اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

تقدم گواهی ابوبکر بر گواهی جبرئیل

متن فارسی

نسفی آورده است که مردی در مدینه بمرد و پیامبر (ص) خواست بروی نماز بگزارد و جبرییل نازل شد وگفت محمد بروی نماز مگزار حضرت نیز از نماز خودداری کرد پس بوبکر آمد و گفت ای پیامبر خدا بر وی نماز گزار که من جز خوبی از او سراغ ندارم پس جبرییل بیامد و گفت محمد بر او نماز گزار که گواهی بوبکر بر گواهی من مقدم است. مصباح الظلام 25 / 2 نزهه المجالس 184 / 2
امینی گوید: با من بیایید تا به حساب گزارشگر این مغلطه‌ها برسیم . گو این که زنجیره ای برای‌آن نمی شناسیم تا میانجیان گزارش را به گفتگو بخواهیم و بپرسیم آیا شهادتی که جبرییل داد از پیش خودش بود؟ که این هم نمی شود زیرا وی فقط امین خدا است در رساندن وحی او و وی را نسزد که از پیش خود برای پیامبر او دستوری بیارد و آنگاه از گواهی خویش بنفع بوبکر چشم بپوشد – اگر هم بگوییم سخن وی وحی خدای پاک بوده – که قاعده هم درباره هر دستوری‌که به پیامبر درستکار می داده چنین اعتقادی باید داشت – در آن صورت نیز تنها به صرف این که گواهی بوبکر بر خلاف آن درآمده آن وحی بزرگ، دروغ باید باشد و این هم گزافگویی است و بر هر پندار، دستور او به راستی و ناگزیر نمودار این بوده است که آن مرده شایستگی ندارد بر وی نماز بگزارند و این دستور هم به گونه منعی صادر شده که حرام بودن عمل را از آن می توان دریافت و حاصلش آن که خدای پاک دشمن می دارد که نماز کسی همچون پیامبر محبوبش را بر چنان مرده ای به آستان وی بالا برند . در این صورت یا بوبکر که با استدلال به ظواهر حال – که در همه جا درست نیست – به شایستگی مردک پی برده و در این مورد مخصوص که‌برداشت وی با وحی خدا ناساز درآمده شکی در بطلان آن نیست اکنون آیا چنین‌برداشتی تواند وحی مبین را ابطال کند. چشم بگشا و داوری کن .

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 7 ص 329)

متن عربی

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 329

3- شهادة أبی بکر و جبرئیل

ذکر النسفی: أنّ رجلًا مات بالمدینة، فأراد النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم أن یصلّی علیه فنزل جبریل و قال: یا محمد لا تُصلّ علیه. فامتنع فجاء أبو بکر فقال: یا نبیّ اللَّه صلّ علیه فما علمتُ منه إلّا خیراً. فنزل جبریل و قال: یا محمد صلّ علیه، فإنّ شهادة أبی بکر مقدّمة علی شهادتی. مصباح الظلام للجردانی) «1» (2/25، نزهة المجالس (2/184).

قال الأمینی: هلمّ معی نناقش راوی هذه السفسطة الحساب بعد أن لم نقف لها علی إسناد نناقش رجاله، و نسائله عن أنّ ما أدّاه جبریل من الشهادة أ کان من عند نفسه، و لم یکن لأمین اللَّه علی وحیه أن یأتی رسوله بشی ء من قِبَل نفسه فحابی أبا بکر بتقدیم شهادته؟ أم کان وحیاً من المولی سبحانه- و هو المطّرد فی کلّ هبوط له إلی الرسول الأمین- فأبطل ذلک الوحی المبین مجازفةً لمحض أنّ أبا بکر شهد بضدّ ما جاء به؟ و أیّا ما کان فإنّ إخباره کان لا محالة عن عدم تأهّل الرجل فی الواقع للصلاة علیه فی صورة نهی مفید للتحریم، و مؤدّاه أنّ اللَّه سبحانه یبغض أن تُرفع إلیه صلاة علی مثله من نبیّه المحبوب، فهل یکون قول أبی بکر بتأهّله المستنبط من ظاهر الحال الذی یخطئ و یصیب، و لا شکّ أنّه مخطئ فی هذا المورد بالخصوص لنزول الوحی بخلافه، فهل یکون قول هذا شأنه مبطلًا للوحی المبین؟ تبصّر و احکم.