اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۹ فروردین ۱۴۰۳

تألیفات و آثار تنوخى

متن فارسی

اینکه تنوخى در علوم بسیارى وارد بوده، در بسیارى از هنرهاى عقلى، نقلى و ریاضى شهرتى بسزا یافته، و در اقطار و بلدان به سیاست پرداخته است، این امور مستلزم داشتن تألیفاتى گرانبها است چنانکه فرزندش ابو على گوید: او در علم عروض و فقه و علوم دیگر، داراى تصنیفاتى است.
حموى گوید: تصنیفاتش در ادبیات از این قرار است: کتاب فى العروض، الخالع گوید: در علم عروض، کتابى بهتر از آن تألیف نشده و کتاب علم القوافى.

و سمعانى یافعى، ابن حجر و صاحب شذرات، دیوان شعرى براى او ذکر کرده‌اند و ثعالبى اشعارى را که یاد شد از آن دیوان گرفته است و اشعارش را درباره غدیر، شنیدید.

حموى مانند دیگران، اشعار بائیه‌اش را از دیوانش نقل کرده. مسعودى قصیده مقصوره‌اى که در آن به مقابله «ابن درید» پرداخته و در آن تنوخ و قومش از قضاعه را مدح می‌کند، نام برده است که اولش اینست:

لولا انتهائى لم اطع نهى النهى               مدى الصبا نطلب من حاز المدی‌

تا آخر ابیات.
ابو على در «نشوار المحاضرة» گوید: از اشعار تنوخى آنچه ناپدید شده بیشتر از مقدارى است که حفظ گردیده است. این کتابها مورد دستبرد باد حوادث گردیده چنانکه تصدى منصب قضاوت با وجود علم فراوانى که داشت، او را از تألیفات فراوان باز می‌داشت.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 523

متن عربی

تآلیفه

إنّ تضلّع المترجم فی العلوم الجمّة، و شهرته الطائلة فی جلِّ الفنون النقلیة و العقلیة و الریاضیة، و تجوّله فی الأقطار و الأمصار، تستدعی وجود تآلیف له قیِّمة، کما قال ولده أبو علیّ: إنّ له فی علم العروض و الفقه و غیرهما عدّة کتب مصنّفة، و قال الحموی «4»: إنّ له تصانیف فی الأدب، منها کتابٌ فی العروض، قال الخالع: ما عمل فی العروض أجود منه، و کتاب علم القوافی. و ذکر السمعانی و الیافعی و ابن حجر و صاحب الشذرات له دیوان شعر، و اختار منه الثعالبی ما ذکر من شعره، و سمعت فیما یتبع شعره فی الغدیر. نقل الحموی عن دیوانه بائیّته کغیرها، و ذکر المسعودی له

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 524

قصیدته المقصورة التی عارض بها ابن درید، یمدح فیها تنوخ و قومه من قضاعة أوّلها:

لو لا انتهائی لم أُطِعْ نهی النهى             مَدى الصِّبا نطلبُ من جاز المدى‏

إن کنتُ أقصرتُ فما أقصر قل            – بٌ دامیاً ترمیه ألحاظُ الدُّمى‏

و مقلةٌ إن مقلت أهلَ الفضا             أغضتْ و فی أجفانِها جمرُ الغضا

 

و فیها یقول:

و کم ظباءٍ رعیُها ألحاظَها             أسرعُ فی الأنفس من حدِّ الظُّبا

أسرعُ من حرفٍ إلى جرٍّ و من             حبٍّ إلى حبّة قلبٍ وحشا

قضاعةٌ من مَلِکِ بنِ حِمْیَرٍ             ما بعده للمرتقین مرتقى‏

 

و قال أبو علیّ فی نشوار المحاضرة «1»): إنّ ما ضاع من شعره أکثر ممّا حُفظ. انتهى. غیر أنّ هذه الکتب قد عصفت علیها عواصف الضیاع، کما أنّ التصدِّی لمنصب القضاء عاقه عن الإکثار من التألیف على قدر غزارة علمه.