اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۵ فروردین ۱۴۰۳

اهمیت شعر در کلام علامه امینی

متن فارسی

هنگامی که به آثار منظوم ادیبان پاک سرشت پیشین بر می‌خوریم، آنها را در سطحى مینگریم که از مرحله لفّاظى و عبارت پراکنى اوج گرفته از گشتن به گرد تملق این و آن بدور مانده‌اند و شعرشان را بر پایه سازندگى مکتبى انسانى و نشر معارف بشرى بکار انداخته‌اند و در این راه به پیروى از قرآن و حدیث پرداخته از علوم عقلى و فلسفى بحث نموده‌اند و پا در فنون و علوم بشرى گذاشته، از سخنان پندزا و سودمند که نشان دهنده روح انسان کامل است، دریغ ننموده‌اند. با اینکه شعرشان شامل مزایاى ادبى هم بوده است و چنین ادبیاتى در دیدگاه دانشمندان و صاحبان حکمت و اندیشمندان است، که بشریت بدان احساس احتیاج می‌نماید و خواسته اهل تاریخ و انسانهاى دیگر است.

ما، در این برداشت، گرانبهاترین اثر را از این اشعار میگیریم و بر مبانى مذهبى و حق جوئى شیعه، استدلال میکنیم که چگونه شاعر اندیشمند ما، از جانمایه میگیرد و خصلتهاى نیکوى آل محمّد را نمودار می‌سازد، و این هنر شعر و شاعرى است که حقیقت را با جلوه خاصى نشان میدهد و در دیدگاه نسلهاى آینده، که تشنه حق جوئیند قرار میدهد.

شعر شاعر، فضائل اخلاقى و امور معنوى را با روح شنونده در آمیخته و با یک جذبه عمیق رهرو حق‏جو را به چشمه زلال حقیقت می‌رساند. فضاى وسیع انسانها را وسیعتر و فریاد دلنشینش را به دل هر انسانى میرساند و چه بسیار این آوازها که از دل شاعران بر می‌خیزد، در دل شب نواى دلنشین کاروانیان میشود و نشاط دگرى بشتران میدهد و این نوا و آواز است که در دل رهروان شور زندگى می‌افکند و نوید صبحى دل افروز را به بشر میسپارد.

در مجلس امرا و بزرگان، سرایندگان شعر هنر نمائى دارند و مادران با هزار شور و شعف در کنار گاهواره، زمزمه میکنند و با فرازهاى زیباى شعرى، دل نا آرام طفل را آرامش می‌بخشند. در سنین کودکى شعر مبدأ تلقین اوصاف پسندیده و خصلتهاى نیکو است و شور ایمان را در رگ و پى جوانان جاى میدهد و همراه با رشد جسمى روح طفل را به آسمانهاى پاک اوج میدهد و افقهاى دیگرى به رویش می‌گشاید، او را با پاکان آشنا می‌سازد و دلش را به خاندان پیغمبر که بهترین پاکانند ربط میدهد و این شعر است که اینهمه هنر دارد و می‌تواند در پى یک خروش، سازمان مخالفین را درهم کوبد و خوار و ذلیلشان کند و بهترین شاهد شمائید که میدانید شعر خوب چه شورى در دل و خروشى در سر میافکند.

(اگر با زبان عربى آشنائى داشتید) می‌دیدید چگونه در مقابل قصیده میمیه فرزدق، دل می‌باختید و با هاشمیات کمیت، انس گرفته و قصیده عینیه حمیرى شور و احساسى حماسى در دل و سرتان می‌افکند، آیا میشد قصیده تائیه دعبل خزاعى را بخوانید و بر جنایات و ستمهائی که بر خاندان رسول رفته اشک نریزید و یا قصیده میمیه امیر ابى فراس شما را دگرگون نکرده و با شاعر دلسوخته همراه نگشته و هم آواز نشوید که:

اى شراب فروشان بى باک به خود مبالید و از خودستائى بازایستید که هر آینه ارزندگانى هم هستند که در نبرد زندگى خون گرم خود را نثار میکنند.

ما در خلال این کتاب با آه سوخته و رنجهاى فراوانى که این شاعران حق جو کشیده‌اند آشنا میشویم، لذا شاعران قرن اول هجرى را مینگریم که چگونه مدیحه و مرثیه را سر دادند و چون شمشیر برّانى از پیشوایان دین حمایت کردند و شعرشان تیر خطرناکى بود در جگر دشمن و در هر مرز و بوم جز اعلام دوستى خاندان محمّد کارى نداشتند.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 13

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 13

الشعر و الشعراء

و نحن لا نرى شعر السلف الصالح مجرّد ألفاظ مسبوکة فی بوتقة النظم، أو کلمات منضّدة على أسلاک القریض فحسب، بل نحن نتلقّاه بما هناک من الأبحاث الراقیة فی المعارف من علمی الکتاب و السنّة، إلى دروس عالیة من الفلسفة و العِبر و الموعظة الحسنة و الأخلاق، أضف إلیها ما فیه من فنون الأدب و موادِّ اللغة و مبانی التاریخ، فالشعر الحافل بهذه النواحی بغیة العالم، و مقصد الحکیم، و مأرب الأخلاقیِّ، و طلبة الأدیب، و أُمنیّة المؤرِّخ، و قل: مرمى المجتمع البشریِّ أجمع.

و هناک للشعر المذهبیِّ مآرب أخرى هی من أهمِّ ما نجده فی شعر السلف، ألا و هی الحِجاج فی المذهب و الدعوة إلى الحقِّ، و بثِّ فضائل آل اللَّه، و نشر روحیّات العترة الطاهرة فی المجتمع، بصورةٍ خلّابة، و أسلوب بدیع یُمازج الأرواح، و یخالط الأدمغة، فیبلغ هتافه القاصی و الدانی، و تلوکه أشداق الموالی و المناوئ مهما علت فی الکون عقیرته، و دوّخت الأرجاء شهرته، و شاع و ذاع و طار صیته فی الأقطار، و قُرِّطت به الآذان.

مهما صار أُحدوّة تحدو بها الحُداة، و أغانی تغنّی به الجواری فی أندیة الملوک و الخلفاء و الأمراء، و تناغی بها الأمّهات الرضّع فی المهود، و یرقّصْنَهم بها بعد الفطام فی الحجور، و یُلقِّنها الآباء أولادهم على حین نعومة الأظفار، فینمو و یشبُّ و فی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 14

صفحة قلبه أسطرٌ نوریّة من الولاء المحض بسبب تلک الأهازیج، و هذه الناحیة- الفارغة الیوم- لا تسدّها خطابة أیِّ مفوّهٍ لَسِن، و لا تلحقه دعایة أیِّ متکلّم، کما یقصر دون إدراکها السیف و القلم.

و أنت تجد تأثیر الشعر الرائق فی نفسیّتک فوق أیِّ دعایة و تبلیغ، فأیُّ أحد یتلو میمیّة الفرزدق فلا یکاد أن یطیر شوقاً إلى الممدوح و حبّا له؟ أو ینشد هاشمیّات الکمیت فلا یمتلئ حجاجاً لِلحقّ؟ أو یترنّم بعینیّة الحمیری فلا یعلم أنَّ الحقَّ یدور على الممدوح بها؟ أو تلقى علیه تائیّة دعبل فلا یستاء لاضطهاد أهل الحقِّ؟ أو تصکُّ سمعه میمیّة الأمیر أبی فراس فلا تقف شعرات جِلدته؟ ثمَّ لا یجد کلَّ عضو منه یخاطب القوم بقوله:

یاباعةَ الخمرِ کُفّوا عن مفاخرِکمْ             لِعُصْبةٍ بیعُهم یوم الهیاج دمُ‏

 

و کم و کم لهذه من أشباه و نظائر فی شعراء أکابر الشیعة، و سوف تقف علیها فی طیّات أجزاء کتابنا هذا إن شاء اللَّه تعالى.

و بهذه الغایة المهمّة کان الشعر فی القرون الأولى مدحاً و هجاءً و رثاءً کالصارم المسلول بید موالی أئمّة الدین، و سهماً مغرَقاً فی أکباد أعداء اللَّه، و مجلّة دعایة إلى ولاء آل اللَّه فی کلِّ صقع و ناحیة،