اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۰ مرداد ۱۴۰۵

تعداد احادیث نقل شده از بعضی راویان و مقایسه آن با علم خلیفه

متن فارسی

فراوانی آئین نامه های پیامبر و سنجش ابوبکر با دیگران در آگاهی از آئین نامه ها

این بود بالاترین مرزی که کوشش پژوهشگران می تواند آنان را به آگاهی خلیفه از آئین نامه پیامبر راه بنماید و این بود گنجایش دانش های وی در این زمینه، و اگر ما 104 یا 142 حدیثی را که- درست یا نادرست- از زبان خلیفه بازگو کرده اند- چه در روشنگری قرآن و چه درباره دستورهای آئین و سود رسانی های دیگر- همه را بگذاریم در برابر گزارش هائی که برنامه ارجمند پاک ترین پیامبران را می نماید آنگاه می بینیم همچون چکه ای است از دریای بی کران، که به یاری آن نه پایه ی اسلام را می توان استوار داشت و نه هیچکدام از بنیادهای کیش ما را پشتوانه می شود بخشید و نه تشنه دانش را سیراب شاید کرد و نه گره کاری دشوار را توان گشود، اکنون بنگرید که ابو هریره و انس بن مالک و عبد الله بن عمر و عبد الله بن عباس و عبد الله بن عمرو بن عاص وعبد الله بن مسعود و و و، هزاران گزارش از سخنان و برنامه پیامبران آورده اند که تقی بن مخلد در ” مسند” خود-  از راه ابو هریره تنها-  پنج هزار و سیصد و اندی حدیث آورده است با این که ابو هریره بیش از سه سال با پیامبر نبود. و این احمد بن فرات است که یک ملیون و پانصد هزار حدیث نگاشت و از آن میان سیصد هزار را که در روشنگری قرآن و” دستورهای آئین و سود رسانی های دیگر بود گلچین کرد.

« خلاصه التهذیب ص 9» و این ابو حفص حرمة بن یحیی مصری یار شافعی است که تنها از راه ابن وهب صد هزار حدیث گزارش کرده « خلاصه التهذیب” ص 63» و این ابوبکر باغندی است که درباره سیصد هزار پرسش در زمینه حدیث- های برانگیخته خدا- درود و آفرین خدا بر وی و خاندانش- پاسخ می داده . « تاریخ طبری  ج 3 ص 210» و این حافظ روح بن عباده قیسی است که بیش از صد هزار حدیث دارد « میزان الاعتدال  ج 1 ص 342» و این حافظ مسلم نگارنده ” صحیح ” است که نزد وی نشان سیصد هزارحدیث شنیده شده را توان گرفت « طبقات الحفاظ  ج 2ص 151» و این حافظ ابو محمد عبدان اهوازی است که صد هزار حدیث از بر دارد « تاریخ ابن عساکر ج 7 ص 288» و این حافظ ابوبکر ابن انباری است که سیصد هزار بیت از سروده های تازیان را که در خور گواه آوردن برای شیوه و گفتار قرآن است از برداشته و 120 نگارش را که در روشنگری قرآن بوده با زنجیره های آن از برداشته . « شذرات الذهب = خرده پاره های زر”ج 2 ص 316» و این حافظ ابو زرعه است که صد هزار- و به گفته برخی 700 هزار- حدیث را چنان از بر می دانسته که دیگران قل هو الله احد را (= بگواو- خدا- یگانه است… (بنگرید به « تاریخ ابن کثیر ” ج 11 ص 37 “، تهذیب التهذیب ” ج 7 ص 33» و این حافظ ابن عقده است که درباره سیصد هزارحدیث از حدیث های هاشمیان و خاندان پیامبر- درود بر ایشان- به پاسخ می پرداخته و دار قطنی نیز آن ها را از زبان او باز می گفته . « تذکره الحفاظ ” ج 3 ص 56» و این حافظ ابو العباس احمد بن منصور شیرازی است که از راه طبرانی تنها 300 هزار حدیث نگاشته است « تذکره الحفاظ ” ج 3ص 122» و این حافظ ابو داود سجستانی است که 500000 از حدیث های پیامبر- درود خدا بر وی و خاندانش- را به خامه آورده است « تذکره الحفاظ ” ج 2ص 154» و این عبد الله پسر پیشوای حنبلیان احمد است که صد هزار و اندی حدیث از پدرش شنیده « طبقات الحفاظ ج 2 ص 214» و این ثعلب بغدادی است که 100000 حدیث از قواریری شنیده است . « طبقات الحفاظ ج 2 ص 214» و این ابو داود طیالسی است که صد هزار حدیث از بر دیکته می کرده « شذرات الذهب ” ج 2 ص 12» و این ابوبکر جعابی است که 400000 حدیث را با زنجیره و زمینه آن ها از بر داشته و درباره 600000 حدیث به گفتگو می نشسته و نزدیک به همین اندازه نیز گزارش هائی از گفتار و کردار شاگردان پیامبر و از حدیث هائی از بر داشته که زنجیره میانجیان آن ها افتادگی دارد . « تاریخ ابن کثیر ” ج 1 ص 261 » و این پیشوای حنبلیان احمد است که نزد وی بیش از 750000 حدیث سراغ توان کرد بنگرید به پایان جلد نخست از « مسند احمد » و این حافظ ابو عبد الله ختلی است که 50000 حدیث را از بر گزارش می کرده « تاریخ ابن کثیر ” ج 11 ص 217» و این یحیی بن یمان عجلی است که از راه سفیان چهار هزار حدیث تنها در روشنگری قرآن از برداشته « تاریخ طبری ” ج 14 ص 121» و این حافظ ابن ابی عاصم است که پس از نابود شدن نگاشته هایش 50000 حدیث از بر گزارش می کرده « تذکرة الحفاظ ” ج 2ص 194» و این حافظ ابو قلابه عبد الملک است که 60000 حدیث از بر گزارش کرده « طبقات الحفاظ ” ج 2 ص 143» و این ابو العباس سراج است که هفتاد هزار مساله برای مالک نگاشت « تاریخ بغداد ” ج 1 ص 251» و این حافظ ابن راهویه است که 70000 حدیث از بر دیکته می کرده « تاریخ ابن عساکر ” ج 2 ص 413» و این حافظ اسحق حنظلی است که 70000 حدیث از بر داشته « تاریخ خطیب ” ج 6 ص 352» و این اسحاق بن بهلول تنوخی است که 50000 حدیث از بر بازگو می کرده « تاریخ خطیب ” ج 6 ص 368» و این محمد بن عیسی طباع است که نزدیک به 40000 حدیث از بر داشته « تاریخ بغداد ” ج 2 ص 396» و این حافظ ابن شاهین است که پس از نابود شدن نگاشته هایش بیست یا سی هزار حدیث از بر می نوشته « تاریخ بغداد ” ج 11ص 268» و این حافظ یزید بن هارون است که 24000 حدیث با زنجیره ه های آن از برداشته « شذرات الذهب ” ج 2 ص 16»

و اکنون با من بیائید تا بنگریم اسلامی که زمینه دانش آن به این پهناوری است و برنامه ها و آئین نامه هایش به این فراوانی و دانستنی ها و هنرهایش به این سر شاری، و پیامبری که این ها گفتار و روش او است- و سپرده هایش برای کشاندن مردم به راه شایسته- و بزرگانی که نگاهبان دانش و کیش اند پایگاهشان در این مرز است و پاسداران برنامه ارجمند پیامبر سرگذشتشان چنان است، پس جانشین آن پاک ترین پیامبران چگونه می سزد به جامه های دانش هائی آراسته باشد که کتاب خداوند و آئین نامه پیامبر را باز می نمایند؟ و چه سان می شاید گران بار دانستنی ها و نشانی هائی را بر دوش کشد که پایگاه جانشینی پیامبر نیازمند آن است؟ و چگونه می باید گزارش ها، شیوه ها، بزرگواری ها و سرافرازی های او را همچون مرده ریگ ببرد؟ آیا می شود به 104حدیث بسنده کند؟ آیا توده بیچاره می پذیرند و آیا این اندازه ناچیز، کسانی را که از همه سوی باید برخورداری یابند بی نیاز می دارد و آن زمینه تهی شده را می سازد؟ و آیا آن انبوه دانش های اسلامی را می تواند کسی بنماید که کار و روزگار و نشان نمایانش این است و سرگذشت و برنامه و دانش و بازگو گری اش آن؟ آیا می توان بهانه کسی را پذیرفت که در این جا به پشتیبانی خلیفه برخاسته و گفته “: این که وی کمتر به بازگو گری حدیث ها پرداخته انگیزه اش آن است که روزگاری دراز در سمت جانشینی نبوده است “؟ چه پیوندی هست میان آن که کسی پس از پیامبر- درود و آفرین خدا بر وی و خاندانش- زندگی کوتاهی داشته باشد با این که گزارش ها  او اندک بشود؟ مگر در روزگار خود پیامبر، کسی را از بازگو گری گفته هایش باز می داشتند و زبان یاران نخستین وی را بسته و تا آن گاه که پاک ترین پیامبران خود زنده بود دهان هیچکس را دوخته بودند تا از پراکندن دانش هائی- در زمینه کتاب خداوند و گفتار پیامبر- باز بمانند؟ و مگر کسانی که گزارش های بسیار بازگو می کرده اند کارشان را پس از مرگ او- درود و آفرین خدا بر وی و خاندانش- آغاز نموده اند ؟ پس اندک بودن گزارش های این مرد انگیزه ای ندارد جز همان کمی نیروی گیرنده و کوتاهی در یادگیری و نگاهداری لذا گفته اند : ” از کوزه همان برون تراود که در اوست ”  و  “هر پیمانه ای چون لبالب شد لب پر می زند “. 

( الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 7 ص 155 )

متن عربی

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 155

غایة جهد الباحث:

هذه غایة جهد الباحث عن علم الخلیفة بالسنّة و هذه سعة اطّلاعه علیها، فنحن إذا قسنا مجموع ما ورد عن الخلیفة من الصحیح و الموضوع فی التفسیر و الأحکام و الفوائد من المائة و أربعة أحادیث أو المائة و اثنین و أربعین حدیثاً إلی ما جاء عن النبیّ الأقدس من السنّة الشریفة لتجدها کقطرة من بحر لجِّی، لا تقام بها قائمة للإسلام، و لا تدعم بها أیّ دعامة للدین، و لا تُروی بها غلّة صادٍ، و لا تنحلّ بها عقدة أیّة مشکلة. هذا أبو هریرة، و أنس بن مالک، و عبد اللَّه بن عمر، و عبد اللَّه بن العبّاس، و عبد اللَّه بن عمرو بن العاص، و عبد اللَّه بن مسعود، و و و یروون آلافاً من السنّة النبویّة، فقد أخرج تقیّ بن مخلد فی مسنده من حدیث أبی هریرة فحسب خمسة آلاف و ثلاثمائة حدیث و کسراً «1»، و أبو هریرة لم یصحب النبیّ إلّا ثلاث سنین.

و هذا أحمد بن الفرات کتب ألف الف و خمسمائة ألف حدیث، و انتخب منها ثلاثمائة ألف فی التفسیر و الأحکام و الفوائد. خلاصة التهذیب «2» (ص 9).

و هذا حرملة بن یحیی أبو حفص المصری صاحب الشافعی یروی عن طریق ابن وهب فحسب مائة ألف حدیث. خلاصة التهذیب «3» (ص 63).

و هذا أبو بکر الباغندی یجیب عن ثلاثمائة ألف مسألة فی حدیث رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم. تاریخ بغداد (3/210).

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 156

و هذا الحافظ روح بن عبادة القیسی له أکثر من مائة ألف حدیث. میزان الاعتدال «1» (1/342).

و هذا الحافظ مسلم صاحب الصحیح عنده ثلاثمائة ألف حدیث مسموعة. طبقات الحفّاظ «2» (2/151).

و هذا الحافظ أبو محمد عبدان الأهوازی یحفظ مائة ألف حدیث. تاریخ ابن عساکر «3» (7/288).

و هذا الحافظ أبو بکر بن الأنباری یحفظ ثلاثمائة ألف بیت شاهد فی القرآن، و کان یحفظ مائة و عشرین تفسیراً بأسانیدها. شذرات الذهب «4» (2/316).

و هذا الحافظ أبو زرعة حفظ مائة ألف حدیث کما یحفظ الإنسان قل هو اللَّه أحد، و یقال: سبعمائة ألف حدیث. تاریخ ابن کثیر «5» (11/37)، تهذیب التهذیب «6» (7/33).

و هذا الحافظ ابن عقدة یجیب فی ثلاثمائة ألف حدیث من حدیث أهل البیت علیهم السلام و بنی هاشم حدّث بها عنه الدارقطنی. تذکرة الحفّاظ «7» (3/56).

و هذا الحافظ أبو العبّاس أحمد بن منصور الشیرازی کتب عن الطبرانی

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 157

ثلاثمائة ألف حدیث. تذکرة الحفّاظ «1» (3/122).

و هذا الحافظ أبو داود السجستانی کتب عن النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم خمسمائة ألف حدیث. تذکرة الحفّاظ «2» (2/154).

و هذا عبد اللَّه ابن إمام الحنابلة أحمد سمع من أبیه مائة ألف و بضعة أحادیث. طبقات الحفّاظ «3» (2/214).

و هذا ثعلب البغدادی سمع من القواریری مائة ألف حدیث. طبقات الحفّاظ «4» (2/214).

و هذا أبو داود الطیالسی یملی من حفظه مائة ألف حدیث. شذرات الذهب «5» (2/12).

و هذا أبو بکر الجعابی یحفظ أربعمائة ألف حدیث بأسانیدها و متونها و یذاکر ستمائة ألف حدیث، و یحفظ من المراسیل و المقاطیع و الخطابات قریباً من ذلک. تاریخ ابن کثیر «6» (11/261).

و هذا إمام الحنابلة أحمد عنده أکثر من سبعمائة و خمسین ألفاً. راجع آخر الجزء الأوّل من مسنده «7».

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 158

و هذا الحافظ أبو عبد اللَّه الختّلی یحدّث من حفظه بخمسین ألف حدیث. تاریخ ابن کثیر «1» (11/217).

و هذا یحیی بن یمان العجلی یحفظ عن سفیان أربعة آلاف حدیث فی التفسیر فقط. تاریخ بغداد (14/122).

و هذا الحافظ ابن أبی عاصم یملی من ظهر قلبه خمسین ألف حدیث بعد ما ذهبت کتبه. تذکرة الحفّاظ «2» (2/194).

و هذا الحافظ أبو قلابة عبد الملک حدّث من حفظه ستّین ألف حدیث. طبقات الحفّاظ «3» (2/143).

و هذا أبو العبّاس السرّاج کتب لمالک سبعین ألف مسألة. تاریخ بغداد (1/251).

و هذا الحافظ ابن راهویه یملی سبعین ألف حدیث من حفظه. تاریخ ابن عساکر «4» (2/413).

و هذا الحافظ إسحاق الحنظلی یحفظ سبعین ألف حدیث. تاریخ الخطیب (6/352).

و هذا إسحاق بن بهلول التنوخی یحدّث من حفظه خمسین ألف حدیث. تاریخ الخطیب (6/368).

و هذا محمد بن عیسی الطبّاع کان یحفظ نحواً من أربعین ألف حدیث. تاریخ بغداد (2/396).

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 159

و هذا الحافظ ابن شاهین یکتب من حفظه بعد ما ذهبت کتبه عشرین أو ثلاثین ألف حدیث. تاریخ بغداد (11/268).

و هذا الحافظ یزید بن هارون یحفظ أربعة و عشرین ألف حدیث بأسنادها. شذرات الذهب «1» (2/16).

فهلمّ معی نر أنّ إسلاماً هذه سعة نطاق علمه، و کثرة طقوسه و سننه، و غزارة فنونه و علومه، و نبیّا هذا حدیثه و سنّته، و هذه ودائعه المصلحة لأمّته، و هذا شأن الأعلام أُمناء ودائع العلم و الدین، و هذه سیرة حفظة السنّة الشریفة، کیف یجب أن یتحلّی خلیفة ذلک النبیّ الأقدس بأبراد علوم الکتاب و السنّة؟ و کیف یحقّ أن یکون حاملًا لأعباء علوم مستخلفه و معالمه، وارثاً مآثره و آثاره؟ أ فهل یُقتصر منه علی مائة و أربعة أحادیث؟ أو تقبل الأمّة المسکینة أو تُجدیها هذه الکمیّة الیسیرة من ذلک الحوش الحائش؟ أو یسدّ ذلک الفراغ، و یمثّل تلک العلوم الإسلامیّة الجمّة من هذا شأنه و شعاره، و هذه سیرته و سنّته، و هذا علمه و حدیثه؟ أو یُتلقّی بالقبول عذر المدافع عن الخلیفة بأنّ قلّة حدیثه لقصر مدّة خلافته؟

أیّ صلة بین قصر العمر بعد النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم و قلّة الروایة؟ فإنّ رواة الأحادیث علی العهد النبویّ ما کان حجر علیها، و لم یکن عقال فی ألسن أولئک الصحابة الأوّلین، و لا علی الأفواه أوکیة عن بثّ العلم من الکتاب و السنّة طیلة حیاة النبیّ الأقدس.

و لم یکن المکثرون من الروایة قصروا أحادیثهم علی ما بعد أیّامه صلی الله علیه و آله و سلم، فقلّة حدیث الرجل إن هی إلّا لقلّة تلقّیه، و قصر حفظه، إنّما الإناء ینضح بما فیه، و الأوعیة إذا طفحت فاضت.