اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ آذر ۱۴۰۱

بخشی از جنایات معاویه در جنگ صفین

متن فارسی

بخشی از پرونده تبهکاری و گناه ورزی پسر هنده جگرخوار

1 – چون نعیم بن صهیب بن العلیه (از سپاه علی (ع) در صفین) کشته شد پسر عمویش نعیم بن حارث بن العلیه پیش معاویه رفت- و او با معاویه بود- گفت: این کشته پسر عموی من است، او را به من ببخش تا دفنش کنم. گفت: دفنشان نمی کنیم چون حق دفن شدن ندارند. بخدا عثمان را از ترس آنها نتوانستیم دفن کنیم مگر مخفیانه. تهدید کرد که یا اجازه بده دفنش کنم یا ترا ترک کرده به آنان خواهم پیوست. معاویه گفت: تو روسای عشایر عرب را می بینی دفنشان نمی کنی و از من اجازه می خواهی برای دفن پسر عمویت و افزود: اختیار داری، می خواهی دفنش کن می خواهی نکن او برفت و نعش پسر عمویش را دفن کرد.
2 – وقتی عبدالله بن بدیل (از سپاه علی ع) کشته شد معاویه و عبدالله بن عامر رفته بر سر نعش او ایستادند. عبدالله بن عامر- که دوست عبدالله بن بدیل بود- عمامه خویش را بر صورت اوگسترده و برایش طلب مغفرت کرد. معاویه گفت: صورتش را باز کن. گفت: نه بخدا تا جان در بدن دارم نخواهم گذاشت او را مثله کنی معاویه گفت صورتش را باز کن، ما وقتی آن را به تو بخشیدیم دیگر مثله اش نمی کنیم.
نسبت شناس معروف ابو جعفر بغدادی در ” المحبر ” می نویسد “: معاویه در دستورات کتبی اش به زیاد گفته بود: هر که را بر دین و نظریه علی یافتی بکش و جسدش را مثله و تکه و پاره کن “، سخنش به تمامی خواهد آمد.
3 – معاویه (در جنگ صفین) نذر کرده بود زنان قبیله ربیعه را به بردگی بگیرد و هر زنی را که جنگیده باشد بکشد. خالد بن معمر در این باره چنین سروده است:
پسر ابو سفیان دراین آرزو است که زنان ما را به بردگی بگیرد
تیغ های بران ما مانع آناست که نذرش به تحقق رسد
و این را به حاکمی که تو در صدد بر کناری و خلع او هستی قول می دهیم
به بنی هاشم، قول مردانه، قول مردی که دروغ را به وی راه نیست
4 – بارودی می گوید: عمیربن قره اللیثی که از اصحاب پیامبر (ص) است از جمله اصحابی بود که در جنگ صفین شرکت داشتند و در جنگ علیه معاویه و شامیان سرسختی و شدت عمل بخرج می داد تا جائی که معاویه قسم یاد کرد اگر به چنگش بیفتد سرب گداخته در گوش هایش بریزد.
اینها پاره ای از گناهان و جنایات مسلمی است که پسر هنده جگر خوار در اثنای جنگ صفین مرتکب گشته یا تصمیم به ارتکابش گرفته است. آیا این از دینداری و اقتضای دین مبین اسلام است که نگذارد کسی را که زیر پرچم حق و همراه امیرالمومنین علی (ع) جنگیده و به شهادت رسیده دفن کنند با این که دفن فوری و سریع هر مومن و مسلمانی واجب است؟ آیا این راد مردان و نیکروان وآن اصحاب درجه اول و با سابقه و تابعان نیک سیرت در نظر معاویه از دین بیرون بوده اند؟ یا نه، می خواسته در موردشان نه قواعد و مبادی دین، بلکه هوای نفس و دلخواه خویش را به عمل در آورد و از آنان به این خاطر که حامی دین و پشتیبان حق بوده اند انتقام بگیرد؟ چه بسیار از این گونه گناهان و جنایت هائی که از دین مبین اسلام به دور و بیگانه است مرتکب گشته است؟
آیا جایز است که نعش مومن شهیدی را فقط بجرم این که مخالف هوای دل معاویه است مثله و تکه پاره کنند حال آنکه می دانیم نعش حیوان حتی سگ را نمی توان مثله کرد یا چه رسد به نعش مو منین پاک دامن و عالی مقام را ومیدانیم که رسول اکرم (ص) کسی را که نعش حیوانی را مثله و تکه پاره کند لعنت فرموده است؟ حدیث نهی از مثله و تکه پاره کردن نعش، از چندین طریق روائی آمده است، از طریق امیرالمومنین علی (ع)، انس، ابن عمر، عبدالله بن یزید انصاری، سمره بن جندب، زید بن خالد، عمران بن حصین، مغیره بن شعبه، حکم بن عمیر، عائذ بن قرط، ابو ایوب انصاری، یحیی بن ابن ابی کثیر، و اسماء بنت ابی بکر. و احادیث آنان در صحیح بخاری و صحیح مسلم و سنن ابی داود و سنن الکبری بیهقی و مسند احمد حنبل ومعجم طبرانی درج و نگاشته است. بنابراین پسر هنده جگر خوار به چه مجوزی مثله کردن نعش شهدائی را که بر دین و نظریه علی (ع) بوده اند روا می دانسته است حال آنکه می دانیم دین علی (ع) همان دین محمد (ص) است و اسلام مبین و پاک.
وانگهی مگر نذر با تعهد معصیت و انجام گناه منعقد میگردد؟ چطور نذر می کند که زنان مسلمان قبیله ربیعه را در صورت چیرگی بر شوهرانشان به جرم اینکه دوستدار علی (ع) بوده و او را ” ولی ” خویش شمرده اند به بردگی بگیرد حال آنکه به بردگی گرفتن زن و مرد مسلمان حرام است؟ اساسا در شریعت اسلام نذر جز برای خدا کار خدا پسندانه و به شرط وجود رجحانی در متعلق نذر منعقد نمی شود. بنابراین به استناد کدام آیه قرآن و کدام سنت و حدیث- اگر معاویه معتقد و پایبند به آنها بوده است- چنین نذر کرده و به خود اجازه داده می گوید: در برابر خدا عهد می کنم که چنین کاری انجام دهم؟ آیا در شریعت اسلام روا است که انسان قسم بخورد سرب گداخته در گوش مسلمانی بریزد در گوش صحابی عادل و عالی مقامی که پیرو بدعت ها و هوس های معاویه نبوده است؟ آیا او به کدام خدا قسم یاد کرده است؟ به خدای محمد و علی-صلوات الله علیهما و آلهما- که آنان و خدایشان از چنین سوگند و سوگند خواری بیزارند، یا به خدای اجدادش که سر دسته مشرکان و ارکان کفر بوده اند و پرستار ” هبل ” و باردار گناه و مستوجب دوزخ؟ و سیعلم الذین ظلمواای منقلب ینقلبون.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 402

متن عربی

17- هنات و هنابث فی میزان ابن هند

1- لمّا قُتل نعیم بن صهیب بن العلیة أتی ابن عمّه و سمیّه نعیم بن الحارث بن العلیّة معاویة، و کان معه، فقال: إنّ هذا القتیل ابن عمّی فهبه لی أدفنه. فقال: لا ندفنهم فلیسوا أهلًا لذلک، فو اللَّه ما قدرنا علی دفن عثمان معهم إلّا سرّا. قال: و اللَّه لتأذننّ لی فی دفنه أو لألحقنّ بهم و لأدعنّک. فقال له معاویة: ویحک تری أشیاخ

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 402

العرب لا نواریهم و أنت تسألنی دفن ابن عمّک؟ ثم قال له: ادفنه إن شئت أو دع. فأتاه فدفنه «1».

2- لمّا قُتل عبد اللَّه بن بدیل أقبل إلیه معاویة و عبد اللَّه بن عامر حتی وقفا علیه، فأمّا عبد اللَّه فألقی عمامته علی وجهه و ترحّم علیه و کان صدیقه، فقال معاویة: اکشف عن وجهه، فقال: لا و اللَّه لا یمثّل به و فیّ روح. فقال معاویة: اکشف عن وجهه فإنّا لا نمثّل به فقد وهبته لک «2». و ذکر النسّابة أبو جعفر البغدادی فی المحبّر (ص 479) ممّا کتبه معاویة إلی زیاد بن سلمة: من کان علی دین علیّ و رأیه فاقتله و امثل به. یأتی الحدیث بتمامه.

3- قد کان معاویة یوم صفّین نذر فی سبی نساء ربیعة، و قتل المقاتلة، فقال فی ذلک خالد بن المعمّر:

          تمنّی ابنُ حربٍ نذرةً فی نسائنا             و دون الذی ینوی سیوفٌ قواضبُ

             و نمنح ملکاً أنت حاولت خلعه             بنی هاشم قول امرئ غیر کاذبِ «3»

 

4- ذکر الباوردی: أنّ عمیر بن قرّة اللیثی الصحابی ممّن شهد صفّین من الصحابة، و کان شدیداً علی معاویة و أهل الشام، حتی حلف معاویة لئن ظفر به لیذیبنّ الرصاص فی أُذنیه «4».

هذه هنات موبقة، و محظورات مسلّمة، من بوائق ابن هند الکثیرة، قد ارتکبها أو صمّم أن یقترفها فی صفّین، فهل من الدین الحنیف منعه عن دفن من قتل تحت

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 403

رایة الحقّ مع أمیر المؤمنین علیه السلام مع وجوب الإسراع فی دفن کلّ مؤمن؟ فهل کان أُولئک الصلحاء من الصحابة الأوّلین و التابعین لهم بإحسان عند معاویة خارجین عن الدین؟ أو أنّه کان یتّبع فیهم هواه المردی، و یشفی بذلک غیظه منهم علی نصرتهم الحقّ، و کم عند معاویة من مخازی أمثال هذه تقع عن الدین المبین بمعزل!

أ فهل تسوغ مُثلة المسلم المخالف هواه هوی ابن آکلة الأکباد؟ و المثلة محرّمة حتی بالحیوان، حتی بالکلب العقور «1»، فکیف بصلحاء المؤمنین و قد لعن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم من مثّل بالحیوان «2»؟ و قد جاء حدیث النهی عن المثلة من طریق علیّ أمیر المؤمنین، و أنس، و ابن عمر، و عبد اللَّه بن یزید الأنصاری، و سمرة بن جندب، و زید بن خالد، و عمران بن حصین، و مغیرة بن شعبة، و الحکم بن عمیر، و عائذ بن قرط، و أبی أیّوب الأنصاری، و یحیی بن أبی کثیر، و أسماء بنت أبی بکر.

و أحادیثهم مبثوثة فی صحیحی البخاری و مسلم، و سنن أبی داود، و السنن الکبری للبیهقی، و مسند أحمد، و معجم الطبرانی. راجع نصب الرایة للزیلعی (3/118- 121).

فما المسوّغ عندئذٍ لابن هند المثلة بمن کان علی دین علیّ و رأیه، و دینه هو دین محمد الذی جاء بالإسلام المقدّس؟

و هل ینعقد نذر المعصیة بسبی نساء ربیعة المسلمات إن تغلّب علیهم لولاء بعولتهنّ علیّا أمیر المؤمنین؟ و هو محرّم فی شرع الإسلام، و لا ینعقد النذر إلّا فی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 404

طاعة، و لا أقلّ من الرجحان فی متعلّق النذر، کما مرّ بیانه فی الجزء الثامن «1» (ص 79 الطبعة الأولی)، فبأیّ کتاب أم بأیّة سنّة یسوغ هذا النذر لصاحبه إن کان من أهلهما، و یسع له أن یقول: للَّه علیّ کذا؟

و هل یجوز فی شرع الإسلام الیمین بإذابة الرصاص فی أُذن مسلم صحابیّ عادل لا یتبع أهواء معاویة، و لا یُخبت إلی ضلالاته؟ و هل کان یحلف الرجل بإله محمد و علیّ صلوات اللَّه علیهما و آلهما و هما و ربّهما برآء عن مثل هذا الحلف و صاحبه؟ أو کان یقصد إله آبائه دعائم الشرک و عبدة هبل، حملة الأوزار المستوجبین النار؟

 (وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ ) «2»