logo-samandehi

اهانت عبدالله بن زبعری سهمی به پیامبر(ص)

از اصبغ بن نباته آورده اند که شنیدم امیرمومنان علی (ع) می گفت رسول خدا (ص) به گروهی از قریش بگذشت که کشتارهایی از شتر یا گوسفند کرده بودند که آن را فهیره می نامیدند و بخاطر بتان آن ها را سر می‌بریدند، پس چون او به ایشان رسید سلام‌ نکرده بگذشت تا نزدیک دار الندوه شد و ایشان گفتند یتیم عبد الله بر ما بگذشت و سلام نکرد کدام یک از شما می‌رود که نمازش را بر او تباه سازد؟ عبدالله بن زبعری سهمی گفت من چنین خواهم کرد. پس خون و پلیدی شکمبه ها را برگرفت تا به نزدیک پیامبر (ص) رسید که آن هنگام در سجده بود. پس جامه و هیکل او را با آن ها پر کرد وپیامبر (ص) برگشت تا نزد عمویش ابوطالب شد و گفت عمو من کیستم؟ گفت برای چه برادرزاده من؟ او داستان رابرایش باز گفت. وی پرسید کجا ایشان رارها کردی؟ گفت در ابطح پس میان دودمانش آواز داد ای خاندان عبد المطلب ای هاشمیان ای عبد مناف، پس ازهر سویی لبیک گویان روی به او نهادند و او پرسید شما چند تن هستید؟ گفتند ما چهل تنیم. گفت سلاح خویش برگیرید پس سلاح برگرفتند و او ایشان را راه انداخت تا رسیدند به آن گروه. چون ایشان او را دیدند خواستند پراکنده شوند ولی او گفت بخدای این ساختمان هر کس از شما که برخیزد با شمشیر او را خواهم زد. سپس به سراغ سنگی ستبر که در ابطح بود رفت و سه ضربه بر آن زد و آن را سه قطعه کرد و سپس گفت محمد از من پرسیدی که تو کیستی؟ سپس با انگشتش پیامبر را نشان داد و این سرودها را خواند: تو محمد پیامبری سروری بزرگ و سالار توده و مهتری یافته . . .  تا پایان آنچه در ص 263 – 4 گذشت و سپس گفت محمد کدام یک از اینان با تو چنان کرد؟ پیامبر (ص) عبد الله بن زبعری سهمی شاعر را نشان داد ابوطالب او را بخواند و بر بینی اش کوفت تا آن را خونین ساخت و سپس خون و سرگین های شکنبه را بخواست‌و آن را بر سر همه حاضران ریخت و آنگاه گفت برادرزاده آیا خشنود شدی؟ وسپس گفت از من پرسیدی که تو کیستی تومحمد پسر عبد الله هستی و آنگاه پدران او را تا آدم (ع) یاد کرد و آنگاه گفت تو بخدا گوهرت از همگی شان‌ارجمندتر است و پایگاهت از همه برتر. ای گروه قریش هر کس از شما خواهد بجنبد من همانم که می شناسیدم. گزارش بالا را سید ابن معد در کتاب الحجه ص106 آورده و همانند آن را نیز صفوری در نزهه المجالس گزارش کرده ج 2 ص 122 و در چاپ دیگر آن ص 91، نیز ابن حجه حموی در ثمرات الاوراق که در حاشیه المستطرف چاپ خورده 3 / 2 به نقل از کتاب الاعلام قرطبی آنرا آورده است . 

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب  ج 7 ص 522 )

رفتن به بالا