logo-samandehi

عثمان و نماز مسافر

برداشت خلیفه درباره نماز مسافر
ابو عبید در الغریب و نیز عبد الرزاق و طحاوی و ابن حزم از زبان ابومهلب آورده اند که: عثمان نوشت: به من گزارش رسیده که گروهی به آهنگ بازرگانی یا فراهم آوردن باج یا چرانیدن چارپایان «1» بیرون می شوند و آنگاه نماز را شکسته می خوانند نماز شکسته تنها برای کسی است که او را در پی کاری فرستاده باشند «2» یا در برابر دشمن باشد.
و از زبان قتاده آورده اند که عیاش مخزومی گفت: عثمان به برخی از کار گزارانش نوشت: اقامت کننده در یک شهر، و نیز بیابانگردان و بازرگانان، نماز خود را شکسته نخوانند و نماز شکسته، تنها برای کسانی است که توشه و توشه دان به همراه داشته باشند.
و به گزارش ابن حزم: عثمان به کار گزارانش نوشت: هیچ یک از باجگیرانو بازرگانان و کشتکاران «1» نماز را شکسته نخوانند و تنها کسانی نماز را شکسته بخوانند که … تا پایان گزارش گذشته
و در لسان العرب می خوانیم: در داستان عثمان (ض) آمده است که او گفت:
چرانیدن گوسفندان، شما را در نمازتان گول نزند زیرا به راستی کسی می تواند نماز را شکسته بخواند که او را در پی کاری فرستاده باشند یا در برابر دشمن باشد.
امینی گوید: عثمان این قید را برای نماز شکسته در سفر از کجا آورده؟ مگر هیچ یک از حدیث هائی که در این باره رسیده و ما آن ها را در ص 182 تا 187 آوردیم هیچ گونه قیدی دارد؟ و مگر دامنه آن ها به آن گستردگی نیست؟ و پیش از آن ها مگر دستور خداوندی در آن آیه، مطلق نیست که می گوید: و هنگامی که در سفر باشید باکی برای شما نیست که نماز را کوتاه به جای آرید «2» که بوحنیفه- و پیروانش- و ثوری و ابو ثور، در عام شمردن دستور آیه چنان تند رفته اند که آن را ویژه سفر مباح ندانسته و گفته اند که سفر معصیت را نیز- همچون راهزنی و تبهکاری- در بر می گیرد و این را، هم ابن حزم در المحلی 4/264 یاد کرده است و هم جصاص در احکام القرآن 2/312 و هم ابن رشد در بدایة المجتهد 1/163 و هم ملک العلماء در البدایع 1/93 و هم خازن در تفسیر خود 1/413
و بودن در برابر دشمن، هیچ ارتباطی به شکسته و تمام خواندن نماز ندارد و حالت ترس، و بودن در برابر دشمن، نمازها را به گونه ای ویژه در می آرد و دستورهائی خاص بر آن بار می کند و قواعدی را پیش می کشد که از آن دو مورد تجاوز نمی کند.
پس به گونه ای که همه مسلمانان بر آن رفته اند، مقتضای ادله شرعی آن است که بازرگان و مأمور خراج و کشاورز و دامدار و جز ایشان نیز چون- به همان اندازه مقرر- از وطن دور شدند، نماز را شکسته بخوانند و با دیگر مسافران یکسان
باشند و اگر به آن اندازه نرفتند چه اینان و چه دیگران حکم مسافر را ندارند و باید نمازشان را تمام بخوانند بی آن که هیچ فرقی میان اصناف باشد و جدائی هائی که خلیفه در حکم اصناف نهاده فقط فتوائی خودسرانه است و نظریه ای ویژه خود او و سخنی من درآورد؛ که نباید به آن توجه کرد آن هم در برابر نصوص نبوی و همداستانی یاران وی و اجماع مسلمانان و پیشوایان و دانشمندان. ما نیز تنها از این روی آن را یاد کردیم تا تو را هم از چون و چند بهره ای که این مرد از دانش دین داشته آگاه کنیم و هم از شتابزدگی اش در فتوی دادن بی جستجوی دلیل شرعی، یا بگو پروای دلیل نداشتن با وجود شناختن آن و در نتیجه، سخن بر روی سخن پیامبر (ص) گفتن:
همچون آن بز کوهی که روزی سنگ خاره را پیاپی شاخ زند تا آن را از جای برکند و به آن زیانی نرساند و تنها شاخ خودش سستی گیرد
و تازه در گزارشی که ابن جریر طبری و جز او از راه علی (ع) آورده اند به ویژه درباره بازرگانان می خوانیم که گروهی از ایشان از پیامبر (ص) پرسیدند:
ای پیامبر خدا ما که به مسافرت می پردازیم چگونه نماز بگزاریم؟ پس خداوند این آیه فرستاد: و هنگامی که در سفر باشید باکی برای شما نیست که نماز را کوتاه بخوانید. «1»
و بوبکر بن ابو شیبة از وکیع و او از اعمش و او از ابراهیم گزارش کرده که مردی بیامد و گفت: ای پیامبر! من مردی بازرگانم و به بحرین رفت و آمد می کنم، پس وی را فرمود تا به جای چهار رکعت، دو رکعت بخواند. «2»
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 266

رفتن به بالا