اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ آذر ۱۴۰۱

تغییر دیه مسلمانان وغیر مسلمانان توسط خلیفه دوم

متن فارسی

از زبان عمرو پسر شعیب و او از پدرش از نیایش آورده اند که رسول خدا (ص) فرمان داد که پیروان آن دو کتاب آسمانی که یهودیان و مسیحیان باشند خونبهایشان نیم خونبهای مسلمانان است «1»
و به گزارش ابوداود: ارزش خونبها در روزگار رسولخدا برابر با 800 دینار زر بود- یا 8000 درم سیم- و خونبهای پیروان دیگر کتاب های آسمانی نیز در آن روز نیم مسلمانان بود. و به همین گونه ماند تا عمر به فرمانروائی رسید و به سخنرانی برخاست و گفت: راستی این که شتر گران شده. پس عمر برای زرداران نیز هزار دینار بایسته گردانید. سنن ابو داود 2/251
و در گزارشی دیگر از ابو داود: خونبهای غیرمسلمانی که با مسلمانان پیمان آشتی بسته نیم خونبهای یک آزاد است. 2/257
و در گزارش ابو عاصم ضحاک در الدیات ص 51 خونبهای نامسلمان نیم خونبهای مسلمان است و هیچ مسلمان را در برابر نامسلمان نباید کشت
خطابی در شرح سنن ابن ماجه در زیر گزارش بالا می نویسد 2/142: در باره خونبهای پیروان دیگر کتاب های آسمانی، چیزی روشن تر از این نیست و مالک و احمد نیز بر همین رفته اند و اصحاب ابوحنیفه گویند: خونبهای آنان برابر با خونبهای مسلمانان است و شافعی گوید: یک سوم خونبهای مسلمانان است و انگیزه آن، پیش چشم داشتن آن گزارش است که در زنجیره اش کاستی ای نیست.
نسائی در سنن خود 8/45 از زبان عبد اللّه پسر عمر آورده است که پیامبر گفت:
خونبهای نامسلمان نیم خونبهای مؤمن است. این گزارش را ترمذی نیز در سنن خود 1/169 آورده است.
این بود آئین نامه برانگیخته خدا (ص)؛ و توده نیز بر همان رفته اند و آئین شناسان آموزشگاه ها نیز آن را بنیاد کار گرفته اند و تنها ابوحنیفه در این دو زمینه ناسازگاری ها نموده و برداشت های نسنجیده آورده و بهانه هائی را دست آویز گردانیده که نشانده اند کوتاه دستی او است در دریافت آئین نامه های پیامبر و شناخت گزارش ها و آگاهی از نامه خدا. و بسیاری از بزرگان گروه ها زیر بنیاد برداشتش را درباره هر دو زمینه باز نموده و سستی آن را نشان داده و با گستردگی در بیهودگی آن، داد سخن داده اند که در این باره می توانی به گفتار امام شافعی بسنده کنی که در کتاب الام 7/291 در این باره با گستردگی و درازی سخن رانده و بهره های بسیار رسانده که به همان جا برگردید و بالاترین پشتوانه بوحنیفه در زمینه نخستین- در برابر آن همه گزارش های درست- گزارش زنجیره گسسته عبد الرحمن پسر بیلمانی است که دار قطنی و نیز ابن حازم در الاعتبار ص 189 و جز آن دو، سستی آن را باز نموده اند و بیهقی نیز در سنن خود 8/30 آورده است که: «یک بخش در روشنگری این که گزارش رسیده به ما- در روا بودن کشتن مؤمن در برابر نامسلمان- سست است» پس آن را از چند راه بازگو کرده و نادرست بودن همه آن راه ها را نشان داده است.

      الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 247

متن عربی

عن عمرو بن شعیب، عن أبیه، عن جدّه: أنّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قضی أنّ عقل أهل الکتابین نصف عقل المسلمین و هم الیهود و النصاری «4».

و فی لفظ أبی داود: کانت قیمة الدیة علی عهد رسول اللَّه ثمانمائة دینار أو ثمانیة آلاف درهم، و دیة أهل الکتاب یومئذٍ النصف من دیة المسلمین، قال: فکان ذلک کذلک حتی استخلف عمر فقام خطیباً فقال: إنّ الإبل قد غلت. [قال:] «5» ففرضها

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 247

عمر علی أهل الذهب ألف دینار. الحدیث. سنن أبی داود»(2/251).

و فی لفظ آخر لأبی داود: دیة المعاهد نصف دیة الحرّ (2/257).

و فی لفظ أبی عاصم الضحّاک فی الدیات (ص 51): دیة الکافر علی النصف من دیة المسلم، و لا یُقتل مسلم بکافر.

قال الخطابی فی شرح سنن ابن ماجة فی ذیل الحدیث (2/142): لیس فی دیة أهل الکتاب شی ء أثبت من هذا، و إلیه ذهب مالک و أحمد، و قال أصحاب أبی حنیفة: دیته کدیة المسلم. و قال الشافعی: ثلث دیة المسلم. و الوجه الأخذ بالحدیث و لا بأس بإسناده.

و أخرج النسائی فی سننه «2» (8/45) من طریق عبد اللَّه بن عمر [و ابن العاص ] «3» مرفوعاً: «عقل الکافر نصف عقل المؤمن». و أخرجه الترمذی فی سننه «4» (1/169).

هذه سنّة رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم، و إلیها ذهب الجمهور، و علیها جرت الفقهاء من المذاهب، غیر أنّ لأبی حنیفة شذوذاً عنها فی المسألتین أخذاً بما یعرب عن قصوره عن فهم السنّة، و عرفان الحدیث، و فقه الکتاب، و قد ذکر غیر واحد من أعلام المذاهب أدلّته فی المقامین و زیّفها، و بسط القول فی بطلانها، و حسبک فی المقام کلمة الإمام الشافعی فی کتاب الأُم «5» (7/291) فإنّه فصّل القول فیها تفصیلًا و جاء بفوائد جمّة. فراجع. و عمدة ما رکن إلیه أبو حنیفة فی المسألة الأولی تجاه تلکم الصحاح

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 248

مرسلة عبد الرحمن بن البیلمانی، و قد ضعّفها الدارقطنی «1» و ابن حازم فی الاعتبار «2» (ص 189) و غیرهما، و ذکر البیهقی فی سننه (8/30): باب بیان ضعف الخبر الذی روی فی قتل المؤمن بالکافر. و ذکر لها طرقاً و زیّفها بأسرها.