logo-samandehi

بیعت فرشتگان با ابوبکر

از عایشه آمده که گفته است: شبی نوبت من با رسول خدا بود، هنگامی که در رختخواب قرار گرفتیم، عرض کردم: ای رسول خدا آیا من گرامیترین همسرانت نیستم؟ فرمود: چرا ای عایشه، گفتم: پس درباره فضیلت پدرم حدیثی برایم بفرما فرمود: جبرئیل برایم حدیث کرد که: خداوند هنگامی که ارواح را خلق فرمود، روح ابی بکر صدیق را از میان آنان اختیارکرد و خاکش را از بهشت و آبش را از حیوان (آب حیات) قرار داد، و در بهشت برای او قصری از در سفید که سالنهایش از طلا و نقره سفید است قرار داد، و خداوند به خود سوگند خورده که حسنه ای را از او سلب نکند و در باره سیئه ای از او نپرسد، و من از ناحیه خدا ضمانت می کنم چنانکه او ازناحیه خویش ضمانت فرموده است اینکه نباشد برایم همخوابی در قبرم و نه انیسی در تنهائیم و نه جانشینی بر امتم بعد از من مگر پدرت ای عایشه جبرئیل و میکائیل بر این اساس بیعت کردند و خلافتش با پرچم سفید آنهم زیر عرش استوار گردید آنگاه خداوند به فرشتگان فرمود: آیا به آنچه که من از بنده ام راضی شده، راضی هستید؟ پس همین فخر برای پدرت کافی است که جبرئیل و میکائیل و فرشتگان آسمان و برخی از شیاطین که در دریا سکونت دارند با او بیعت نموده اند، پس هر کس این امر را قبول نداشته باشد از من نیست و من نیز از او نمی باشم! عایشه گفت “: میان چشم هایش را بوسیدم رسول خدا فرمود کافی است ترا ای عایشه پس هر کس تو مادرش نباشی منهم پیامرش نخواهم بود، و هر کس میخواهد که از خدا و من دوری گزیند، از تو ای عایشه دوری خواهد گزید”!

خطیب بغدادی جلد 14 صفحه 36 گفته است: صحت این حدیث ثابت نشده است و رجال اسنادش همگی ثقه هستند و شاید اشتباهی، به نام این شیخ قطان (هارون) نقل شده و یا به نامش ساخته شده باشد، در صورتی که من آن را از حدیث محمد بن بشاذ بصری از سلمه بن شیب از عبد الرزاق دیدم ومعلوم است که ابن بابشاذ احادیث نادرست را از ثقات نقل می کند. و ذهبی قسمتی از این حدیث را در ” میزان الاعتدال ” جلد 3 صفحه 31 آورده و حکم به ساختگی بودنش کرده و قسمت دیگرش رادر صفحه 246 آورده و گفته است: این حدیث باطل است و گویاکه به نام این مسکین (هارون قطان) ساخته شده و او نمی دانسته است، و البته برای آن اسناد باطل دیگری نیز هست آنگاه گفته است: این حدیث احتمال درستی و سلامت نمی دهد و ظاهراین است که این حدیث بنام بابشاذ ساخته شده آنگاه او حدیث ساخته شده ورواج پیدا کرده را بدون آنکه توجه داشته باشد، روایت کرده است. و فیروز آبادی قسمتی از ابتدای این حدیث را در خاتمه ” سفر السعاده ” و عجلونی در ” کشف الخفاء ” آورده و آن را از مشهور ترین احادیث ساختگی مشهور و از دروغ هائی که بطلانشبا بداهت عقل معلوم است، شمرده اند و سیوطی نیز در ” اللئالی ” جلد 1 صفحه 150 آن را باطل دانسته است.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 534 و 535

رفتن به بالا