وضع بیخبران را وا میدارد به تفحص و پرسش علل و موجبات آن و منجر میشود به تجسّس از روایت آن و دانایان به بیان روایات متواتره مشتمل بر این امر خطیر پرداخته و گویندگان و سرایندگان به ایراد خطابه و انشاء قصاید و منظومات می‌پردازند و بدین وسائل رشته روایت غدیر خم و اسناد آن بیکدیگر متصل و پیوسته گشته و در میان هر قوم و گروه و در هر عصر و زمان این خبر تکرار و این داستان بزبانها جاری و طرق متصله آن در اذهان محفوظ و پایدار می‌گردد.

آنچه از این کیفیت برای اهل تحقیق آشکار میشود دو امر است:

یکی اینکه عید غدیر خم اختصاص بگروه شیعه فقط ندارد و هر چند که این گروه نسبت باین امر علاقه خاصی ابراز مینمایند ولی در عین حال دیگران هم از سایر فرق مسلمین در این عید با شیعه شرکت مینمایند

بیرونی در «الآثار الباقیة فی القرون الخالیة» ص 334 این روز را از جمله اعیادی ذکر نموده که مورد توجه و اعتناء اهل اسلام است،

و در «مطالب السئول» تألیف ابن طلحه شافعی در ص 53 چنین مذکور است:
روز غدیر خم را امیر المؤمنین علیه السّلام در شعر خود یاد کرده و این روز عید گشته برای اینکه روزی است که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله آن جناب را باین جایگاه ارجمند (ولایت) منصوب نموده و او را بدین جهت بر جمیع خلق برتری بخشیده،

و در ص 56 گوید:
هر معنائی که ممکن است لفظ مولی دلالت بر آن داشته باشد نسبت بشخص رسول خدا صلی اللّه علیه و آله همان معنی را برای علی علیه السّلام قرار داده و این مرتبه ایست عالی و جایگاهی است رفیع و مقامی است شامخ که آنجناب را بدان مخصوص نموده و بهمین جهت این روز، روز عید و هنگام سرور و شادمانی و موسم انبساط و مسرت دوستان او گشته … انتهی

این جمله خود اشتراک تمام مسلمین را در عید گرفتن این روز ثابت مینماید، خواه ضمیر (دوستان او) به پیغمبر صلی اللّه علیه و آله برگردد و خواه به علی علیه السّلام برگردد، اگر به پیغمبر بر گردد که مطلب واضح است، و اگر بعلی علیه السّلام بر گردد باز مقصود حاصل است، زیرا همه مسلمین علی علیه السّلام را دوست دارند چه آنها که او را جانشین بلا فصل پیغمبر صلی اللّه علیه و آله میدانند و چه آنها که آنحضرت را چهارمین خلیفه رسول خدا صلی اللّه علیه و آله قرار داده‌اند.

و در میان تمام فرق مسلمین کسی نیست که با آنجناب سر عداوت و دشمنی داشته باشد جز تعداد ناچیزی از خوارج که آنها از دین اسلام خارج شده‌اند.

و کتب تاریخ درسهایی از این عید بما میدهد و حاکی است که امم اسلامی در شرق و غرب جهان بر این عید توافق دارند و مردم مصر و مغاربه و عراق از قرون گذشته باین روز دایر بعید بودن آن توجه و اعتناء داشته و روزی بوده نزد آنان که نماز و دعا و خطبه و انشاد شعر در آن معمول بوده چنانکه در کتب مربوطه مفصلا مذکور است.

و در موارد عدیده از «وفیات الاعیان» تالیف ابن خلکان- اتفاق عموم مسلمین بر عید بودن این روز استفاده میشود، مثلا در شرح حال مستعلی پسر مستنصر- در جلد 1 ص 60 چنین مذکور است: بیعت با نامبرده در روز عید غدیر خم واقع شده و آن هجدهم ذی الحجة است بسال 487،

و در شرح حال مستنصر باللّه عبیدی در جلد 2 ص 223 چنین مذکور است: نامبرده شب پنجشنبه هجدهم ذی الحجة سال 487 وفات یافت، سپس خود گوید: و این شب، شب عید غدیر است، یعنی شب هجدهم ذی الحجة، و آن، غدیر خمّ است «1»، و گروه بسیاری را یافتم که سؤال میکنند از این شب که در چندم ذی الحجه بوده؟ و این مکان (غدیر خم) بین مکه و مدینه است و در آن گودال آبی است و گفته میشود که در آنجا درخت زاری است که آب در آن جمع میشود، و چون رسول خدا صلی اللّه علیه و آله از سفر حجة الوداع از مکه مشرفه بازگشت و باین مکان رسید و با علی بن ابی طالب علیه السّلام برادری خود را اعلام فرمود، گفت: علی از من بمنزله هارون است از موسی بار خدایا، دوست بدار کسی را که او را دوست بدارد و دشمن دار آنکه را که او را دشمن بدارد و یاری فرما آنکه را که او را یاری نماید و خار گردان آنکه را که او را خار نماید، و شیعه باین روز علاقه زیادی دارند. و حازمی گوید: آنجا وادیی است بین مکه و مدینه و نزد جحفه گودالی است که در آنجا پیغمبر صلی اللّه علیه و آله خطبه خواند و این وادی بدشواری و شدت گرمی موصوف و معروف است.

و همین مطلب را (دایر بعلاقه زیاد شیعه باین روز) که ابن خلکان ذکر نموده مسعودی نیز در «التنبیه و الاشراف» ص 221 بعد از ذکر حدیث غدیر بیان داشته گوید: و فرزندان علی علیه السّلام و شیعیان او این روز را بزرگ میشمارند، و مانند این مطلب را ثعلبی در «ثمار القلوب» نگاشته، پس از آنکه شب غدیر را از شبهای مضاف «2» بنام و مشهور در نزد امّت شمرده در ص 511 گوید: و این همان شبی است که فردای آن رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در غدیر خم بر جهاز شتران خطبه خواند و ضمن خطبه خود فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله.
شیعه این شب را بزرگ میشمارند و آن را بشب زنده داری و قیام بعبادت بسر میبرند … انتهی.

بلی آنها معتقدند که نصّ و تصریح بر خلافت بلافصل (علی علیه السّلام) در آن تحقّق یافته. و آنان گر چه باین عقیده از سایرین جدا و منفردند ولی در این که شب غدیر از شبهای مضاف بنام و مشهور است با امّت اسلامی متفق و همعقیده میباشند، و این شهرت و اهمّیت نیست مگر بسبب اعتقاد بامر خطیر و بزرگی و فضیلت آشکاری که در بامداد آن صورت گرفته. و وقوع همین امر بزرگ و مهم در این روز آنرا روز خاص یا عید مبارکی گردانده است، و در اثر این اعتقاد در فضیلت روز غدیر و شب آن، فرط اشتهار این جهت تا بحدی رسیده که زیبائی و فروغ (در بیانات شاعرانه و مغازلات ادیبانه) بآن تشبیه شده،

تمیم بن معزّ صاحب دیار مصریه که در سال 374 وفات یافته ضمن قصیده که باخرزی در «دمیة القصر» ص 38 از او نقل نموده چنین سروده:
تروح علینا باحداقها «1»                حسان حکتهنّ من نشر هنّه‌
نواعم لا یستطعن النهوض               اذا قمن من ثقل اردافهنّه‌
حسنّ کحسن لیالی الغدیر               و جئن ببهجة ایامهنّه‌«2»

و از جمله دلائل این امر، تهنیت و مبارک بادی است که بوسیله شیخین و زنان رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و جز آنها از صحابه بامر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله نسبت بامیر المؤمنین علیه السّلام صورت گرفته، بطوریکه قریبا بچگونگی آن واقف خواهید شد و تهنیت و مبارک باد از خواص عید و مواقع شادمانی و سرور است.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 503

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 503

عید الغدیر فی الإسلام

و ممّا هیّأ من جهته لحدیث الغدیر الخلود و النشور، و لمفاده التحقّق و الثبوت، اتّخاذه عیداً یُحتفل به و بلیلته بالعبادة و الخشوع، و إدرار وجوه البرِّ، و صلة الضعفاء، و التوسّع على النفس و العائلات، و اتّخاذ الزینة و الملابس القشیبة، فمتى کان للملإ الدینی نزوعٌ إلى تلکُمُ الأحوال، فبطبع الحال یکون له اندفاعٌ إلى تحرّی أسبابها، و التثبّت فی شئونها، فیفحص عن رواتها، أو أنَّ الاتّفاق المقارن لهاتیک الصفات یوقفه على من ینشدها و یرویها، و تتجدّد له و للأجیال فی کلِّ دور لفتةٌ إلیها فی کلِّ عام، فلا تزال الأسانید متواصلة، و الطرق محفوظة، و المتون مقروءة و الأنباء بها متکرّرة.

إنَّ الذی یتجلّى للباحث حول تلک الصفة أمران:

الأوّل: أنَّه لیس صلة هذا العید بالشیعة فحسب، و إنْ کانت لهم به علاقة خاصّة، و إنَّما اشترک معهم فی التعیّد به غیرهم من فِرق المسلمین فقد عدّه البیرونی فی الآثار الباقیة عن القرون الخالیة (ص 334) ممّا استعمله أهل الإسلام من الأعیاد، و فی مطالب السؤول «1» لابن طلحة الشافعی (ص 53): یوم غدیر خُمّ ذکره- أمیر المؤمنین علیه السلام- فی شعره، و صار ذلک الیوم عیداً و موسماً؛ لکونه کان وقتاً خصّه

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 504

رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم بهذه المنزلة العلیّة، و شرّفه بها دون الناس کلِّهم.

و قال (ص 56):

و کلّ معنىً أمکن إثباته ممّا دلّ علیه لفظ المولى لرسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم فقد جعله لعلیّ، و هی مرتبة سامیة، و منزلة سامقة، و درجة علیّة، و مکانة رفیعة، خصّصه بها دون غیره، فلهذا صار ذلک الیوم یوم عید و موسم سرور لأولیائه. انتهى.

تفیدنا هذه الکلمة اشتراک المسلمین قاطبة فی التعیّد بذلک الیوم سواء رجع الضمیر- فی أولیائه- إلى النبیِّ أو الوصیِّ صلّى اللَّه علیهما و آلهما:

أمّا على الأوّل: فواضح.

و أمّا على الثانی: فکلّ المسلمین یُوالون أمیر المؤمنین علیّا شرع سواء فی ذلک من یُوالیه بما هو خلیفة الرسول بلا فصل، و من یراه رابع الخلفاء، فلن تجد فی المسلمین من ینصب له العداء، إلّا شذّاذاً من الخوارج مرقوا عن الدین الحنیف.

و تُقرئنا کتب التاریخ دروساً من هذا العید، و تسالم الأمّة الإسلامیّة علیه فی الشرق و الغرب، و اعتناء المصریِّین و المغاربة و العراقیِّین بشأنه فی القرون المتقادمة و کونه عندهم یوماً مشهوداً للصلاة و الدعاء و الخطبة و إنشاد الشعر على ما فُصِّل فی المعاجم.

و یظهر من غیر مورد من الوفیات لابن خلّکان «1» التسالم على تسمیة هذا الیوم عیداً، ففی ترجمة المستعلی بن المستنصر (1/60): فبویع فی یوم عید غدیر خُمّ، و هو الثامن عشر من ذی الحجّة سنة (487).

و قال فی ترجمة المستنصر باللَّه العبیدی (2/223): و توفِّی لیلة الخمیس لاثنتی عشرة لیلةً بقیت من ذی الحجّة سنة سبع و ثمانین و أربعمائة رحمه اللَّه تعالى.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 505

قلت: و هذه اللیلة هی لیلة عید الغدیر؛ أعنی لیلة الثامن عشر من ذی الحجّة، و هو غدیر خُمّ- بضمّ الخاء و تشدید المیم- و رأیت جماعة کثیرة یسألون عن هذه اللیلة متى کانت من ذی الحجّة، و هذا المکان بین مکّة و المدینة، و فیه غدیر ماء و یقال: إنَّه غیضة هناک، و لمّا رجع النبیّ صلى الله علیه و سلم من مکّة شرّفها اللَّه تعالى عام حجّة الوداع، و وصل إلى هذا المکان و آخى علیّ بن أبی طالب رضى الله عنه

قال: «علیٌّ منی کهارون من موسى، اللّهمّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه، و انصُرْ من نصره، و اخذُلْ من خذله».

و للشیعة به تعلّقٌ کبیر. و قال الحازمی: و هو وادٍ بین مکّة و المدینة عند الجُحْفة غدیر عنده خطب النبیّ صلى الله علیه و سلم و هذا الوادی موصوفٌ بکثرة الوخامة و شدّة الحرّ. انتهى.

و هذا الذی یذکره ابن خلّکان من کبر تعلّق الشیعة بهذا الیوم هو الذی یعنیه المسعودی فی التنبیه و الإشراف «1» (ص 221) بعد ذکر حدیث الغدیر بقوله: و ولد علیٍّ رضى الله عنه و شیعته یعظِّمون هذا الیوم. و نحوه الثعالبی فی ثمار القلوب «2» بعد أن عدَّ لیلة الغدیر من اللیالی المضافات المشهورة عند الأمّة بقوله (ص 511):

و هی اللیلة التی خطب رسول اللَّه صلى الله علیه و سلم فی غدها بغدیر خُمّ على أقتاب الإبل،

فقال فی خطبته: «من کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه، اللّهمّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله».

فالشیعة یعظِّمون هذه اللیلة، و یُحیونها قیاماً. انتهى.

و ذلک لاعتقادهم وقوع النصِّ على الخلافة بلا فصل فیه، و هم و إن انفردوا عن غیرهم بهذه العقیدة لکنّهم لم یبرحوا مشاطرین الأمّة التی لم تزل لیلة الغدیر عندهم من اللیالی المضافة المشهورة، و لیست شهرة هذه الإضافة إلّا لاعتقاد خطر عظیم

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 506

و فضیلة بارزة فی صبیحتها، ذلک الذی جعله یوماً مشهوداً و عیداً مبارکاً.

و من جرّاء هذا الاعتقاد فی فضیلة یوم الغدیر و لیلته وقع التشبیه بهما فی الحسن و البهجة، قال تمیم بن المعزّ صاحب الدیار المصریّة المتوفّى (374) من قصیدة له ذکرها الباخرزی فی دمیة القصر «1» (ص 38):

تروح علینا بأحداقِها             حِسانٌ حَکَتْهنَّ من نشرِ هنّهْ‏

نواعمُ لا یستطعْنَ النهوضَ             إذا قمنَ من ثِقْلِ أردافِهنّهْ‏

حَسُنَّ کحُسنِ لیالی الغدیرِ             و جئنَ ببهجةِ أیّامِهنّهْ‏

 

و ممّا یدلُّ على ذلک: التهنئة لأمیر المؤمنین علیه السلام من الشیخین و أمّهات المؤمنین و غیرهم من الصحابة بأمر من رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم، کما ستقف على ذلک مفصَّلًا إن شاء اللَّه، و التهنئة من خواصِّ الأعیاد و الأفراح.