اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

برخی از تألیفات سید رضى

متن فارسی

2- خصائص الائمه. مؤلف، نام کتاب را در دیباچه نهج البلاغه یاد کرده و کتابرا ستوده است، یک نسخه از این کتاب نزد من هست، در این کتاب، برخى از کلمات امیر المؤمنین را شرح و توضیح داده و در بسیارى از مواضع کتاب نام خود را برده است. با این حال، شگفت است که علامه حلى گفته: «در عراق نسخه‌هائى به اسم «خصائص الائمه» یافت می‌شود که از حیث اسلوب و روش با نام کتاب «ویژگیهاى پیشوایان» تناسب دارد، ولى نسبت آن به مؤلف قطعى نیست.
3- مجازات آثار نبویه، در بغداد سال 1328 چاپ شده.
4- تلخیص البیان عن مجاز القرآن. در چند موضع از کتاب مجازات نبویه از آن نام برده است. صفحات 2، 3: 9، 145 را ملاحظه کنید.
5- حقائق التأویل فى متشابه التنزیل نام تفسیر اوست که در کتاب «مجازات نبویه» از آن یاد کرده، گاهى نام آنرا حقائق التأویل نهاده و گاهى بعنوان کتاب مفصل در متشابه قرآن. نجاشى از آن با نام «حقائق التنزیل» یاد کرده و صاحب عمدة الطالب با نام «المتشابه فى القرآن».
6- معانى القرآن، و این کتاب سومى است که در پیرامون قرآن نگاشته است ابن شهر آشوب در «معالم العلماء» ص 44 از آن یاد کرده و می‌گوید: مانند آن کمیاب است، و نسابه عمرى در کتاب «المجدى» گوید: قسمتى از این تفسیر را ضمن یک جلد مشاهده کردم، بسیار نمکین و پسندیده است، اگر بخواهیم مقیاسى بدست دهیم، باید بگوئیم مانند تفسیر ابو جعفر طبرى و یا مفصل‏تر از آن خواهد بود، ابن خلکان هم می‌گوید: «مشکل است که مانند آن یافت شود، گواه است بر سعه اطلاعات او در نحو و لغت».
ولى احتمال می‌رود که این کتاب مورد ستایش همان تفسیر نامبرده قبلى باشد.
7- حاشیه پیرامون اختلاف فقهاء.
8- حاشیه بر ایضاح ابو على فارسى.
9- الحسن من شعر الحسین، قسمتى از زبده اشعار ابن الحجاج را گرد آورده که شرح حال او را ضمن شعراء قرن چهارم یاد کردیم «1».
10- «الزیادات» در شعر ابن الحجاج نامبرده.
11- «الزیادات» در شعر ابو تمام که ضمن شعراء قرن سوم به شرح حال او پرداختیم.
12- گزیده شعر ابو اسحاق صابى.
13- نامه‌هائیکه میان او و ابو اسحاق به صورت شعر مبادله شده. «2»

و در عمدة الطالب این چند کتاب را هم نام می‌برد:
14- رسائل و منشآت، در سه جلد. و چنانکه در فهرست ابن ندیم ص 194 یاد شده، ابو اسحاق صابى در گذشته قبل از سال 380، مراسلات شریف رضى را بصورت کتاب در یکجا گرد آورده است.
15- اخبار قضاة بغداد.
16- شرح حال پدر بزرگوارش «طاهر» که در سال 379، بیست و یکسال پیش از درگذشت پدر برشته تحریر کشیده است.

و در کتاب تاریخ آداب اللغه، این چند کتاب را هم افزون یاد کرده:
17- «انشراح الصدر» یا اشعار برگزیده.
و من گویم: این کتاب، تألیف یکى از ادباست که از دیوان شریف رضى گزین ساخته است، چنانکه در «کشف الظنون» ج 1 ص 513 آمده.
18- طیف الخیال. مجموعه است که بنام شریف رضى ثبت شده.
و من گویم: این کتاب از تألیفات برادرش سید مرتضى است.
19- دیوان شعر، که چاپ شده و آوازه‌اش در همه جا پیچیده است. ابن خلکان گوید: جماعتى به گرد آوردن اشعار رضى همت گماشتند، آخرین گرد آورده را ابو- حکیم خبرى عرضه کرده است «1».
صاحب ابن عباد که شرح حالش در شمار شعراء قرن چهارم گذشت «1»، پیکى به بغداد گسیل داشت که دیوان شریف رضى را براى او رونویس کند، ضمنا نامه همراه آن براى شریف رضى فرستاد، و آن در سال 385 سال وفات صاحب بود، شریف رضى که از ماجرا مطلع شد، دیوان خود را براى او ارسال نموده و هم قصیده در ثناى او سرود که از آن جمله است:
– میان من و تو دو حرمت دست بهم داده: نثر من که اقتدایش به توست و شعرم.
– با پیوست علم و ادب که جوانمردان را بهم پیوند دهد، نه چون پیوند عشیره و تبار.
– اگر اشعار خود را بتو هدیه سازم، بسان بافته آهنى است که بر داود عرضه گردد.

«تقیه» دخت سیف الدوله، در گذشته سال 399، از مصر کسى را گسیل داشت که دیوان شریف رضى را براى او رونویس کند، روزى که دیوان بدستش رسید، گفت هدیه گرانبهاتر از آن سراغ ندارم.
این موضوع، شاهد این است که شریف رضى، توجه تامى به شعر خود داشته و آنرا در دوران زندگى خود جمع آورى کرده که براى رونویس آن خدمت شریف رضى می‌آمده‌اند. و چه بسا ترتیب دیوانش مانند دیوان برادرش سید مرتضى بر اساس تاریخ و سالهاى نظم اشعار بوده است.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 273

متن عربی

و من تآلیف سیّدنا الرضی:

2- خصائص الأئمّة: ذکره مؤلِّفه فی صدر نهج البلاغة و أطراه، و عندنا منه نسخة، و قد شرح فیه بعض کلمات أمیر المؤمنین علیه السلام، و ذکر اسمه فی غیر موضع

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 273

واحد، و العجب من العلّامة الحلّی و کلامه حوله، قال: توجد فی العراق نسخ باسمه تشبهه فی المنهج لکن لم تصحّ نسبتها.

3- مجازات الآثار النبویّة: طبع ببغداد سنة (1328).

4- تلخیص البیان عن مجاز القرآن: ذکره فی مواضع من کتابه المجازات النبویّة ( «1») (ص 2، 3، 9، 145).

5- حقائق التأویل فی متشابه التنزیل: و هو تفسیره ذکره فی کتابه المجازات النبویّة، یعبِّر عنه تارةً بحقاق التأویل، و أخرى بالکتاب الکبیر فی متشابه القرآن، و عبّر عنه النجاشی ( «2») بحقائق التنزیل، و صاحب عمدة الطالب ( «3») بکتاب المتشابه فی القرآن.

6- معانی القرآن: و هو کتابه الثالث فی القرآن، ذکره له ابن شهرآشوب فی المعالم ( «4») (ص 44) و قال: یتعذّر وجود مثله، و قال النسّابة العمری فی المجدی ( «5»): شاهدت له جزءاً مجلّداً من تفسیر منسوب إلیه فی القرآن ملیح حسن، یکون بالقیاس فی کبر تفسیر أبی جعفر الطبری أو أکبر، و قال ابن خلّکان ( «6»): یتعذّر وجود مثله، دلّ على توسّعه فی علم النحو و اللغة. و لعلّ الممدوح هو تفسیره السابق.

7- تعلیق خلاف الفقهاء.

8- تعلیقه على إیضاح أبی علیّ الفارسی.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 274

9- الحسن من شعر الحسین: انتخب فیه شعر ابن الحجّاج المترجَم له فی شعراء القرن الرابع ( «1»).

10- الزیادات فی شعر ابن الحجّاج المذکور.

11- الزیادات فی شعر أبی تمام: المترجَم له فی شعراء القرن الثالث ( «2»).

12- مختار شعر أبی إسحاق الصابی.

13- ما دار بینه و بین أبی إسحاق من الرسائل شعراً ( «3»).

و ذکر له فی عمدة الطالب ( «4»):

14- کتاب رسائله: فی ثلاث مجلّدات، و لأبی إسحاق الصابی المتوفّى قبل سنة (380) کتاب مراسلات الشریف الرضی، کما ذکره ابن الندیم فی الفهرست ( «5») (ص 194).

15- أخبار قضاة بغداد.

16- سیرة والده الطاهر: ألَّفه سنة (379) و ذلک قبل وفاة والده بإحدى و عشرین سنة.

و ذکر له فی تاریخ آداب اللغة ( «6»):

17- کتاب انشراح الصدر فی مختارات من الشعر.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 275

أقول: هو لبعض الأدباء، اختاره من دیوان المترجَم له، کما فی کشف الظنون ( «1») (1/513).

18- طیف الخیال: مجموعة تنسب إلیه.

أقول: هو من تآلیف أخیه الشریف المرتضى، لا له.

19- و له دیوان شعره السائر المطبوع، قال ابن خلّکان ( «2»): و قد عُنی بجمع دیوان الرضی جماعةٌ، و آخر ( «3») ما جُمع الذی جمعه أبو حکیم الخَبْری ( «4»). انتهى.

و أنفذ الصاحب بن عبّاد- المترجَم له فی شعراء القرن الرابع من کتابنا ( «5»)- إلى بغداد من ینسخ له دیوانه و کتب إلیه بذلک سنة (385)- و هی سنة وفاته- و عند ما

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 276

سمع المترجَم له به و أنفذه، مدحه بقصیدة منها قوله:

بینی و بینک حرمتانِ تلاقتا             نثری الذی بک یقتدی و قصیدی‏

و وصائلُ الأدبِ التی تصلُ الفتى             لا باتّصالِ قبائلٍ و جدودِ

إن أهدِ أشعاری إلیک فإنّها             کالسردِ أعرضُهُ على داودِ

 

و أنفذت تقیّة بنت سیف الدولة التی توفّیت سنة (399) من مصر من ینسخ دیوان الشریف الرضی لها، و هی لا ترى هدیّةً أنفس منه یوم حُمل إلیها، و یعرب ذلک عن عنایة الشریف بشعره و جمعه فی حیاته، و لعلّ جمعه کجمع أخیه الشریف المرتضى لدیوانه، کان على ترتیب سنیّ نظمه المتمادیة.