اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۸ تیر ۱۴۰۳

نظربزرگان مذاهب چهارگانه، پیرامون زیارت قبور

متن فارسی

گفتاری پیرامون زیارت قبور:
بزرگان مذاهب چهارگانه پیرامون زیارت قبور گفتار فراوان و مفیدی دارند که برخی از آنها را ذیلا می آوریم:
1- ابن الحاج ابو عبد اللّه عبدری مالکی، متوفی در سال 737 ه در «المدخل» جلد 1 صفحه 254 گفته است: و نحوه درود بر مردگان چنین است: «درود بر شما ساکنان خانه ها از مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات، خداوند پیشگامان و پسگامان ما را بیامرزد، و ما به شما ان شاء اللّه ملحق خواهیم شد، از خداوند برای شما و ما عافیت می خواهم.
سپس بگوید: «ما و آنها را بیامرز».
آنچه از دعا زیاد و یا کم بخوانی، مانعی ندارد، زیرا مقصود کوشش در دعا برای آنها است که نیازمندترین افراد به دعا هستند، چون دستشان از همه جا کوتاه است. آنگاه در جانب قبله میت بنشیند و رو به رویش قرار گیرد. البته مخیر است در ناحیه پاها و یا سرش جلوس کند، و سپاس خدای به جای آرد و درود بر محمد (ص) بفرستد و آنچه که می تواند برای میت دعا کند. و همچنین در برابر این قبور برای رفع حوادثی که بر او و یا بر مسلمین نازل شدهدعا کند و برطرف شدن آنها را از خدا بخواهد.
و این نحوه زیارت قبور به طور عموم است و اگر میتی که مورد زیارت قرار گرفته از کسانی است که امید برکت می رود. پس وسیله او به خدا متوسل گردد، بلکه ابتداء به پیامبر اکرم متوسل شود که او عمده در توسل و اصل در همه این امور است، پس باید به او و پیروان نیکوکارش تا قیامت متوسل گردید.
بخاری از انس رضی اللّه عنه آورده است: «عمر بن خطاب رضی اللّه عنه، هنگامی که خشکسالی می شد و مردم به کم آبی گرفتار می شدند، وسیله عباس طلب باران می کرد و می گفت: خدایا به پیامبرت متوسل می شدیم و طلب باران می نمودیم، اینک به عموی پیامبرت متوسل می شویم، پس سیرابمان فرما، پس سیراب می شدند»
پس به شایستگان از اهل قبرستان در قضاء حوائجش و آمرزش گناهانش متوسل گردد. آنگاه برای خودش و پدر و مادرش و مشایخ و اقاربش و اهل این قبرستان و مردگان مسلمین و زندهایشان و فرزندانشان تا قیامت، و برادران دینیش که از او غائبند، با صدای بلند پیش آنها دعا کند و وسیله آنها زیاد به خدا متوسل شود، زیرا خداوند آنان را برگزیده و شرافت و کرامت بخشیده، پس چنانکه در دنیا وسیله آنها نفع داده در آخرت بیشتر خواهد داد.
پس هر کس حاجتی می خواهد برود پیش آنها و به آنها متوسل شود، زیرا آنان واسطه میان خدا و بندگانند. و در شرع این حقیقت به ثبوت رسیده و دانسته شده که آنان مورد توجه و عنایت خدایند و این مطلب مشهور است و همواره علماء و بزرگان از شرق و غرب با زیارت قبور آنان تبرک می جستند و برکت آن را از لحاظ ظاهری و معنوی می یافتند.
و شیخ الامام ابو عبد اله بن نعمان رحمه اللّه، در کتابش موسوم به «سفینة النجاة لاهل الالتجاء فی کرامات الشیخ ابی النجاء» در ضمن گفتارش در این باره، چنین گفته است: «برای صاحبان بصیرت و اعتبار به ثبوت رسیده که زیارت قبور شایستگان به خاطر تبرک و عبرت گرفتن محبوب است، زیرا برکت شایستگان همان طور که
در زمان حیاتشان جاری بوده، بعد از وفاتشان نیز جاری است، و دعا، پیش قبور شایستگان و شفاعت خواستن وسیله آنها پیش ائمه دین و علماء شرع مبین همواره مورد عمل بوده است.
بر این گفته: «هر کس حاجتی دارد پیش قبور آنان برود و به آنها متوسل شود». اعتراض نشود که مخالف با گفته رسول خدا است که فرموده است: «مسافرت نشود مگر برای سه مسجد: مسجد الحرام، مسجدم (مسجد النبی) و مسجد الاقصی»، زیرا امام جلیل ابو حامد غزالی رحمه اللّه در کتاب آداب سفر از کتاب احیاء العلومش در ضمن مباحثی آن را پاسخ گفته و اینک نص گفتار او: «قسم دوم این است که مسافرت کند به خاطر عبادت یا برای جهاد و یا حج تا اینکه می گوید: و در زمره آنها است زیارت قبور انبیاء و قبور صحابه و تابعان و سائر علماء و اولیاء. و هر کس در زمان حیاتش از دیدنش تبرک جسته می شد، بعد از مرگش نیز با زیارتش تبرک جسته می شود و جائز است مسافرت کردن به سوی آنها برای همین مقصود و فرموده رسول خدا «مسافرت جز برای سه مسجد: مسجد الحرام، مسجدم و مسجد الاقصی، نباید صورت بگیرد»، با اینها که گفته شده مخالف نیست و آنها را غیر جائز نمی شمارد، زیرا این حدیث مربوط به عدم مطلوبیت مسافرت به سوی مساجد دیگر است که با هم یکسانند، نه زیارت قبور انبیاء و اولیاء و علماء اینها اگر چه در اصل فضیلت با هم یکسانند، اما درجات آن به حسب اختلاف درجات آنان پیش خدا تفاوت عظیمی دارند و خدا داناتر است.»
2- عز الدین شیخ یوسف اردبیلی شافعی، متوفی در سال 776 ه. در «الانوار لاعمال الابرار» در فقه شافعی جلد 1 صفحه 224 گفته است: «برای مردان زیارت قبور مستحب و برای زنان مکروه است و مستحب است که بگوید: «درود بر شما ای مردم با ایمانی که در این خانه ها آرمیده اید، و ما اگر خدا بخواهد به زودی به شما ملحق خواهیم شد، خدایا ما را از پاداششان محروم مفرما، و ما را بعد از آنان مورد امتحان قرار مده و ما و آنها را بیامرز» و قرآن بخواند و دعا کند زیرا میت
مثل حاضر است که باید برایش امید رحمت و برکت داشت، و دعاء بعد از قرائت به اجابت نزدیکتر است.
3- شیخ زین الدین شهیر به ابن نجیم مصری حنفی، متوفی در سال 969 یا 970 ه. در «البحر الرائق» شرح کنز الدقائق تألیف امام نسفی جلد 2 صفحه 195 گفته است: «زیارت قبور و دعا، برای اموات اگر مؤمن باشند، مانعی ندارد، اما قبرها را لگد نکند زیرا پیامبر اکرم فرموده است: «من شما را از زیارت قبور نهی می کردم، اینک آنها را زیارت کنید» و به خاطر عمل مسلمین از زمان رسول خدا تاکنون.
و در «المجتبی» تصریح کرده است که آن مستحب است و گفته شده: بر زنان حرام است.
و صحیح تر این است که: جواز برای هر دو ثابت است که رسول خدا این چنین تعلیم سلام بر مردگان می فرمود: «سلام بر شما ساکنان خانه ها از مؤمنین و …» آنگاه قرائت قرآن را پیش قبور و قسمتی از آداب زیارت را نقل کرده است.
4- ابن حجر مکی هیثمی، متوفی در سال 973 ه. در «الفتاوی الکبری الفقهیة» جلد 2 صفحه 24.
هنگامی که از او درباره زیارت قبور اولیاء در زمان معین و سفر کردن به سوی آنها با آنکه کنار این قبور مفاسد زیادی از قبیل: اختلاط زن و مرد، روشن کردن چراغ های زیاد و غیره صورت می گیرد، سؤال شده بوده چنین پاسخ گفته است: «زیارت قبور اولیاء مستحب و مایه تقرب به خدا است و همچنین است مسافرت کردن به سوی آنها».
و گفته شیخ ابی محمد را «سفر جز برای زیارت رسول خدا مستحب نیست» غزالی چنین پاسخ گفته است که: او سفر برای زیارت غیر رسول خدا را قیاس به منع مسافرت برای غیر مساجد سه گانه کرده در صورتی که فرق میان آن دو بسیار روشن است، زیرا غیر از مساجد سه گانه در فضیلت با هم مساوی هستند و فائده ای در سفر کردن به سوی آنها نیست، ولی اولیاء خدا با هم از لحاظ تقرب به خدا متفاوتند و بهره مندی زائران به حسب معارف و اسرارشان نیز مختلف است، پس مسافرت به سوی آنها دارای فائدهای فراوان خواهد بود.
و روی همین جهت، مسافرت به سوی آنها برای مردان و نذر کردن برای این کار مستحب شمرده شده چنانکه در «شرح العباب» در این باره بطرزی که بهتر از آن متصور نیست بسط کلام داده ام.
و اما آنچه را که مسائل درباره بدعت ها و کارهای حرامی که مردم عوام و لاابالی مرتکب می شوند، تذکر داده، باید توجه داشت که کارهای عبادی را نباید به خاطر این گونه اعمال ترک کرد، بلکه باید عمل عبادی انجام گیرد و بدعت ها نیز مورد انکار قرار گرفته تا آنجا که مقدور است از بین برده شود.
و لذا فقهاء در طواف مستحب (تا چه رسد به واجب) ذکر کرده اند که اگر چه زنها وجود داشته باشند طواف صورت گیرد و همچنین است رمی جمرات، نهایت آنکه دستور داده اند: مردها از آنها فاصله بگیرند. و زیارت نیز چنین است یعنی باید صورت گیرد، اما مردها از زن ها فاصله داشته و با آنها مخلوط نباشند و آنچه را که حرام و بدعت است، اگر مقدور باشد نهی کرده و زائل نمایند.
و این در صورتی است که زیارت جز با این مفاسد مقدور نباشد وگرنه، اگر بتواند تمام یا بعضی از مفاسد را از بین ببرد بدیهی است که زیارت در این صورت مستحب مؤکد خواهد بود.
و اگر به هیچ وجه دور از مفاسد مقدور نباشد، باید زیارت را در غیر آن زمان انجام دهد، بلکه اگر گفته شود: در این صورت اصلا زیارت نکند بعید نیست.
و کسی که مطلقا به خاطر ترس از اختلاط، زیارت را منع کرده باید طوافو رمی جمرات و وقوف به عرفه یا مزدلفه را نیز، در صورت ترس از اختلاط و مانند آن منع نماید در صورتی که هیچ کدام از پیشوایان مذاهب آن را منع نکرده اند با آنکه آن اعمال مستلزم اختلاط زن و مرد است و همه فقها در این امور تنها اختلاط را منع کرده اند، نه آن اعمال عبادی را و در مورد زیارت نیز مطلب چنین است.
گفته کسی که به خاطر ترس از اختلاط منکر زیارت شده ترا نفریبد، زیرا چنانکه توضیح دادیم باید گفتارش تفصیل داده شود وگرنه وجه درستی نخواهد داشت. و پنداشته است که زیارت اولیاء بدعتی است که در زمان سابق وجود نداشته است. و لذا باید حرام باشد اولا بدعت نیست و در صورتی که چنین باشد هر بدعتی حرام نیست، چه بسا بدعت واجب است تا چه رسد به مستحب چنانکه به آن تصریح کرده اند.
5- شیخ محمد خطیب شربینی، متوفی در سال 977 ه در «المغنی» جلد 1 صفحه 357 گفته است: چنانکه قاضی حسین در شرح الفروع گفته است: وضوء برای زیارت قبور مستحب است، و باید رو به روی قبور مسلمین بایستد و بر آنها درود بفرستد و آنچه که می تواند قرائت قرآن کند و به دنبال آن به امید اجابت، دعا کند، زیرا دعا برای مرده مفید خواهد بود و بعد از قرائت به اجابت نزدیکتر است و در هنگام دعا رو به قبله بایستد، اگر چه خراسانیان گفته اند: مستحب است رو به روی میت بایستد.
مصنف گفته است: «زیاد زیارت کردن و پیش قبرهای اهل خیر و فضل ماندن مستحب است»
6- ملا علی هروی قاری حنفی، متوفی در سال 1014 ه در «المرقاة شرح المشکاة» جلد 2 صفحه 404 درباره زیارت قبور گفته است: «امر در زیارت، برای جواز یا استحباب است و جمهور نیز بر این عقیده هستند، بلکه بعضی درباره آن ادعای اجماع کرده اند، اما «ابن عبد البر» از بعضی ادعای وجوب نمودهاست»
7- شیخ ابو البرکات حسن بن عمار بن علی مکنی به «ابن الاخلاص» وفائی شرنبلالی حنفی، متوفی در سال 1069 ه در حاشیه «1» غرر الاحکام که در حاشیه «درر الاحکام» جلد 1 صفحه 168 چاپ شده گفته است: زیارت قبور برای مردان مستحب است و گفته شده: بر زنان حرام است، ولی صحیحتر این است که جواز برای هر دو ثابت است و قرائت، پس طبق روایت آتی مستحب است: «کسی که داخل قبرستان شود و سوره یس، بخواند، خداوند در آن روز بر آنها سبک می گیرد و به عدد آنچه که در آن است به او حسنه می دهد».
و در «مراقی الفلاح» فصل زیارت قبور آمده است: «زیارت قبور برای زنان و مردان مستحب است، ولی نباید قبرها را لگدکوب کنند و گفته شده:
بر زنان حرام است، اما صحیحتر این است که جواز برای هر دو ثابت است. و سنت این است که زیارت قبور در حال ایستاده و دعا نزد آنها نیز چنین انجام گیرد، چنانکه رسول خدا در زیارت بقیع چنین می کرده و می فرموده: «درود بر شما مردمی که در خانه مؤمنان هستید، و ما نیز اگر خدا بخواهد به شما ملحق خواهیم شد، از خدا برای من و شما طلب عافیت می کنم».
و مستحب است زائر قرائت سوره یس کند، زیرا از انس رضی اللّه عنه آمده است که رسول خدا فرموده است: «کسی که داخل قبرستان شود و سوره یس قرائت کند (یعنی ثوابش را هدیه ارواح اموات کند) خداوند در آن وقت عذابشان را تخفیف خواهد داد و از آنها رفع خواهد نمود،
و همچنین در روز جمعه خداوند عذاب را از اهل برزخ بر می دارد و دیگر بر مسلمین بر نمی گردد و برای شخص قاری به عدد آنچه که در آن است (در روایت زیلعی آمده: بعدد کسانی که در قبرستان از مردگان هستند) حسنات نوشته می شود.و از انس آمده است که: «از رسول خدا پرسید: ما از مردگانمان صدقه می دهیم و از ناحیه آنها حج می کنیم و برای آنها دعا می نمائیم، آیا اینها به آنان می رسد؟ فرمود: آری اینها به آنان می رسد؛ چنانکه طبقی برایتان هدیه فرستاده شود، خوشحالتان می نماید، آنان نیز از آن اعمال خشنود می گردند».
ابو حفص سکیری آن را روایت کرده تا اینکه گفته است: از علی رضی اللّه عنه آمده است که: «پیامبر اکرم گفته است: «کسی که از قبرستان بگذرد و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»
را یازده بار قرائت کند و اجرش را هدیه اموات کند، به عدد اموات پاداش خواهد یافت» دار قطنی آنرا روایت کرده است.
ابن ابی شیبه از حسن آورده است که او گفته: کسی که داخل قبرستان شود و بگوید: خدایا، ای پروردگار، این جسدهای کهنه شده و استخوان های پوسیده ای که از دنیا خارج شده اند، در حالی که به تو مؤمن بوده اند، روحی از ناحیه ات در آنها داخل کن و سلامم را به آنها برسان، هر مؤمنی که از زمان خلقت آدم مرده است برای او طلب آمرزش می نماید.
ابن ابی الدنیا چنین آورده است: «به عدد فرزندان آدم تا قیامت، حسنات برایش نوشته می شود».
8- شیخ محمد امین شهیر به ابن عابدین، متوفی در سال 1253 ه در «رد المحتار علی الدر المختار» در فقه حنفی جلد 1 صفحه 630 بعد از بیان استحباب زیارت قبور گفته است: «در هر هفته قبور را زیارت کند» چنانکه در «مختارات النوازل» آمده که در شرح «لباب المناسک» گفته است: مگر آنکه جمعه و شنبه و دوشنبه و پنجشنبه بهتر است.
محمد بن واسع گفته است: «مردگان زوّارشان را که روز جمعه و روز قبل و بعدش به زیارتشان می روند، می دانند، پس معلوم است که روز جمعه بهتر است.»
و در همان کتاب آمده است که مستحب است که شهداء احد را زیارت کندبه دلیل روایت ابن ابی شیبه که گفته است: «رسول خدا سر هر سال قبور شهداء احد را زیارت می کرده و می گفته است: «درود بر شما در عوض شکیبائیتان در راه خدا، پس نیکو است پایان این زندگی».
و بهتر این است که آن، در صبح روز پنجشنبه و با طهارت انجام گیرد تا نماز ظهر مسجد رسول خدا از او فوت نشود.
من می گویم که: از آن فهمیده می شود که زیارت اگر چه محلش دور باشد مستحب است. و آیا مسافرت برای آن نیز مستحب است چنانکه عادت از مسافرت به سوی زیارت خلیل الرحمان و اهلش و فرزندانش و زیارت سید بدوی و دیگر از بزرگان نیز چنین است؟ از پیشوایانمان کسی را ندیدم که تصریح به آن کرده باشند و بعضی از شافعی ها آن را جز برای رسول خدا (ص) منع کرده اند، زیرا آن را از قبیل مسافرت برای غیر مساجد سه گانه دانسته اند، در صورتی که غزالی آن را به طور آشکار رد کرده است.
آنگاه پس از ذکر فشرده گفتار غزالی اضافه کرده که ابن حجر در فتاوایش گفته است: زیارت به خاطر منکرات و مفاسدی که در کنار قبور صورت می گیرد از قبیل اختلاط زنان با مردان و نظائر آن نباید ترک شود، زیرا اعمال عبادی به امثال اینگونه امور ترک نمی شود، بلکه بر آدمی است که عبادت را انجام دهد و بدعت ها را انکار کند، و در صورت امکان در از بین بردن آنها اقدام نماید».
من می گویم «آنچه که درباره عدم ترک دنبال جنازه رفتن در صورتیکه زنان گریه کننده ای با آن باشند، گفته شده این مطلب را تأیید می کند»
تا اینکه می گوید: در «الفتح» گفته است: مستحب زیارت کردن و دعا خواندن پیش قبر در حال ایستاده است، چنانکه رسول خدا در زیارت بقیع چنین می کرده و می فرموده است: «درود بر شما ساکنان خانه های مؤمنان و ما نیز به شما اگر خدا بخواهد، ملحق خواهیم شد»و در «شرح اللباب» ملا علی قاری آمده است: از آداب زیارت این است کهزائر از ناحیه پاهای متوفی، نه از ناحیه سرش وارد شود، زیرا از ناحیه سر دیدن را بر میت دشوارتر می کند، به خلاف از ناحیه پا که مقابلش قرار می گیرد. اما رعایت این مطلب در صورت امکان است و گرنه از رسول خدا رسیده که آن حضرت اول سوره بقره را پیش سر میت و آخرش را پیش پایش خوانده است.
9- شیخ ابراهیم باجوری، متوفی در سال 1277 ه در حاشیه اش بر شرح ابن الغزی جلد 1 صفحه 277 گفته است: زیارت قبور برای مردان به خاطر به یاد آخرت افتادن مستحب است، ولی برای زنان به جهت جزع و کمی صبرشان مکروه است، محل کراهت تنها در صورتی است که شرکت آنان مشتمل بر حرام نباشد و گرنه حرام خواهد بود و از این کراهت، زیارت قبر رسول خدا مستثنی شده که برای آنان نیز مستحب است و چنانکه ابن الرفقه گفته است: سزاوار است قبور انبیاء و اولیاء نیز چنین باشد (برای زنان نیز مستحب باشد).
و مستحب است که زائر بگوید: «درود بر شما ساکنان خانه قوم با ایمان، و ما نیز اگر خدا بخواهد به شما ملحق خواهیم شد، از خدا برای شما و ما عافیت می طلبیم، خدایا از پاداششان محرومان مفرما و بعد از آنها امتحانمان مکن، ما و آنها را بیامرز».
و آن مقدار که می تواند از قرآن مانند سوره یس بخواند و برای آنان دعا نماید و ثواب آن را نثار آنان کند و برایشان صدقه دهد که ثوابش به آنها خواهد رسید و از آن بهره مند خواهند شد، و مستحب است همان مقدار که در زمان حیات با آنها فاصله می گرفته در زیارت فاصله بگیرد و از ناحیه سر بر آنها درود بفرستد و مکروه است بوسیدن قبر …
10- شیخ عبد الباسط بن شیخ علی الفاخوری، مفتی بیروت در کتابش «الکفایة لذوی العنایة» صفحه 80 گفته است: زیارت قبور برای مردان مستحب و برای زنان جز رسول خدا و قبور دیگر پیامبران و اولیاء مکروه است و مستحب است که زائر بگوید: «درود بر شما ساکنان خانه قوم با ایمان، شما پیشیگرفتگانید و ما نیز اگر خدا بخواهد به شما ملحق خواهیم شد».
و آن مقدار که می تواند از قرآن مانند سوره یس بخواند و بعد از آن برای میت دعا کند و بگوید: «خدایا ثواب آنچه که قرائت کردم به فلانی برسان و همان مقدار که در زمان حیاتش به قبر وی نزدیک می شده به قبر نزدیک شود.
11- شیخ عبد المعطی السقا در «الارشادات السنیة» صفحه 111 گفته است:
زیارت قبور مسلمانان برای مردان مستحب است به جهت روایت مسلم: «من شما را از زیارت قبور نهی می کردم اینک زیارتشان کنید که شما را به یاد آخرت می اندازد».
اما زیارت زنان جز نسبت به قبور پیامبر و عالم و صالح و فامیل مکروه است و اما نسبت به آنها در صورتی که مستلزم حرام نباشد و قبور داخل شهر باشد مستحب است و گرنه حرام خواهد بود و مورد استحباب و یا کراهت در صورتی است که شوهر یا ولی به آنان اجازه دهد و از فتنه در امان باشند و از اجتماعشان فسادی برنخیزد، چنانکه، به طور غالب و مسلم در عصر ما چنین است وگرنه بی شک حرام خواهد بود.
و به جهت پند و عبرت گرفتن و بیاد آخرت افتادن زیاد زیارت کردن مستحب است و غروب روز پنجشنبه و تمام روز جمعه و صبح شنبه زیارت قبور تأکید شده است.
و سزاوار است که زائر از این کار قصد قربت و اصلاح فساد قلبش کند و دارای طهارت باشد و امید قبولی دعایش برای خود و میت داشته باشد و به مردگان چنین درود بفرستد: «درود بر شما ساکنان خانه قوم با ایمان» تا آخر آن را نقل کرده است.
سپس وقتی که به قبر مرده اش رسید در حال خشوع رو به رویش بایستد و بگوید: «درود بر تو» و بعد، آن مقدار از قرآن مانند سوره یس و فاتحه و تبارک و اخلاص و معوذتین که می تواند بخواند.
و بهتر این است که هنگام قرائت سر پا و رو به قبله بایستد و قصد بهره مندی مرده از آنچه که می خواند داشته باشد، و زیاد صدقه برایش بدهد و آب پاک روی قبرش بریزد و چوب تر و مانندش از قبیل ریحان و غیره رویش بنهد و زیارت فامیل مخصوصا پدر و مادر و دعا برایشان تأکید شده چنانکه اخبار صحیح زیادی در ترغیب به زیارت والدین، و دعا، برایشان وارد شده است.
12- منصور علی ناصف در «التاج الجامع للاصول فی احادیث الرسول» جلد 1 صفحه 418 گفته است: امروز زیارت قبور پیش همه علما، برای استحباب است و به نظر ابن حزم برای وجوب است اگر چه در تمام عمر یکبار باشد.
و در صفحه 419 گفته است: زیارت قبور برای زنان جائز است به شرط صبر و عدم جزع و عدم تبرج، و اینکه شوهر و یا محرمش به خاطر جلوگیری از فتنه با آنها باشند. دلیل جواز، عموم حدیث (اول) و گفته عایشه است که:
چگونه بر آنها درود بفرستم یا رسول اللّه؟ … و زیارت کردن عایشه قبر برادرش عبد الرحمن را هنگامی که عبد اللّه به او اعتراض کرد در جواب گفت: رسول خدا از زیارت قبور نهی کرد آنگاه امر به آن فرمود: «احمد و ابن ماجه آن را نقل کرده اند».
13- فقهاء مذاهب چهارگانه، نویسندگان کتاب «الفقه علی المذاهب الاربعه» جلد 1 صفحه 424 گفته اند: «زیارت قبور به خاطر پند گرفتن و به یاد آخرت افتادن مستحب است و روز جمعه و روز قبل و بعدش «1» تأکید شده و سزاوار است که زائر مشغول به دعا و تضرع و اعتبار به مردگان و قرائت قرآن برای مرده باشد، زیرا اینها به قول صحیح تر، برای مرده نافع است.
و از چیزهائی که وارد شده این است که زائر هنگام دیدن قبور بگوید:«خدایا ای آفریدگار ارواح باقی، و بدن های کهنه شده و موهای خرد شده و پوست های جدا گشته و استخوان های پوسیده ای که از دنیا خارج شدند، در حالی که به تو ایمان داشتند، بر آنان از ناحیه ات روحی نازل کن و از من بر آنان سلام برسان.»
و از چیزهائی که نیز وارد شده این است که بگوید: «درود بر شما مردم خانه قوم با ایمان، و ما نیز اگر خدا بخواهد به شما ملحق خواهیم شد.»
در زیارت قبور فرقی میان اینکه: قبرها نزدیک باشند یا دور، نیست، بلکه مستحب است سفر برای زیارت مردگان: مخصوصا مقابر صالحان.
اما زیارت قبر پیامبر اکرم از بزرگترین عوامل تقرب به خدا است.
و چنانکه زیارت قبور برای مردان مستحب است برای زنان پیری که از آنها بیم فتنه ای نمی رود نیز مستحب است، اگر زیارت آنان آمیخته با گریه و نوحه- سرائی نباشد که در آن صورت حرام خواهد بود.

      الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 252

متن عربی

کلمات حول زیارة القبور لأعلام العامّة

فیها فوائد جمّة:

1- قال ابن الحاجّ أبو عبید اللَّه العبدری المالکی المتوفّی (737) فی المدخل (1/254): و صفة السلام علی الأموات أن یقول: السلام علیکم أهل الدیار من المؤمنین و المؤمنات، و المسلمین و المسلمات، رحم اللَّه المستقدمین منّا و المستأخرین، و إنّا إن شاء اللَّه بکم لاحقون، أسأل اللَّه لنا و لکم العافیة. ثمّ یقول: اللّهمّ اغفر لنا و لهم.

و ما زدت أو نقصت فواسع، و المقصود الاجتهاد لهم فی الدعاء؛ فإنَّهم أحوج الناس لذلک لانقطاع أعمالهم، ثمّ یجلس فی قبلة المیّت و یستقبله بوجهه، و هو مخیّر فی أن یجلس فی ناحیة رجلیه إلی رأسه أو قبال وجهه، ثمّ یثنی علی اللَّه تعالی بما حضره من الثناء، ثمّ یصلّی علی النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم الصلاة المشروعة، ثمّ یدعو للمیّت بما أمکنه،

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 252

و کذلک یدعو عند هذه القبور عند نازلة نزلت به أو بالمسلمین، و یتضرّع إلی اللَّه تعالی فی زوالها و کشفها عنه و عنهم.

و هذه صفة زیارة القبور عموماً، فإن کان المیّت المزار ممّن تُرجی برکته، فیتوسّل إلی اللَّه تعالی به. و کذلک یتوسّل الزائر بمن یراه المیّت ممّن تُرجی برکته إلی النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم، بل یبدأ بالتوسّل إلی اللَّه تعالی بالنبیّ صلی الله علیه و آله و سلم؛ إذ هو العمدة فی التوسّل و الأصل فی هذا کلّه و المشرِّع له، فیتوسّل به صلی الله علیه و آله و سلم و بمن تبعه بإحسان إلی یوم الدین، و قد روی البخاری «1» عن أنس رضی الله عنه أنَّ عمر بن الخطّاب رضی الله عنه کان إذا قحطوا استسقی بالعبّاس، فقال: اللّهمّ کنّا نتوسّل إلیک بنبیّک صلی الله علیه و آله و سلم فتسقینا، و إنّا نتوسّل إلیک بعمِّ نبیّک فاسقنا. فیُسقَون.

ثمّ یتوسّل بأهل تلک المقابر- أعنی بالصالحین منهم- فی قضاء حوائجه و مغفرة ذنوبه، ثمَّ یدعو لنفسه و لوالدیه، و لمشایخه، و لأقاربه، و لأهل تلک المقابر، و لأموات المسلمین و لأحیائهم و ذرّیتهم إلی یوم الدین، و لمن غاب عنه من إخوانه، و یجأر إلی اللَّه تعالی بالدعاء عندهم، و یکثر التوسّل بهم إلی اللَّه تعالی؛ لأنّه سبحانه و تعالی اجتباهم و شرّفهم و کرّمهم، فکما نفع بهم فی الدنیا ففی الآخرة أکثر.

فمن أراد حاجة فلیذهب إلیهم و یتوسّل بهم فإنّهم الواسطة بین اللَّه تعالی و خلقه، و قد تقرّر فی الشرع و علم ما للَّه تعالی بهم من الاعتناء و ذلک کثیر مشهور، و ما زال الناس من العلماء و الأکابر کابراً عن کابر، مشرقاً و مغرباً، یتبرّکون بزیارة قبورهم و یجدون برکة ذلک حسّا و معنیً، و قد ذکر الشیخ الإمام أبو عبد اللَّه بن النعمان رحمه الله فی کتابه المسمّی بسفینة النجاء لأهل الالتجاء، فی کرامات الشیخ أبی النجاء فی أثناء کلامه علی ذلک ما هذا لفظه:

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 253

تحقّق لذوی البصائر و الاعتبار أنَّ زیارة قبور الصالحین محبوبة لأجل التبرّک مع الاعتبار، فإنَّ برکة الصالحین جاریة بعد مماتهم کما کانت فی حیاتهم، و الدعاء عند قبور الصالحین و التشفّع بهم معمول به عند علمائنا المحقّقین من أئمّة الدین.

و لا یعترض علی ما ذکر من أنَّ من کانت له حاجة فلیذهب إلیهم و لیتوسّل بهم

بقوله- علیه الصلاة و السلام-: «لا تُشَدُّ الرحال إلّا لثلاثة مساجد: المسجد الحرام، و مسجدی، و المسجد الأقصی».

و قد قال الإمام الجلیل أبو حامد الغزالی- رحمه اللَّه تعالی- فی کتاب آداب السفر من کتاب الإحیاء «1» له ما هذا نصه: القسم الثانی و هو أن یسافر لأجل العبادة إمّا لجهاد أو حجّ- إلی أن قال-: و یدخل فی جملته زیارة قبور الأنبیاء و قبور الصحابة و التابعین و سائر العلماء و الأولیاء، و کلّ من یتبرّک بمشاهدته فی حیاته یتبرّک بزیارته بعد وفاته، و یجوز شدُّ الرحال لهذا الغرض، و لا یمنع من هذا قوله صلی الله علیه و آله و سلم: «لا تُشَدُّ الرحال إلّا لثلاثة مساجد: المسجد الحرام، و مسجدی، و المسجد الأقصی»؛ لأنَّ ذلک فی المساجد لأنّها متماثلة بعد هذه المساجد، و إلّا فلا فرق بین زیارة الأنبیاء و الأولیاء و العلماء فی أصل الفضل، و إن کان یتفاوت فی الدرجات تفاوتاً عظیماً بحسب اختلاف درجاتهم عند اللَّه، و اللَّه تعالی أعلم.

2- قال عزّ الدین الشیخ یوسف الأردبیلی الشافعی المتوفّی (776) فی الأنوار لأعمال الأبرار فی الفقه الشافعی (1/124): و یستحبّ للرجال زیارة القبور و تکره للنساء، و السنّة أن یقول: سلام علیکم دار قوم مؤمنین، و إنّا إن شاء اللَّه عن قریب بکم لاحقون، اللّهمّ لا تحرمنا أجرهم، و لا تفتنّا بعدهم و اغفر لنا و لهم. و أن یدنو من القبر کما کان یدنو من صاحبه حیّا، و أن یقف متوجِّهاً إلی القبر، و أن یقرأ و یدعو؛

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 254

فإنَ المیّت کالحاضر یُرجی له الرحمة و البرکة، و الدعاء عقیب القراءة أقرب إلی الإجابة.

3- قال الشیخ زین الدین، الشهیر بابن نجیم المصری الحنفی المتوفّی (969- 970) فی البحر الرائق شرح کنز الدقائق للإمام النسفی (2/195)، قال فی البدائع: و لا بأس بزیارة القبور و الدعاء للأموات إن کانوا مؤمنین، من غیر وطء القبور؛

لقوله صلی الله علیه و آله و سلم: «إنّی کنت نهیتکم عن زیارة القبور ألا فزوروها»

، و لعمل الأُمّة من لدن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم إلی یومنا هذا.

و صرّح فی المجتنی بأنّها مندوبة، و قیل: تحرم علی النساء، و الأصحُّ أنَّ الرخصة ثابتة لهما. و

کان صلی الله علیه و آله و سلم یعلّم السلام علی الموتی: «السلام علیکم أهل الدیار من المؤمنین و المسلمین».

ذکره إلی آخره، ثمّ ذکر قراءة القرآن عند القبور، و شیئاً من أدب الزیارة.

4- أجاب ابن حجر المکّی الهیتمی: المتوفّی (973) «1» فی الفتاوی الکبری الفقهیّة (2/24) لمّا سُئل رضی الله عنه عن زیارة قبور الأولیاء فی زمن معیّن مع الرحلة إلیها، هل یجوز مع أنَّه یجتمع عند تلک القبور مفاسد کثیرة کاختلاط النساء بالرجال، و إسراج السرج الکثیرة و غیر ذلک؟ بقوله: زیارة قبور الأولیاء قربة مستحبّة، و کذا الرحلة إلیها، و قول الشیخ أبی محمد: لا تستحبُّ الرحلة إلّا لزیارته صلی الله علیه و آله و سلم، ردّه الغزالی: بأنّه قاس ذلک علی منع الرحلة لغیر المساجد الثلاثة مع وضوح الفرق، فإنَّ ما عدا تلک المساجد الثلاثة مستویة فی الفضل فلا فائدة فی الرحلة إلیها، و أمّا الأولیاء فإنّهم متفاوتون فی القرب من اللَّه تعالی و نفع الزائرین بحسب معارفهم و أسرارهم، فکان للرحلة إلیهم فائدة أیّ فائدة، فمن ثمّ سنّت الرحلة إلیهم للرجال فقط بقصد ذلک، و انعقد نذرها کما بسطت الکلام علی ذلک فی شرح العباب بما لا مزید علی حسنه و تحریره، و ما أشار إلیه السائل من تلک البدع أو المحرّمات، فالقربات لا تُترک لمثل

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 255

ذلک، بل علی الإنسان فعلها و إنکار البدع، بل و إزالتها إن أمکنه.

و قد ذکر الفقهاء فی الطواف المندوب فضلًا عن الواجب أنَّه یُفعل و لو مع وجود النساء و کذا الرمی، لکن أمروه بالبعد عنهنّ، و کذا الزیارة یفعلها لکن یبعد عنهنّ، و ینهی عمّا یراه محرّماً بل و یزیله إن قدر کما مرَّ، هذا إن لم تتیسّر له الزیارة إلّا مع وجود تلک المفاسد، فإن تیسّرت مع عدم المفاسد، فتارةً یقدر علی إزالة کلّها أو بعضها فیتأکّد له الزیارة مع وجود تلک المفاسد لیزیل منها ما قدر علیه، و تارةً لا یقدر علی إزالة شی ء منها، فالأولی له الزیارة فی غیر زمن تلک المفاسد، بل لو قیل: یمنع منها حینئذٍ لم یبعد.

و من أطلق المنع من الزیارة خوف ذلک الاختلاط یلزمه إطلاق منع نحو الطواف و الرمی، بل و الوقوف بعرفة أو مزدلفة و الرمی إذا خشی الاختلاط أو نحوه، فلمّا لم یمنع الأئمّة شیئاً من ذلک- مع أنَّ فیه اختلاطاً أیّ اختلاط-، و إنّما منعوا نفس الاختلاط لا غیر فکذلک هنا. و لا تغترَّ بخلاف من أنکر الزیارة خشیة الاختلاط؛ فإنّه یتعیّن حمل کلامه علی ما فصّلناه و قرّرناه، و إلّا لم یکن له وجه.

و زعمُ أنَّ زیارة الأولیاء بدعة لم تکن فی زمن السلف ممنوع، و بتقدیر تسلیمه فلیس کلّ بدعة یُنهی عنها، بل قد تکون البدعة واجبةً، فضلًا عن کونها مندوبة کما صرّحوا به.

5- قال الشیخ محمد الخطیب الشربینی المتوفّی (977) فی المغنی «1» (1/357): یسنُّ الوضوء لزیارة القبور کما قاله القاضی حسین فی شرح الفروع، و یسلِّم الزائر للقبور من المسلمین مستقبلًا وجهه، و یقرأ عنده من القرآن ما تیسّر، و یدعو له عقب القراءة رجاء الإجابة؛ لأنَّ الدعاء ینفع المیّت، و هو عقب القراءة أقرب إلی الإجابة،

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 256

و عند الدعاء یستقبل القبلة، و إن قال الخراسانیّون باستحباب استقبال وجه المیّت. قال المصنِّف: و یستحبُّ الإکثار من الزیارة، و أن یکثر الوقوف عند قبور أهل الخیر و الفضل. انتهی ملخّصاً.

6- قال الملّا علیّ الهروی القاری الحنفی المتوفّی (1014) فی المرقاة شرح المشکاة «1» (2/404) فی زیارة القبور: الأمر فیها للرخصة أو الاستحباب، و علیه الجمهور، بل ادّعی بعضهم الإجماع، بل حکی ابن عبد البرّ عن بعضهم وجوبها.

7- قال الشیخ أبو البرکات حسن بن عمّار بن علیّ، المکنّی بابن الإخلاص الوفائی الشرنبلالی الحنفی، المتوفّی (1069) فی حاشیة «2» غرر الأحکام «3» المطبوعة بهامش درر الحکام (1/168): زیارة القبور مندوبة للرجال، و قیل: تحرم علی النساء، و الأصحّ أنَّ الرخصة ثابتة لهما، و یستحب قراءة یس لما

ورد: «من دخل المقابر فقرأ سورة یس خفّف اللَّه عنهم یومئذٍ، و کان له بعدد ما فیها حسنات».

و قال فی مراقی الفلاح «4» فصل فی زیارة القبور: ندب زیارتها من غیر أن یطأ القبور للرجال و النساء، و قیل: تحرم علی النساء، و الأصحّ أنَّ الرخصة ثابتة للرجال و النساء، فتندب لهنّ أیضاً علی الأصحّ، و السنّة زیارتها قائماً و الدعاء عندها قائماً، کما کان یفعل رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فی الخروج إلی البقیع

و یقول: «السلام علیکم دار قوم مؤمنین، و إنّا إن شاء اللَّه بکم لاحقون، أسأل اللَّه لی و لکم العافیة».

و یستحبّ للزائر قراءة سورة یس لما

ورد عن أنس رضی الله عنه أنّه قال:

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 257

قال رسول اللَّه: «من دخل المقابر فقرأ سورة یس- یعنی: و أهدی ثوابها للأموات- خفّف اللَّه عنهم یومئذٍ العذاب، و رفعه»

و کذا یوم الجمعة یرفع فیه العذاب عن أهل البرزخ، ثمّ لا یعود علی المسلمین و کان له- أی للقارئ- بعدد ما فیها- روایة الزیلعی: من فیها من الأموات- حسنات.

و عن أنس: أنَّه سأل رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فقال: یا رسول اللَّه إنّا نتصدّق عن موتانا، و نحجُّ عنهم، و ندعو لهم، فهل یصل ذلک إلیهم؟ فقال: «نعم، لَیصِلُ ذلک إلیهم و یفرحون به کما یفرح أحدکم بالطبق إذا أُهدی إلیه». رواه أبو حفص السکیری. إلی أن قال: و عن علیّ رضی الله عنه: «أنَّ النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم قال: من مرَّ علی المقابر فقرأ قل هو اللَّه أحد إحدی عشرة مرّة، ثمّ وهب أجرها للأموات، أُعطی من الأجر بعدد الأموات». رواه الدار قطنی.

و أخرج ابن أبی شیبة عن الحسن أنَّه قال: من دخل المقابر فقال: اللّهمّ ربّ هذه الأجساد البالیة و العظام النخرة التی خرجت من الدنیا و هی بک مؤمنة، أدخل بها روحاً من عندک و سلاماً منّی. استغفر له کلّ مؤمن مات منذ خلق اللَّه آدم. و أخر ج ابن أبی الدنیا بلفظ: کتب له بعدد من مات من ولد آدم إلی أن تقوم الساعة حسنات.

8- قال الشیخ محمد أمین، الشهیر بابن عابدین المتوفّی (1253) فی ردّ المحتار علی الدر المختار فی الفقه الحنفی «1» (1/630) بعد بیان استحباب زیارة الق بور: و تُزار فی کلّ أسبوع کما فی مختارات النوازل. قال فی شرح لباب المناسک: إلّا أنَّ الأفضل یوم الجمعة و السبت و الإثنین و الخمیس، فقد قال محمد بن واسع: الموتی یعلمون بزوّارهم یوم الجمعة و یوماً قبله و یوماً بعده، فتحصّل أنَّ یوم الجمعة أفضل. انتهی.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 258

و فیه: یستحب أن یزور شهداء جبل أُحد؛ لما

روی ابن أبی شیبة: أنَّ النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم کان یأتی قبور الشهداء بأُحد علی رأس کلّ حول، فیقول: «السلام علیکم بما صَبَرتم فنعمَ عقبی الدار».

و الأفضل أن یکون ذلک یوم الخمیس متطهّراً مبکّراً؛ لئلّا تفوته الظهر بالمسجد النبویّ. انتهی.

قلت: استفید منه ندب الزیارة و إن بَعُد محلّها. و هل تندب الرحلة لها کما اعتید من الرحلة إلی زیارة خلیل الرحمن و أهله و أولاده، و زیارة السیّد البدوی و غیره من الأکابر الکرام؟ لم أرَ من صرّح به من أئمّتنا، و منع منه بعض الشافعیّة إلّا لزیارته صلی الله علیه و آله و سلم قیاساً علی منع الرحلة لغیر المساجد الثلاث، و ردّه الغزالی بوضوح الفرق.

ثمّ ذکر محصَّل قول الغزالی فقال: قال ابن حجر فی فتاواه: و لا تُترک لما یحصل عندها من منکرات و مفاسد کاختلاط الرجال بالنساء و غیر ذلک؛ لأنَّ القربات لا تُترک لمثل ذلک، بل علی الإنسان فعلها و إنکار البدع، بل و إزالتها إن أمکن. انتهی. قلت: و یؤیّده ما مرَّ من عدم ترک اتّباع الجنازة و إن کان معها نساء و نائحات- إلی أن قال-:

قال فی الفتح: و السنّة زیارتها قائماً و الدعاء عندها قائماً، کما کان یفعله صلی الله علیه و آله و سلم فی الخروج إلی البقیع،

و یقول: «السلام علیکم دار قوم مؤمنین، و إنّا إن شاء اللَّه بکم لاحقون».

و فی شرح اللباب للملّا علیّ القاری: ثمّ من آداب الزیارة ما قالوا من أنَّه یأتی الزائر من قِبل رِجلی المتوفّی لا من قِبَل رأسه؛ لأنَّه أتعب لبصر المیّت، بخلاف الأوّل لأنّه یکون مقابل بصره، لکن هذا إذا أمکنه، و إلّا فقد ثبت أنّه- علیه الصلاة و السلام- قرأ أوّل سورة البقرة عند رأس میّت و آخرها عند رجلیه.

9- قال الشیخ إبراهیم الباجوری المتوفّی (1277) فی حاشیته علی شرح ابن الغزّی (1/277): تندب زیارة القبور للرجال لتذکّر الآخرة، و تکره من النساء لجزعهنّ

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 259

و قلّة صبرهنّ، و محلُّ الکراهة فقط إن لم یشتمل اجتماعهنّ علی محرّم و إلّا حرم، و یُستثنی من ذلک قبر نبیّنا صلی الله علیه و آله و سلم فتندب لهنّ زیارته، و ینبغی- کما قال ابن الرفعة- أنَّ قبور الأنبیاء و الأولیاء کذلک.

و یندب أن یقول الزائر: السلام علیکم دار قوم مؤمنین، و إنّا إن شاء اللَّه بکم لاحقون، نسأل اللَّه لنا و لکم العافیة، اللّهمّ لا تحرمنا أجرهم و لا تفتنّا بعدهم و اغفر لنا و لهم. و أن یقرأ ما تیسّر من القرآن کسورة یس، و یدعو لهم و یهدی ثواب ذلک لهم، و أن یتصدّق علیهم و ینفعهم ذلک فیصل ثوابه لهم، و یُسَنُّ أن یقرب من المزور کقربه منه حیّا، و أن یسلّم علیه من قِبَل رأسه و یکره تقبیل القبر. إلی آخر ما مرّ (ص 154).

10- قال الشیخ عبد الباسط ابن الشیخ علی الفاخوری- المفتی ببیروت- فی کتابه الکفایة لذوی العنایة (ص 80): یسنّ زیارة القبور للرجال و تکره للنساء، إلّا القبر الشریف و کذا قبور بقیّة الأنبیاء و الصالحین.

و یسنُّ أن یقول الزائر: السلام علیکم دار قوم مؤمنین، أنتم السابقون و إنّا إن شاء اللَّه بکم لاحقون، و أن یقرأ ما تیسّر من القرآن کسورة یس، و أن یدعو للمیّت بعد القراءة، و أن یقول: اللّهمّ أوصل ثواب ما قرأته إلی فلان، و أن یقرب من القبر کقربه منه لو کان حیّا.

11- قال الشیخ عبد المعطی السقّا فی الإرشادات السنیّة (ص 111):

زیارة قبور المسلمین مندوبة للرجال

لخبر مسلم: «کنت نهیتکم عن زیارة القبور فزوروها؛ فإنّها تذکِّرکم الآخرة»

أمّا زیارة النساء فمکروهة إن کانت لقبر غیر نبیٍّ و عالم و صالح و قریب، أمّا زیارة قبر النبیّ و من ذُکر معه فمندوبة لهنّ بدون محرم إن کانت القبور داخل البلد، و مع محرم إن کانت خارجه، و محلّ ندب زیارتهنّ

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 260

أو کراهتها إذا أذن لهنّ الحلیل أو الولی، و أمنت الفتنة، و لم یترتّب علی اجتماعهنّ مفسدة کما هو الغالب، بل المحقَّق فی هذا الزمان، و إلّا فلا ریبة فی تحریمها، و یستحبّ الإکثار من الزیارة لتحصیل الاعتبار و العظة و تذکّر الآخرة، و تتأکّد الزیارة عشیّة یوم الخمیس، و یوم الجمعة بتمامه، و بکرة یوم السبت.

و ینبغی للزائر أن یقصد بزیارته وجه اللَّه و إصلاح فساد قلبه، و أن یکون علی طهارةٍ رجاء قبول دعائه لنفسه و للمیّت، و أن یسلّم علی من بالمقبرة بقوله: السلام علیکم دار قوم مؤمنین- و ذکر إلی آخره-، ثمّ إذا وصل إلی قبر میّته قرب منه و وقف مستقبلًا وجهه خاشعاً قائلًا: السلام علیک، ثمّ یقرأ عنده ما تیسّر من القرآن کسورة الفاتحة، و سورة یس، و سورة تبارک، و سورة الإخلاص و المعوّذتین، و الأفضل أن یکون وقت القراءة جالساً مستقبل القبلة قاصداً نفع المیّت بما یتلوه، و أن یکثر من التصدّق، و أن یرشَّ القبر بالماء الطاهر، و أن یضع علیه جریداً أخضر و نحوه کالریحان و البرسیم، و تتأکّد زیارة الأقارب و الدعاء لهم سیّما الوالدین، فقد ورد فی الحثِّ علی زیارتهما و الدعاء لهما أخبار کثیرة صحیحة.

12- قال منصور علی ناصف فی التاج الجامع للأصول فی أحادیث الرسول «1» (1/418): الأمر- فی زیارة القبور- للندب عند الجمهور، و للوجوب عند ابن حزم و لو مرّة واحدة فی العمر. و قال فی (ص 419): زیارة النساء للقبور جائزة بشرط الصبر و عدم الجزع و عدم التبرّج، و أن یکون معها زوج أو محرم منعاً للفتنة لعموم الحدیث الأوّل، و لقول عائشة: کیف أقول لهم یا رسول اللَّه؟.. إلخ. و لزیارة عائشة لقبر أخیها عبد الرحمن، فلمّا اعترضها عبد اللَّه قالت: نهی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم عن زیارة القبور ثمّ أمر بزیارتها. رواه أحمد «2» و ابن ماجة «3».

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 261

13- قال فقهاء المذاهب الأربعة، مؤلِّفو کتاب الفقه علی المذاهب الأربعة «1» (1/424): زیارة القبور مندوبة للاتِّعاظ و تذکّر الآخرة، و تتأکّد یوم الجمعة و یوماً قبلها و یوماً بعدها «2». و ینبغی للزائر الاشتغال بالدعاء و التضرّع و الاعتبار بالموتی و قراءة القرآن للمیّت؛ فإنَّ ذلک ینفع المیّت علی الأصحّ.

و ممّا ورد أن یقول الزائر عند رؤیة القبور: اللّهمّ ربّ الأرواح الباقیة، و الأجسام البالیة، و الشعور المتمزّقة، و الجلود المتقطعة، و العظام النخرة التی خرجت من الدنیا و هی بک مؤمنة، أنزل علیها روحاً منک و سلاماً منّی.

و ممّا ورد أیضاً أن یقول: السلام علیکم دار قوم مؤمنین، و إنّا إن شاء اللَّه بکم لاحقون. و لا فرق فی الزیارة بین کون المقابر قریبة أو بعیدة، بل یندب السفر لزیارة الموتی خصوصاً مقابر الصالحین، أمّا زیارة قبر النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم فهی من أعظم القرب، و کما تندب زیارة القبور للرجال تندب أیضاً للنساء العجائز اللاتی لا یخشی منهنّ الفتنة، إن لم تؤدِّ زیارتهنّ إلی الندب أو النیاحة، و إلّا کانت محرّمة.