logo-samandehi

شبهه پنجم «ابن تیمیه» درباره شأن نزول آیه عذاب واقع

وجه پنجم- (از اشکالهای ابن تیمیه) اگر این داستان (داستان حارث) درست و مطابق واقع بود، خود آیتی بود مانند آیت اصحاب فیل و چنین آیتی در خور آن است که به نقل و روایت آن همت گماشته شود و نظائر آن که در خور نقل و بیان است. و چون ملاحظه میکنیم مصنفین در علم از صاحبان مسندها و صحاح و فضائل و تفسیر و تاریخ و مانند اینها این موضوع را رأسا توجهی ننموده اند و این داستان جز به این اسناد ناشناس روایت نشده، بنابراین دروغ و بی اساس است.

جواب علامه – قیاس این داستان که یک حادثه فردی بوده با داستان اصحاب فیل، نامناسب و ناروا و گزاف است. زیرا که، این حادثه در اجتماع آن روز زمینه مناسب و کیفیتی که توجه و اعتناء عمومی را به خود جلب کند نداشته، مضافا بر اینکه در عین حال هدف و مقصود گروهی که شاهد این امر بودند اقتضا مینموده که پرده فراموشی بر آن بکشند. همانطور که بر اصل موضوع (امر ولایت در غدیر خم) کشیدند و به قدری پیرامون ابطال آن جد و جهد کردند که نزدیک بود به هدف و مقصود خود نائل گردند و با اشتباه‌کاری و توطئه های متعصبانه وضع را دگرگون سازند ولی خدای توانا به رغم بدخواهان و ناسپاسان، نور خود را تابان و به حد کمال میرساند.

حادثه اصحاب فیل، حادثه ای بود بزرگ و مهم و از آیات باهره نبی اکرم صلی الله علیه و آله که گروه عظیمی را دچار بدبختی و هلاکت نمود به طوری که بر جهانیان مشهود گشت و امتی را که باید روزی مترقی ترین امم باشد از کید آنان نجات بخشید و موجبات بقاء و استقرار آن امت و برقراری و عظمت مقدسات او و پایگاه یگانه پرستی او (کعبه) را که باید طواف‌گاه امم و مرکز زیارت و عبودیت معتقدین به ان باشد که رموز خیر و برکات را در بر دارد امضاء فرمود که در نتیجه آن واقعه اکنون پس از قرنها بزرگترین مظاهر پرستش گاه خدائی است. بنابراین دواعی و مقاصد در حادثه اولی (اصحاب فیل) غیر از دواعی و مقاصدی است که در واقعه نامبرده (داستان مورد بحث)موجود است، و قیاس آن دو به همدیگر زورگوئی و اغماض از حق است کما اینکه این فرق و تفاوت در میان معجزات پیغمبر صلی الله علیه و آله به خوبی آشکار است، و بر همین مبنی بعضی از معجزات آن جناب فقط با اخبار آحاد نقل شده و در مقابل بعض دیگر از حد تواتر هم تجاوز نموده، و نیز بعضی از معجزات آن جناب بدون اینکه توجه و اعتنائی به سند آن بشود مورد اتفاق و قبول عموم مسلمین است، و این اختلاف و تفاوت مربوط به خود آن معجزه ها است از حیث عظمت و اهمیت یا شرایط و مقارنات آنها.

اما ادعای ابن تیمیه دایر به اینکه طبقات مصنفین این موضوع را به اهمال گذرانده اند این نیز گزاف گوئی دیگری است. زیرا در صفحات گذشته، روایت مصنفین این واقعه را ذکر نمودیم که همه از پیشوایان علم و حاملان تفسیر و حافظان حدیث و ناقلان تاریخ میباشند و کتب رجال و شرح حال بزرگان فضائل بسیار آنها را متضمن است و دانشمندان یکی پس از دیگری مراتب درایت و شخصیت آنها را ستوده اند، و بالاخره نمیدانیم مقصود این مرد و مشار الیه او (جز به این اسناد ناشناس…) کیست و چیست؟ زیرا روایاتی که در این زمینه ذکر شد منتهی گشته به حذیفه بن یمان صحابی بزرگوار (شرح حال او در ص 60گذشت) و سفیان بن عیینه که پیشوائی او در علم و حدیث و تفسیر و مورد اعتماد بودن او در روایت معروف است (شرح حال او در ج 1 ص 139 گذشت) این از نظر شخصیت (که بر خلاف تصور و ادعای ابن تیمیه در نهایت شهرت و معروفیت و موصوف به ثقه و امانت میباشد). و اما از لحاظ اسناد به این دو نفر نیز، حفاظ و محدثین و مفسرین و اهل تحقیق این اسناد را شناخته و در خور ذکر و اعتماد دانسته و بدون تردید و انکاری، آیه ای از قرآن کریم و ذکر حکیم را بدین اسناد تفسیر نموده اند، و اینان از کسانی نیستند که با اسنادهای کم ارج و روایات پست و سست قرآن را تفسیر کنند، بلی سابقه امر چنین است و روش اهل دانش چنین بوده ولی. ابن تیمیه سند را منکر و ناشناس پنداشته و در متن آن نیز به مناقشه پرداخته زیرا هیچ چیز از این قبیل با روش ناهموار او تطبیق نمی نماید

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 497الی496

 

رفتن به بالا