اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۷ اسفند ۱۴۰۲

اهانت ابن زبعری به پیامبر(ص)

متن فارسی

قرطبى در تفسیر خود ص 406 می  نویسد: مورخان آورده ‏اند که روزى پیامبر (ص) به سوى کعبه بیرون شد و خواست نماز بگزارد چون داخل نماز شد ابو جهل (لع) گفت کیست که به سوى این مرد برخیزد و نماز او را تباه سازد؟ پس ابن زبعرى برخاست و از درون یک شکنبه، خون و سرگین به در آورد و با آن، روى پیامبر (ص) را بیالود پس پیامبر (ص) که از نماز خود روى برتافت به نزد عمویش ابوطالب شد و گفت عمو نمی بینى با من چه کرده ‏اند؟! ابوطالب پرسید چه کس با تو چنین کرد؟ پیامبر (ص) گفت: عبد اللّه بن زبعرى. ابوطالب برخاست و شمشیرش را بر روى شانه ‏اش نهاد و با او روان شد تا نزدیک آن گروه رسید.
آنان چون دیدند ابوطالب می آید خواستند برخیزند پس ابوطالب گفت به خدا اگر کسى برخیزد با شمشیرم او را خواهم زد پس نشستند تا او نزدیکشان رسید و گفت پسرکم چه کسى با تو چنین کرد؟!، او پاسخ داد عبد اللّه بن زبعرى پس ابوطالب سرگین و خون شکنبه را برگرفت و چهره و ریش و جامه ایشان را بیالود و به آنان بد گفت.

داستان این واکنش ابوطالب را در بسیارى از کتاب‏هاى سنیان می توان یافت جز این که دست‏هاى هوا پرستان آن را به بازى گرفته و اگر خدا خواهد زیر نشانى (ابوطالب در قرآن حکیم) تو را از حقیقت گفتار آگاه خواهیم ساخت.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏7، ص: 482

متن عربی

10- أبو طالب و ابن الزبعرى:

قال القرطبی فی تفسیره «1» (ص 406): روى أهل السیر قال: کان النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم قد خرج إلى الکعبة یوماً و أراد أن یصلّی، فلمّا دخل فی الصلاة قال أبو جهل لعنه اللَّه: من یقوم إلى هذا الرجل فیفسد علیه صلاته؟ فقام ابن الزبعرى فأخذ فرثاً و دماً فلطخ به وجه النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم فانفتل النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم من صلاته، ثمّ أتى أبا طالب عمّه فقال: «یا عمّ ألا ترى إلى ما فُعِلَ بی؟» فقال أبو طالب: من فعل هذا بک؟ فقال النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم: «عبد اللَّه بن الزبعرى». فقام أبو طالب و وضع سیفه على عاتقه و مشى معه حتى أتى القوم، فلمّا رأوا أبا طالب قد أقبل جعل القوم ینهضون؛ فقال أبو طالب: و اللَّه لئن قام رجل لجللته بسیفی فقعدوا حتى دنا إلیهم، فقال: یا بُنیّ من الفاعل بک هذا؟ فقال: «عبد اللَّه بن الزبعرى»؛ فأخذ أبو طالب فرثاً و دماً فلطّخ به وجوههم و لحاهم و ثیابهم، و أساء لهم القول.

حدیث موقف أبی طالب هذا یوجد فی غیر واحد من کتب القوم و قد لعبت به أیدی الهوى، و سنوقفک إن شاء اللَّه على حقّ القول فیه تحت عنوان: أبو طالب فی الذکر الحکیم «2».

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏7، ص: 482