دومین گواه هیئت داوران ابن کثیر است و چه میدانی ابن کثیر کیست؟ و چه میدانی دو کتابی که در تفسیر و تاریخ نگاشته چیست؟ مجموعههائی از دشنام، و دائرة المعارفهائی (!) از تهمت، و طومارهائی از دروغ. و از دروغزنیهای او در این جا، آن که به ابوذر بسته است که او روا نمیدانسته کسی بیش از هزینه خانوادهاش چیزی پس انداز کند. ابن کثیر ادعا میکند که ابوذر بر طبق این نظر فتوی میداده و مردم را به پیروی از آن وا میداشته … در حالی که هیچ فتوائی از ابوذر نمی توان یافت که آشکارا یا با اشاره، چنان تحریمی را برساند یا دستور یا پافشاریای در این باره باشد جز آن چه دروغ سازان در روزگاران نزدیک به ما در هم بافته و نسبتی ساختگی به او دادهاند.
آری چه بسا برای این دروغها مأخذی هم بتوان دست و پا کرد که همان مکاتباتی باشد که سری دروغگو از طریق شعیب ناشناس از زبان سیف متهم به زندقه و فرومایه و بدکنش بازگو کرده که مقام این راویان را در دینداری و راستگوئی و درستکاری، شناختیم و به ویژه ارزش گزارشهاشان را در ص دریافتیم و دیدیم که طبری با آوردن آنها روی تاریخ خویش را سیاه کرده و این ها بر کسی همچون ابن کثیر و دیگران که به راه او رفتند پوشیده نبوده ولی ایشان چنان ابوذر را از دیده انداختهاند که میخواهند او را از پایگاه خود سرنگون ساخته و برداشتهای او را بیارج نمایند و مانند غریق به هر خار و خسی چنگ میزنند ولی در کار خویش ناکام و نومید خواهند بود زیرا تازه آن چه درباره ابوذر گزارش شده، این است که وی آیهای از قرآن و نیز آئیننامه پیامبر را- درباره گنج نهادن از سیم و زر- میخوانده است که در مورد آیه، دیدیم تا چه اندازه دلالت بر مدعای تهمت زنندگان دارد و روشن کردیم که اختلاف میان ابوذر و معاویه بر سر آن بود که آیه درباره چه کسانی نازل شده نه این که مفهوم آن چیست و دانستیم که اگر چنان نسبتی را بتوانیم به ابوذر بدهیم باید عین آن را به معاویه نیز بدهیم و اگر روا باشد که معاویه را از آن تبرئه کنیم ابوذر را نیز … و تارة ابوذر در مورد آن چه درباره آیه دعوی کرده همعقیدههائی نیز دارد چنان که خود ابن کثیر گزارش کرده که ابن عباس میگفته حکم آیه عام است و ویژه اهل کتاب نیست و آورده است که سدی گفته: آیه درباره اهل قبله (مسلمانان) فرود آمده و بدین گونه وی نیز کم و بیش با ابوذر همداستان بوده. و در تفسیر خازن 232/2 میخوانیم: ابن عباس و سدی گویند: این آیه درباره مسلمانانی که زکات نمیدهند فرود آمده و قرطبی در تفسیر خود 123/8 مینویسد: ابوذر و دیگران گفتهاند:
مقصود آیه، اهل کتاب و دیگران از مسلمانان است و درست همان است زیرا اگر آیه به ویژه درباره اهل کتاب بود به این گونه نازل میشد: «ای کسانی که ایمان آوردهاید به راستی بسیاری از دانایان و پارسایان (یهود و مسیحی) دارائیهای مردم را به ناروا میخورند و (ایشان را) از راه خدا باز میدارند و از سیم و زر گنجها مینهند و آن را در راه خدا انفاق نمیکنند. پس مژده ده ایشان را به کیفریدردناک» با آن که در میان دو عبارت «باز میدارند و» و «از سیم» کلمه «کسانی که» افزوده شده و به آن وسیله رسانده است که میخواهد درباره کسان دیگری نیز سخن بگوید و یک جمله را به جمله دیگر عطف کند پس این عبارت: «وَ الَّذِینَ یکنِزُونَ» جملهای است استینافی و به خاطر مبتدا بودن مرفوع است و -به گفته سدی- به جای «اهل القبلة مسلمانان» آمده است.
زمخشری نیز در کشاف 31/2 مینویسد: و میتواند بود که مقصود آیه همان مسلمانانی باشند که از سیم و زر گنج نهاده و آن را انفاق نمیکنند. و بیضاوی در تفسیر خود 499/1 مینویسد: و میتواند بود که مقصود مسلمانانی باشند که دارائیها را فراهم میآورند و میاندوزند و حقوقی را که به آن تعلق میگیرد نمیپردازند.
و شوکانی در تفسیر خود 339/2 مینویسد: بهتر آن است که با توجه به چگونگی الفاظ آیه، حکم آن را عام بدانیم زیرا مفهومش پهناورتر از آن است که فقط اهل کتاب را در بر بگیرد، و آلوسی در تفسیر خود 87/10 مینویسد مقصود از کلمه «کسانی که»، یا «بسیاری از دانایان و پارسایان (یهود و مسیحی)» است یا «مسلمانان» که این دومی مناسبتر است زیرا در پی آن میخوانیم: و آن را در راه خدا اتفاق نمیکنند (و میدانیم که دستور انفاق برای مسلمانان فرود آمده)
پس با توجه به مجموع این سخنان در مییابیم که برداشت ابوذر، درست و خود مناسبتر و برتر است و نه تنها ویژه او نیست بلکه دیگران نیز آن را پذیرفتهاند.
اکنون چرا تنها او را با آن تهمتها میکوبند؟ و نه دیگران را؟ و آیا ابوذر حساب جداگانهای دارد که تنها بر او حق داریم دروغ ببندیم و نه بر دیگران؟ آری! آری!
اما در آئیننامههای پیامبر نیز میبینیم که مانند آن چه را ابوذر گزارش کرده بسیاری از صحابه هم آوردهاند ولی مدعیان، آن کینهای را که از ابوذر در دل نهان داشتهاند از هیچ کس دیگر به دل نگرفتهاند و چرایش را نیز با توجه به برداشت ابوذر از مسأله امامت میتوان دریافت که آن را از آغاز کار آشکار میساخت- چه با گرایشهای همیشگی خود به علی و چه با ناسازگاریهائی که در برابر خاندان اموی مینمود- و این بود خواستند او را بدنام نمایند و از هر راهی که میتوانند عقیدهاش را ناچیز و سست نشان دهند. با آن که در میان یاران پیامبر کسانی هستند
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج8، ص: 516