اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ آذر ۱۴۰۱

جبرئیل(ع)، علی(ع) را امیرالمومنین خطاب کرد

متن فارسی

و ابن مردویه آورده است که پسر عباس گفت: پیامبر خدا (ص) در خانه اش بود و علی پسر ابوطالب – خدا رویش را گرامی دارد- آغاز بامداد به نزد او شد تا کسی در رفتن به نزد او بر وی پیشی نگیرد. پس چون به درون آمد پیامبر (ص) را دید در میان خانه، و سر او در دامن دحیه پسر خلیفه کلبی است پس گفت درود بر تو باد، پیامبر خدا چگونه است؟ گفت: ای برادر پیامبر خدا، نیکوست. علی گفت: خداوند – از سوی ما خانواده- تو را پاداش نیکو دهد. دحیه گفت: راستی که من تو را دوست می دارم و در نزد من ستایشی از تو است که شتابان برایت آورده ام: تو فرمانروای مؤمنان و رهبر چهره های درخشان و تابناک و … تا پایان

و در این گزارش می خوانیم: پس او سر پیامبر را گرفت و در دامن علی نهاد پس پیامبر (ص) گفت: این گفتگوهای آهسته چیست، پس علی آن چه را در میانه گذشته بود بازگو کرد و او گفت: علی او دحیه نبود… جبرائیل بود و تو را به نامی خواند که خداوند به آن خوانده بود.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 130

متن عربی

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 130

و أخرج ابن مردویه من طریق ابن عبّاس قال: کان رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فی بیته فغدا علیه علیّ بن أبی طالب- کرّم اللَّه وجهه- بالغداة أن لا یسبقه إلیه أحد، فدخل فإذا النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم فی صحن البیت، فإذا رأسه فی حجر دحیّة بن خلیفة الکلبی فقال: «السلام علیک، کیف أصبح رسول اللَّه؟» قال: بخیر یا أخا رسول اللَّه، فقال علیّ «جزاک اللَّه عنّا خیراً أهل البیت» فقال له دحیة: إنّی لأحبّک و إنّ لک عندی مدحةً أزفّها لک، أنت أمیر المؤمنین، و قائد الغرّ المحجّلین إلی آخره. و فیه: فأخذ رأس النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم فوضعه فی حجره فقال النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم: «ما هذه الهمهمة؟» فقال علیّ بما جری، فقال: «یا علیّ لم یکن دحیّة و لکن کان جبرائیل سمّاک باسم سمّاک اللَّه به».