اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ آذر ۱۴۰۱

بدعت مروان در نماز عید فطر و خطبه آن

متن فارسی

بخاری از طریق ابوسعید خدری آورده است که وی گفت: در روزگار فرمانداری مروان بر مدینه در عید فطر یا قربان با وی بیرون شدم پس چون به محل نماز خواندن رسیدیم دیدم کثیر بن صلت منبری برپا کرده و مروان می خواهد پیش از نماز خواندن بر فراز آن رود پس من پیراهن او را گرفته کشیدم او نیز مرا بکشید و بالا رفت و پیش از نماز، خطبه خواند من گفتم به خداکه سنت را تغییر دادید گفت: ابو سعید آن چه تو می شناسی از میان رفته- گفتم: به خدا که آن چه می شناسم بهتر است از آن چه نمی شناسم گفت: چون مردم پس از نماز برای ما نمی نشستند خطبه را برای پیش از نمازگذاشتم و در عبارت شافعی می خوانیم که مروان گفت: ابو سعید آن چه تو می شناسی متروک شد. می بینی که مروان چگونه سنت را دگرگون می سازد و چگونه با دهان پر سخنی می گوید که هیچ مسلمانی را نرسد بگوید؟ که گویااین تغییر و تبدیل ها به دست او سپرده شده بود و گویا رها کردن سنت در آغاز- که انگیزه اش گستاخی به خدا و رسول بود می تواند مجوزی برای آن باشد که همیشه سنت متروک بماند. چرا سنتی را که بوسعید می شناخت از میان رفت و چرا متروک ماند؟

آری مروان این روش را به دو لحاظ برگزیده بود: یکی برای پیروی از شیوه ی عمو زاده اش عثمان و دیگر از این روی که او در خطبه اش به امیرمومنان بد می گفت و اورا دشنام می داد و لعنت می کرد این بود که مردم از پای منبرش می پراکندند و او هم خطبه را بر نماز مقدم داشت تا پراکنده نشوند و سخنان سهمناکی را که بر زبان می آرد بشنوند و گفته های گناه آلود و هلاک کننده ی او به گوش ایشان برسد. عبد الله بن زبیرگوید:همه ی سنت های رسول دگرگون شد حتی نماز.با این حرف  روشن می شود که دگرگونی همه جانبه در سنت ها و بازی کردن هوسها با آن، فقط منحصر به مورد خطبه یپیش از نماز نبوده بلکه به بسیاری ازاحکام راه یافته است و پژوهشگرانی که در ژرفنای کتب سرگذشت نامه و حدیث فروبروند آن ها را خواهند یافت.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 373

متن عربی

 أخرج البخاری «1» من طریق أبی سعید الخدری قال: خرجت مع مروان و هو أمیر المدینة فی أضحی أو فطر، فلمّا أتینا المصلّی إذا منبر بناه کثیر بن الصلت، فإذا مروان یرید أن یرتقیه قبل أن یصلّی، فجبذت بثوبه فجبذنی، فارتفع فخطب قبل الصلاة، فقلت له: غیّرتم و اللَّه. فقال: أبا سعید قد ذهب ما تعلم. فقلت: ما أعلم و اللَّه خیر ممّا لا أعلم. فقال: إنّ الناس لم یکونوا یجلسون لنا بعد الصلاة فجعلتها قبل الصلاة. و فی لفظ الشافعی: یا أبا سعید تُرک الذی تعلم.

أ تری مروان کیف یغیّر السنّة؟ و کیف یفوه مل ء فمه بما لا یسوغ لمسلم أن یتکلّم به؟ کأنّ ذلک مفوّضٌ إلیه، و کأنّ ترکها المنبعث عن التجرّی علی اللَّه و رسوله یکون مبیحاً لإدامة الترک، لما ذا ذهب ما کان یعلمه أبو سعید من السنّة؟ و لما ذا تُرک؟

نعم؛ کان لمروان فی المقام ملحوظتان: الأُولی اقتصاصه أثر ابن عمّه عثمان،

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 373

و الآخر أنّه کان یقع فی الخطبة فی مولانا أمیر المؤمنین علیه السلام و یسبُّه و یلعنه فتتفرّق عنه الناس لذلک، فقدّمها علی الصلاة لئلّا یجفلوا فیسمعوا العظائم و یصیخوا إلی ما یلفظ به من کبائر و موبقات. راجع تفصیلًا أسلفناه صفحة (164- 167) من هذا الجزء.

و یستظهر ممّا سبق (ص 166) من کلام عبد اللَّه بن الزبیر: کلُّ سنن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قد غیّرت حتی الصلاة. إنّ تسرّب التغییر و لعب الأهواء بالسنن لم یکن مقصوراً علی الخطبة قبل الصلاة فحسب، و إنّما تطرّق ذلک إلی کثیر من الأحکام کما یجده الباحث السابر أغوار السیر و الحدیث.