اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۸ تیر ۱۴۰۳

اگر حاکم صالح باشد گرگ ها و شیرها دیگر گوسفند نمی خورند و گرسنه می مانند

متن فارسی

” یافعی ” در ” روض الریاحین ” ص 165 نقل کرده است: ” هنگامی که عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه به خلافت رسید، چوپانان گوسفند بر بالای کوهها می گفتند که این خلیفه صالحی که بر مردم فرمانروایی می کند کیست؟ گفتند مراد شما از دانستن نام او چیست؟ گفتند: هر آن گاه که خلیفه صالحی حکومت کند، گرگان و شیران دست از گوسفندان ما بر می دارند”

” امینی ” می گوید: گرگان درنده در طول قرنها، چه می دانند که خلیفه صالح و طالح چیست، تا از درندگی دست بردارند. و این انسان نادان جفا کار، چه نادان است که روی در مخاصمه و دشمنی و کینه با اینها دارد. هر گاه این سیرت در میان درندگان در ادوار گوناگون تاریخ درست بود و اختصاص به عصر ” عمر بن عبدالعزیز ” نداشت، لازم می آمد که تمام گوسفندان دنیا در زمان ” معاویه ” و ” یزید ” و نظایر آنها هلاک می شدند و چیزی از آنها نمی ماند.

 (الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 11 ص 156)

متن عربی

  الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 11، ص: 156

 

23- رعاء الشاة فی خلافة عمر بن عبد العزیز

قال الیافعی فی روض الریاحین «4» (ص 165): حُکی أنّه لمّا ولی عمر بن عبد العزیز رضی الله عنه الخلافة، قال رعاء الشاة فی رأس الجبال: من هذا الخلیفة الصالح الذی قد قام علی الناس؟ فقیل لهم: و ما أعلمکم بذلک؟ قالوا: إنّه إذا قام خلیفةٌ صالحٌ کفَّ الذئاب و الأسد عن شیاهنا.

قال الأمینیّ: ما أعرف السباع المفترسة فی القرون الخالیة بصالح الخلفاء من طالحهم، حتی کفّت عن الفرس و العدوان جریاً علی الصالح العامّ؟ و ما أجهل به الإنسان الظلوم الجهول حتی حاد عنه و خاصمه و عانده و حاربه و قاتله؟ و لو کانت هذه السیرة مطّردة فی السباع فی کلِّ أدوار الحیاة، و لم یکن هذا الشعور الحیُّ من خاصّة سباع عصر عمر بن عبد العزیز و رعائه، لکان لها أن تفنی شیاه الدنیا و لم

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 11، ص: 157

تبق منها شیئاً یوم [ولی ] معاویة و یزید و هلمّ جراً، أو ارجع إلی الوراء القهقری.