اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۸ تیر ۱۴۰۳

اهمیت و جایگاه تاریخ

متن فارسی

تمام اقوام و ملل جهان از هر طبقه به تاریخ محتاجند. و این انگیزه در تمام طبقات و در هر قوم و ملت بدون کم و کاست وجود دارد،و هیچ فرقه ای از فرق مسلمین نیازش بتاریخ کمتر از دیگری نمیباشد، منتهی هر صنفی مقصود خود را از تاریخ میجوید و هرگروهی هدف مخصوص بخود را تعقیب مینماید:

1- مورخ به طور کلی، منظورش احاطه بر حوادث روزگار و آگاهی از احوال امم واقوام پیشین و ثبت و ضبط آنهاست

2-  جغرافی دان، منظورش در تاریخ تشخیص قسمتهای سیاسی است که پیروزی ها و مغلوبیت های ملل را در جهات گوناگون میجوید، که کدام ملت بر حدود چه ممالکی دست یافته و در آن استقرار گرفته و کدام ملت در اثرمغلوبیت از مرزهای خود رانده شده اند

3- خطیب و سخنور – تاریخ را بررسی میکند تا بر موارد عبرت و پند واقف شود و سرنوشت اقوام و ملل و ملوک – آنها که منقرض و نابود شدند و آنگروه دیگر که جایگزین آنها گشتند بر او روشن گردد و آن ملت هائی را که در کشاکش بدیها و ارتکاب ناروائیها دوچار نکبت و ادبار شدند و بالعکس اقوامی که در اثر نیکی و التزام به امور پسندیده برستگاری و نیک بختی رسیدند بشناسد

4- مرد دینی – میخواهد بوسیله بررسی تاریخ موارد پایه گذاری دین را پیدا کند و مراتب ارتقا و شئونی را که بر آن اساس و پایه نهاده شده احراز نماید و اصول و شئون مزبور را از آنچه در پیرامون آن بر مبنای هوی وهوس و از روی مطامع مادی بصورت دین جلوه گر شده جدا و متمایز نماید

5- اخلاقی – مقصودش از بررسی تاریخ اینست که ملکات پسندیده و عکس العمل آنها را در آن گروهی که خود را بدانها آراسته و در نتیجه بفوز و رستگاری رسیده اندو همچنین اخلاق رذیله و ملکات پلید و آثار شوم آن را در آنگروهی که بدان آلوده گشته و دوچار بدبختی و محرومیت گردیده اند بدست آورد، تا بدینوسیله راه بکار بردن تجربیات حاصله را بمردم زمان خود نشان دهد و در نتیجه افراد جامعه را از سقوط درپرتگاه فساد اخلاق و پیکر اجتماع را از پراکندگی و پریشانی ایمن و مصون بدارد

6- سیاسی – (یعنی آنها که مسئول تامین مصالح ملتی هستند) میخواهد از کاوش تاریخ به راز تقدم و تعالی ملل گذشته مطلع گردد و نیز دریابد که چگونه تمایلات شهوی هواداران و شیفتگان خود را به پستی و هلاکت کشانیده تا بحدی که نامشان را از صفحه روزگار محو نموده تا با وقوف به سرانجام آنان و سختی ها و تنگی ها و مشکلات جبران ناپذیری که گریبانگیر آنان گردیده، با بصیرت کامل برنامه سودمندی برای ملت خود تنظیم و بدان وسیله تقدم و ترقی و سعادت آنان را پیش بینی و تامین نماید

7-  ادیب – میخواهد از لابلای تاریخ احوال امم گذشته نکته های دقیق و رقیق ادبی و آنچه را که برای آرایش الفاظ و عظمت معانی بکار میرفته تشخیص و رموز زیبائی اسلوب کلام وتقریب مقصود در شعر و نثر از فنون اشارات و موارد استعارات را بدست آورده و در مورد خود بکار برد

8- فقهای عظام نیز به تاریخ نیازمندند چه آنکه برای تصحیح اسناد وروایت و استوار نمودن مبانی فتوی ناگزیدند به آن قسمت از تاریخ که مربوط بعلم رجال است مراجعه نمایند

9- محدثین – نیز از این نیازمندی بر کنار نبرده و بمنظور تحصیل وثوق و اعتماد به روایات (که ارتباط مستقیم با فن شریف آنان دارد) بایستی بقسمت مربوط به این امر توجه و امعان نظر نمایند، بعلاوه در فن حدیث اصولا موضوعاتی هست که با تاریخ آمیخته است از قبیل داستان پیغمبران و تحلیل تعالیم آنان، که محدث ناگزیر است در این زمینه غور کامل نماید و آنچه راکه در این قسمت بدست آورده با آنچه که در صفحات تاریخ مورد دقت قرار گرفته مورد مقایسه و بررسی او واقع گردد و موارد تطبیق آنها را در احراز حقیقت بدست آورد

10- مفسرین – نیز از تاریخ بی نیاز نبوده و در مورد هر یک از آیات کریمه که مشعر بروقایع گذشتگان و احوال پیشینیان است که به اقتضای پاره ای از حکم و یا اشتمال آن به پند و موعظه بیان گشته و همچنین آیات دیگری که در شئون خاصه نازل گردیده باید به آنچه در زمینه وقایع و قصص و شئون مذکوره در تاریخ بتفصیل بیان شد مراجعه وبررسی کامل نماید

 

* بالاخره اهل بحث و تحقیق در هر رشته از علوم و فنون که وارد شوند ارتباط و تماس آن را با تاریخ درک نموده و معترف خواهند بود که بدون غور در تاریخ به مقصود خود نخواهند رسید، و بنا بر آنچه ذکر شد،

1- تاریخ گمشده هر دانشمند است

2- مطلوب هر هنرمند است

3- سرمایه اهل تتبع و تحقیق است

4- مورد علاقه هر متدین است

5- مقصد هر سیاستمدار است

6- هدف هر ادیب است

7- تاریخ مورد احتیاج تمام مجتمع بشری است

اکنون  باید دانست که تاریخ با این ارتباط و پیوستگی که با تمام مقاصد و اغراض کلیه طبقات خلق دارد،

 آن تاریخی است که صحیح و مبتنی بر حقایق و واقعیات باشد. آن تاریخی که جز ثبت حقایق و امور واقعی مقصد و غرض دیگر در تدوین آن دخالت نداشته باشد. بازیچه اغراض گوناگون قرار نگرفته و تمایلات دسته مخصوص و مقاصد مغرضانه و خودخواهانه گروه خاصلی در تدوین آن راه نیافته باشد. بر مبنای جلب نظر پیشوایان و فرمانروایان وقت و تامین رضایت خاطر امرا یا تقویت مرام و اندیشه خاص و یا بمنظور بالا بردن مقام اشخاص و بزرگ نمودن آنها و یا فرودآوردن اشخاص دیگر و پست و بی ارج ساختن آنان و برای رسیدن بمقاصدی که بر حسب اختلاف موارد اغراض و مقاصد مختلفی پیدا میشود فراهم نشده باشد. و یا برای اینکه افراد مکار و فریب شعار به عناصر صالح و درستکار مشتبه شوند تدوین نشده باشد مانند بسیاری از مولفات بنام تاریخ که متاسفانه آلوده به این قبیل امور گشته و اغراض خاصی در تدوین آنها دخالت یافته و مولفین این گونه تاریخهای مشوب و آلوده پنداشته اند که گردآوری یک مشت مطالب واهی و بی اساس حکایت از توسعه دامنه علم و دانش آنان مینماید و این معنی برشهرتشان خواهد افزود این کوته نظران فرومایه نفهمیده اند، که ارزش و منزلت مردان در فهم و درایت است نه در یاوه سرائی و بسیاری روایت اینگونه افراد در اثر همین غفلت و پندار نادرست لغزشهای بیشماری را از پیشینیان خود دریافت و داخل تاریخ نموده اند و متوجه نشده اند که راویان اینگونه اوهام و مطالب بی مایه و بی اساس خود مزدوران و مدافعین گروهی، و دشمنان و معاندین نسبت به گروه دیگر بوده اند و یا داستان سرایان بی معرفتی بوده اند که از پر گوئی و یاوه سرائی باکی نداشته و بمنظور کسب مزید شهرت و یا تسکین ولع و حرصی که بمقتضای امیال پست در آنها بوده دست بچنین جنایاتی زده اند آنها چنین کردن و ساده لوحانی چند در اعصار بعدی آن مطالب واهی را از آنان گرفته و بعنوان حقایق مسلمه در کتب و مولفات خود نقل نمودند ؟ آنگاه افرادی کنجکاو و باریک بین بر چگونگی آن آثار و منقولات واقف و چون آنها را خرافی و موهوم یافتند بطرد و رد آن پرداخته و بی باکانه زبان و قلم به طعن بر تاریخ گشودند آن ساده لوحان ندانستند که این آثار بی اساس، و کورکورانه دست بدست گشته و آلت اجراء مطامع اشخاصی بوده، و این افراد دقیق و متتبع نیز توجه نکرده اند که آنچه در خور طعن و طرد است، همان پر گوئی ها وبدکرداریهای نویسندگان بی شخصیت است و اصل فن تاریخ در خور طعن و سرزنش نبوده – و اگر بخواهیم شواهد این دسته از ترهات و یاوه سرائی ها را که تاریخ به آن ممزوج گشته بیان کنیم سخن بطول می انجامد و با وضع این کتاب سازش ندارد. بلی :اینطور. حقایق و واقعیات در بین دو روش نامطلوب افراط و تفریط پنهان گشته و فدای امیال و شهوات گردید پس بر اهل بحث وتحقیق است، که در غور و بررسی در این وادی از آهنگهای ناموزون فرق مختلفه و هو و جنجال بر کنار مانده و بدون تمایل به گروه خاص و دور از عوامل حب و بغض، فقط اصول مسلمه را مقیاس تشخیص قرار دهند و آنچه با مقیاس مزبور تطبیق نکرد بی دریغ آنرا طرد و آنچه مورد اعتماد قرار گرفت بپذیرند بتفصیلی که در اینجا گنجایش شرح آن نیست

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 21

 

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 21

التاریخ الصحیح

لا یکون انبعاث أیّةِ فِرقة من الفِرق إلى تدوین التاریخ أقلَّ من انبعاث أخواتها إلیه، فکلٌ یتحرّى منه غایة، و یرمی إلى غرض یخصّه، فإن کان المؤرّخ یرید به الحیطة «1» بحوادث الدهر، و الوقوف على أحوال الأجیال الغابرة، فالجغرافیّ یطلبه لتحقیق القسم السیاسیّ به؛ لاختلافه بتغلّبات الدول، و انعکاف «2» أُمم على خطط معیّنة و انثیال «3» أُمم عنها.

و إن انبعث الخطیب إلى سَبْر غَور التاریخ لما فیه من عِبَر و عِظات بالغة فی تدهور الأحوال و فناء الأجیال، و هلاک ملوک و استخلاف آخرین، و ما انتاب أقواماً من جرّاء ما اجترحوه من السیّئات، و ما فاز به آخرون بما جاءوا به من صالح الأعمال، فالدینیّ یبتغیه للوقوف على ما وُطِّد به أُسس المعتقد؛ و عُلِّیَ علیه صروحُه و علالیُّه «4»، و إفرازه عمّا کان حوله من لعب الأهواء، و تَرکاض أهل المطامع.

و إذا کان الأخلاقیّ یقصد به التجاریب الصالحة فی ملکات النفوس، التی تحلّى بالصحیحة منها فِرقٌ من الناس فأفلحوا، و تردّى «5» بالردیئة منها آخرون فخابوا،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 22

فیَستنتِج من ذلک دستوراً عامّا للمجتمع لیعمل به متى راقه أن یأخذ حذراً عن سقوط الفرد أو تلاشی المجتمع، فالسیاسیّ یرید به الوقوف على مناهج الأُمم التی تقدّم بها الغابرون، و مساقط الشهوات التی أسفّت بمعتنقیها إلى هوّة البوار و الضعة، فغادَرتْهم کحدیث أمس الدابر، و یرید به البصیرة فیما سلفت به التجاریب الصحیحة فی المضائق و المآزق الحرجة، و افتراع عقبات کأداء، فیتّخذ من ذلک کلّه برنامجاً صالحاً لرُقیّ أمّته، و تقدّم بیئته.

و الأدیب یقتنص شوارد التاریخ؛ لأنَّ ما یتحرّاه من تنسیق لفظه، و فخامة معناه، و ما یجب أن یکون فی شعره أو نثره- من محسِّنات الأسلوب، و مقرِّبات المغزى بإشارة أو استعارة- منوطٌ بالاطّلاع على أحوال الأُمم و الوقوف على ما قصدوه من دقائق و رقائق.

و إذا عمّمنا التاریخ على مثل علم الرجال و الطبقات، فحاجة الفقیه إلیه مسیسة فی تصحیح الأسانید، و إتقان مدارک الفتاوى، و به یظهر افتقار المحدِّث إلیه فی مزید الوثوق بروایاته، على أنَّ لِفنِّ الحدیث مواضیع متداخلة مع التاریخ، کما یُروى من قصص الأنبیاء و تحلیل تعالیمهم؛ حیث یجب على المحدِّث المحاکمة بین ما یتلقّاه و ما یسرده التاریخ، أو التطبیق بینهما إن جاءا متّفقَین فی بیان الحقیقة.

و المفسّر لا مُنتدح له من التوغّل فی التاریخ عندما یقف على آیات کریمة توعز إلى قصص الماضین و أحوالهم؛ لضربٍ من الحکمة، و نوعٍ من العِظَة، و على آیات أخرى نزلت فی شئون خاصّة، یفصِّلها التاریخ تفصیلًا.

و الباحث إذا دقّق النظرة فی أیّ علم یجد أنّ له مسیساً بالتاریخ لا یتمّ لصاحبه غایته المتوخّاة إلّا به.

فالتاریخ إذاً ضالّة العالِم، و طَلِبة المتفنّن، و بُغیة الباحث، و أُمنیّة أهل الدین و مقصد الساسة، و غرض الأدیب. و القول الفصل: إنَّه مأرب المجتمع البشریّ أجمع،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 23

و هو التاریخ الصحیح الذی لم یُقصد به إلّا ضبط الحقائق على ما هی علیه، فلم تعبث به أغراض مستهدفة، و لم یعِثْ فیه نزعات أهوائیة، ککثیرٍ ممّا أُلِّف من زُبُر التاریخ التی روعی فی جملة منها جلب مرضاة القادة و الأُمراء، أو تدعیم مبدأ أو فکر مفکّر، أو أُرید به التحلیق بأشخاص معلومین إلى أوْج العظمة، و الإسفاف بآخرین إلى هُوّة الضعة؛ لمغازٍ هنالک تختلف باختلاف الظروف و الأحوال.

أو اختلط «1» فیه الحابل بالنابل بتوسّع المؤلّفین لما حَسِبوه من أنَّ الإحاطة بکلّ ما قیل توسّعٌ فی العلم، و إحسانٌ فی السمعة؛ ذهولًا منهم عن أنَّ مقادیر الرجال بالدرایة لا بالروایة «2»، فأدخلوا فی التاریخ هفواتٍ لا تُحصى، غیرَ شاعرین بأنّ رواة تلک السفاسفِ زبائنُ عصبة، و حنّاقٌ على عصبة؛ أو أنّهم قصّاصون غیر مکترثین من الإکثار فی النقل الخرافیّ أو الافتعال؛ إکباراً لِلسمعة، أو نزولًا على حکم النهَمة، فتلقّتْها عنهم السذّج فی العصور المتأخِّرة کحقائق راهنة، و تنبّه لها المنقِّب فوجدها أحادیث خرافیّة فرفضها، غیرَ مُبالٍ بالطعن على التاریخ، فلا شعر أولئک أنّها ولیدةُ تقالیدَ أو مطامع، و لا عرف هذا أنَّ الآفة فی وَرَطات القالة، و سوء صنیع الکَتَبة، لا فی أصل الفنّ، و لو ذهبنا إلى ذکر الشواهد لهذه کلّها لخرج الکتاب عن وضعه.

هکذا خفیت الحقیقة بین مُفرِط و مُفرِّط، و ذهبت ضحیّة المیول و الشهوات،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 24

فواجب الباحث أن یسبر هذا الغور متجرِّداً عن النعرات الطائفیّة، غیر متحیِّز إلى فئة، متزحزحاً عن عوامل الحبّ و البغض، و نصب عینیه مقیاسٌ من أصول مسلَّمة، یقابل به صفحة التاریخ، فإن طالته أو قصرت عنه رفضها، و إن قابلته مقابلة المِثْلِ بالمِثْل اعتمد علیها، على تفصیلٍ لا یَسَعه نِطاقُ البحث هاهنا.