اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۵ آذر ۱۴۰۱

بخشش غنائم آفریقا به مروان بن حکم

متن فارسی

خلیفه به عموزاده و شوهر دخترش ام ابان که مروان بن حکم بن ابو العاص باشد یک پنجم از همه ی غنائم افریقیه را که   500000دینار طلا می شد بخشید .ابن قتیبه در المعارف ص 84 و ابو الفدا در تاریخ خود 168:1 ، گزارشی به گونه ی بالا دارند و بلاذری در الانساب 38:5 شعرهائی شبیه شعرهای عبدالرحمن را آورده و آن را از اسلم بن اوس بن بجره ی ساعدی خزرجی دانسته و او همان است که از دفن عثمان در بقیع جلوگیری کرد .و بلاذری از طریق عبد الله بن زبیر آورده است که عثمان در سال 27 ما را به جنگ افریقیه فرستاد و عبد الله بن سعد بن ابی سرح غنائم زیادی به چنگ آورد پس عثمان خمس غنائم را به مروانبن حکم بخشید و در روایت بو مخنف می خوانیم که وی: آن خمس را به مبلغ 200000 دینار طلا بخرید و چون با عثمان به گفتگو پرداخت وی آن را به او بخشید ولی مردم این کار را بر عثمان ناپسند شمردند و به گونه ای که ابن کثیر یاد کرده واقدی آورده است که بطریق افریقیه با او مصالحه کرد با دادن دو هزار هزار دینار و بیست هزار دینار طلا و عثمان همه ی آن ها را با گشاده دستی یک روزه به خانوادهی حکم- و به قولی به خانواده ی مروان واگذاشت. و در روایت طبری از واقدی از اسامه بن زیداز ابن کعب می خوانیم که چون عثمان، عبد الله بن سعد را به افریقیه فرستادمبلغی که بطریق افریقیه (جر جیر) با پرداخت آن با ایشان مصالحه کرد ( 2520000 ) دینار بود پس شاه روم نیزپیکی بفرستاد و بفرمود تا همانگونه که عبد الله بن سعد از ایشان گرفته بود او هم 300 قنطار پول از آنان بگیرد- تا آن جا که می گوید: مبلغی که عبد الله بن سعد با گرفتن آن با ایشان مصالحه کرد 300 قتطار طلا بود که عثمان دستور داد آن را به خاندان حکم دادند. گفتم: یا به مروان؟ گفت: نمی دانم. و ابن اثیر در الکامل 38:3 می نویسد: خمس افریقیه را به مدینه حمل کردند و مروان آن رابه ( 500000 ) دینار طلا بخرید و عثمان آن را از غنائم بکاست و این از آن عیب ها بود که بر او گرفته شد .و این نیکوتر سخنی است که درباره ی خمس افریقیه گفته شد زیرا بعضی از مردم گویند عثمان خمس افریقیه را به عبد الله بن سعد بخشید و برخی گویند آن را به مروان حکم بخشید و با این تفصیل ظاهر می شود که خمس غنائم جنگ اول را به عبد الله بخشیده و خمس غنائم جنگ دوم را- که در طی آن تمامی افریقیه فتح شد- به مروان بخشید و خدا داناتر است.

و بلاذری وابن سعد آورده اند که عثمان سند مالکیت یک پنجم از غنائم مصر را به مروان بخشید و خویشانش را ثروت بخشید واین کار خود را با تاویل هائی همان صله ای دانست که خدا دستور آن را داده است و خود مال ها برگرفت و از بیت المال قرض گرفت و گفت ابوبکر و عمر آن چه را از این اموال، مال ایشان بود رها کردند و من آن را برگرفتم و میان خویشانم بخش کردم. ومردم این کار را بر او ناپسند شمردند. و بلاذری در الانساب 28:5 از طریق واقدی آورده است که ام بکر بنت مسور گفت: چون مروان خانه ی خود را در مدینه بساخت مردم را به سور آن دعوت کرد و مسور نیز از مدعوین بود پس مروان هنگام گفتگو با ایشان گفت: به خدا که برای ساختن این خانه ام یک درهم و بیشتر از مال مسلمانان خرج نکرده ام. مسور گفت: اگر غذایت را می خوردی و چیزی نمی گفتی برایت بهتر بود تو با ما به جنگ افریقیه آمدی و از همه ی ما اموال و کمک کاران و بردگانت کمتر بود و بارت سبک تر پس پسر عفان- عثمان- خمس افریقیه را به تو بخشید و تو را کارگزار صدقات گردانید و تو اموال مسلمانان را برگرفتی. مروان شکایت او را به عروه برد و گفت با آنکه من او را اکرام می کنم با من درشتی می نماید.

ابن ابی الحدید در شرح 67:1 می نویسد: عثمان بفرمود تاصد هزار سکه از بیت المال به مروان دادند و دختر خویش ام ابان را به همسری او درآورد و زید بن ارقم ماموربیت المال با کلیدهای بیت بیامد و آنرا پیش روی عثمان نهاد و بگریست عثمان گفت: گریه می کنی که من صله رحم کرده ام گفت نه ولی گریه می کنم چون به گمانم تو این مال را عوض مالی گرفته ای که در روزگار پیامبر در راه خدا خرج کردی. اگر صد درهم نیز به مروان بدهی زیادی است. گفت: پسر ارقم کلیدها را بیند از که ما کسی جزتو را پیدا می کنیم. و بوموسی با ثروت هائی کلان از عراق بیامد و همه ی آنها را عثمان میان امویان بخش کرد.و حلبی در سیره 87:2 می نویسد: ازجمله اموری که مقدمه ی نکوهش عثمان گردید آن بود که وی به پسر عمویش مروان بن حکم صد و پنجاه هزار اوقیه ببخشید.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 364

متن عربی

32- أیادی الخلیفة عند مروان

أعطی مروان بن الحکم بن أبی العاص ابن عمّه و صهره من ابنته أُمّ أبان خُمس غنائم إفریقیة و هو خمسمائة ألف دینار، و فی ذلک یقول عبد الرحمن بن حنبل الجمحی الکندی مخاطباً الخلیفة:

          سأحلف باللَّه جهد الیمی           ن «1» ما ترک اللَّه أمراً سُدی

             و لکن خلقت لنا فتنة             لکی نبتلی لَکَ «2» أو تبتلی

             فإنَّ الأمینین قد بیّنا             منار الطریق علیه الهدی

             فما أخذا درهماً غیلةً             و ما جعلا درهماً فی الهوی

             دعوت اللعینَ فأدنیتَهُ             خلافاً لسنّة من قد مضی

             و أعطیت مروانَ خمس العبا             د ظُلماً لهم و حمیت الحمی «3»

هکذا رواه ابن قتیبة فی المعارف «4» (ص 84)، و أبو الفداء فی تاریخه (1/168)، و ذکر البلاذری الأبیات فی الأنساب (5/38) و نسبها إلی أسلم بن أوس بن بجرة الساعدی الخزرجی الذی منع أن یدفن عثمان بالبقیع، و إلیک لفظها:

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 365

         أُقسمُ باللَّهِ ربِّ العبا             د ما ترک اللَّه خلقاً سُدی

             دعوتَ اللعینَ فأدنیته             خلافاً لسنّة من قد مضی

قال: یعنی الحکَم والد مروان.

          و أعطیت مروان خمس العبا             د ظلماً لهم و حمیت الحمی

             و مالٌ أتاک به الأشعریُّ             من الفی ء أنهیته من تری

             فأمّا الأمینان إذ بیّنا             منار الطریق علیه الصُوی

             فلم یأخذا درهماً غیلةً             و لم یصرفا درهماً فی هوی

و ذکرها ابن عبد ربّه فی العقد الفرید «1» (2/261) و نسبها إلی عبد الرحمن، و روی البلاذری من طریق عبد اللَّه بن الزبیر أنّه قال: أغزانا عثمان سنة سبع و عشرین إفریقیة فأصاب عبد اللَّه بن سعد بن أبی سرح غنائم جلیلة فأعطی عثمان مروان بن الحکم خمس الغنائم. و فی روایة أبی مخنف: فابتاع الخمس بمائتی ألف دینار فکلّم عثمان فوهبها له فأنکر الناس ذلک علی عثمان «2».

و فی روایة الواقدی کما ذکره ابن کثیر: صالحه بطریقها علی ألفی ألف دینار و عشرین ألف دینار، فأطلقها کلّها عثمان فی یوم واحد لآل الحکَم و یقال: لآل مروان «3».

و فی روایة الطبری عن الواقدی، عن أُسامة بن زید، عن ابن کعب قال: لمّا وجّه عثمان عبد اللَّه بن سعد إلی إفریقیة کان الذی صالحهم علیه بطریق إفریقیة جُرجیر ألفی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 366

ألف دینار و خمسمائة ألف دینار و عشرین ألف دینار، فبعث ملک الروم رسولًا و أمره أن یأخذ منهم ثلاثمائة قنطار کما أخذ منهم عبد اللَّه بن سعد. إلی أن قال: کان الذی صالحهم علیه عبد اللَّه بن سعد ثلاثمائة قنطار ذهب، فأمر بها عثمان لآل الحکم. قلت: أو لمروان؟ قال: لا أدری. تاریخ الطبری «1» (5/50).

و قال ابن الأثیر فی الکامل»

 (3/38): و حُمل خمس إفریقیة إلی المدینة فاشتراه مروان بن الحکم بخمسمائة ألف دینار فوضعها عنه عثمان، و کان هذا ممّا أُخذ علیه، و هذا أحسن ما قیل فی خمس إفریقیة، فإنّ بعض الناس یقول: أعطی عثمان خمس إفریقیة عبد اللَّه بن سعد. و بعضهم یقول: أعطاه مروان بن الحکم، و ظهر بهذا أنّه أعطی عبد اللَّه خمس الغزوة الأولی، و أعطی مروان خمس الغزوة الثانیة التی افتتحت فیها جمیع إفریقیة. و اللَّه أعلم.

و روی البلاذری و ابن سعد: أنّ عثمان کتب لمروان بخمس مصر و أعطی أقرباءه المال، و تأوّل فی ذلک الصلة التی أمر اللَّه بها، و اتّخذ الأموال و استسلف من بیت المال و قال: إنّ أبا بکر و عمر ترکا من ذلک ما هو لهما، و إنّی أخذته فقسّمته فی أقربائی. فأنکر الناس علیه ذلک «3».

و أخرج البلاذری فی الأنساب (5/28) من طریق الواقدی عن أُمّ بکر بنت المسور قالت: لمّا بنی مروان داره بالمدینة دعا الناس إلی طعامه و کان المسور فیمن دعا، فقال مروان و هو یحدّثهم: و اللَّه ما أنفقت فی داری هذه من مال المسلمین درهماً فما فوقه. فقال المسور: لو أکلت طعامک و سکتّ لکان خیراً لک، لقد غزوت معنا إفریقیة و إنّک لأقلّنا مالًا و رقیقاً و أعواناً و أخفّنا ثقلًا، فأعطاک ابن عفّان خمس

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 367

إفریقیة و عُمّلت علی الصدقات فأخذت أموال المسلمین. فشکاه مروان إلی عروة و قال: یغلظ لی و أنا له مکرمٌ متّقٍ.

و قال ابن أبی الحدید فی الشرح «1» (1/67): أمر- عثمان- لمروان بمائة ألف من بیت المال و قد زوّجه ابنته أُمّ أبان، فجاء زید بن أرقم صاحب بیت المال بالمفاتیح فوضعها بین یدی عثمان و بکی، فقال عثمان: أتبکی أن وصلت رحمی؟ قال: لا. و لکن أبکی لأنّی أظنُّک أنّک أخذت هذا المال عوضاً عمّا کنت أنفقته فی سبیل اللَّه فی حیاة رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم، و لو «2» أعطیت مروان مائة درهم لکان کثیراً. فقال: ألق المفاتیح یا ابن أرقم فإنّا سنجد غیرک، و أتاه أبو موسی بأموال من العراق جلیلة، فقسّمها کلّها فی بنی أُمیّة.

و قال الحلبی فی السیرة «3» (2/87): و کان من جملة ما انتقم به علی عثمان رضی الله عنه أنّه أعطی ابن عمّه مروان بن الحکم مائة ألف و خمسین أوقیة.