logo-samandehi

تأیید خلافت ابوبکر و عمر از طرف علی(ع)

از زبیر بن عوام آمده است که: “از رسول خدا شنیدم که می فرمود: خلیفه بعد از من ابوبکر و عمر هستند، سپس اختلاف پدید می آمد.” زبیر می گوید: “بعد از این خبر، برخاستیم و پیش علی علیه السلام رفتیم و جریان را به او خبر دادیم، حضرت: فرمود زبیر راست می گوید: من نیز از رسول خدا چنین شنیده ام. “

این حدیث از ساخته های عبد الرحمن بن عمرو بن جبله است که ذهبی در میزانش جلد 1 صفحه 145 آن را آورده و گفته است: این حدیث باطل است و عیب آن از ناحیه عبد الرحمن است اگر امیر المومنین علیه السلام، آنچه را که زبیر از رسول خدا شنیده بود، شنیده بود، چرا هنگام طلب بیعت، خلافت را برای خودش می خواست و در آنچه که رسول خدا تنصیص فرموده بود، مخالفت می کرد؟ و چگونه مشاجراتش با مدعیان خلافت که جهان را پر کرده با حدیثش در مورد حقانیت خلافت دیگران با هم می سازد؟ و چرا زبیری که از رسول خدا روایت خلافت ابی بکر را نقل می کند، در آن روز از بیعت با او تخلف می نماید و شمشیر از نیام در می آورد و می گوید “: آن را در غلاف نمی کنم تا آنکه با علی بیعت شود”؟

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 537

رفتن به بالا