اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۸ خرداد ۱۴۰۳

بیرون آمدن آب با معجزه حضرت علی(ع)

متن فارسی

و این تعبیر: من اتبع للعسکر ماء العین «ابوالقاسم الزاهی»
«کسیکه برای سپاه آب چشمه بر آورد» اشاره به روایت نصر بن مزاحم در کتاب صفین صفحه 162 است که به اسنادش از ابی سعید تیمی تابعی معروف به عقیص روایت کرده که گفت: ما با علی در راهش به سوی شام در حرکت بودیم تا وقتی از این نخلستانها به پشت کوفه رسیدیم، مردم تشنه و محتاج آب شدند علی (ع) ما را آورد تا بسنگی که از زمین دندانه زده بود رسیدیم گویا بزی به انتظار نشسته بود، او به او دستور داد آن را از بن کندیم، آنگاه آبی از آن بیرون زد که همه از آن نوشیده، سیراب شدند گوید: آنگاه دستوری بما فرمود و ما انجام دادیم گوید: و مردم به سیر خود ادامه دادند تا مقدار کمی که دور شدیم: علی (ع) گفت: آیا بین شما کسی هست جای این آبی که از آن نوشیدید بداند گفتند بلی یا امیر المؤمنین فرمود: برویم آنجا. گوید: آنگاه گروهی از ما سواره و برخی پیاده بدانجا رفتیم. راه را پیموده تا بجائی که فکر می کردیم آب آنجا بود رسیدیم.
گوید: در جستجوی آن سنگ هر چه کاوش کردیم چیزی نیافتیم و چون از یافتن ناتوان شدیم به دیری که در نزدیکی ما بود رفته پرسیدیم، آیا آبی که در نزدیکی شما است کجا است؟ گفتند: در نزدیکی، آبی وجود ندارد.
گفتیم: هست ما از آن نوشیده ایم.
گفت: شما از آن نوشیده اید؟!
گفتیم- بلی
دیر نشین گفت: این دیر ساخته نشده مگر به خاطر آن آب، و کسی جز پیامبر یا وصی پیامبر آن را استخراج نمی کند. این روایت را خطیب در تاریخش 12/305 آورده.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 538

متن عربی

قوله: و من أنبع للعسکر ماء العین.

أشار به إلی ما

رواه نصر بن مزاحم فی کتاب صفِّین «5» (ص 162)، بإسناده عن أبی سعید التیمی التابعیّ المعروف بعقیصا أنّه قال: کنّا مع علیّ فی مسیره إلی الشام، حتی إذا کنّا بظهر الکوفة من جانب هذا السواد، عطش الناس و احتاجوا إلی الماء، فانطلق بنا علیٌّ حتی أتی بنا علی صخرة ضرس من الأرض کأنّها ربضة عنز، فأمرنا فاقتلعناها فخرج لنا ماءٌ، فشرب الناس منه و ارتووا، قال: ثمّ أمرنا فأکفأناها علیه.

قال: و سار الناس حتی إذا مضینا قلیلًا، قال علیٌّ: «منکم أحدٌ یعلم مکان هذا الماء الذی شربتم منه؟». قالوا: نعم یا أمیر المؤمنین. قال: «فانطلقوا إلیه». قال:

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 538

فانطلق منّا رجالٌ رکباناً و مشاةً، فاقتصصنا الطریق حتی انتهینا إلی المکان الذی نری أنّه فیه.

قال: فطلبناها «1» فلم نقدر علی شی ء، حتی إذا عیل علینا انطلقنا إلی دیر قریب منّا فسألناهم: أین الماء الذی هو عندکم؟ قالوا: ما قربنا ماء. قالوا: بلی، إنّا شربنا منه. قالوا: أنتم شربتم منه؟ قلنا: نعم. قال صاحب الدیر: ما بُنی هذا الدیر إلّا بذلک الماء، و ما استخرجه إلّا نبیٌّ أو وصیُّ نبیٍّ.

و أخرجه الخطیب فی تاریخه (12/305).