اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

تهمت به ابوذر(ره)

متن فارسی

اما این که گزارش سازها به سرور ما ابوذر بسته اند که می گفته باید هر چه را بیشتر از قوت ضروری است یکسره انفاق کرد این از بافته ها و تهمت های ایشان است که نه ابوذر چنان ادعائی داشته ونه مردم را به این کار خوانده و چگونه چنان نسبتی به وی ممکن است با آن که ابوذر از قانون حق، ضرورت زکات را گرفته و پذیرفته بود و آن گاه مگر پرداخت زکات جز با توانگری وداشتن مال زائد بر خرج امکان دارد؟ خداوند پاک می گوید “: از اموال ایشان صدقه ای بگیر تا ایشان را پاک و پاکیزه گردانی ”  که نکره بودن صدقه و نیز کلمه ” از ”  که پیش از اموال آمده نشانه آن است که بایستی مقداری از اموال برای صدقه گرفته شود نه همه آن.

و تازه نصاب هائی که برای تعلق زکات به طلا و نقره و گاو و گوسفند وشتر و گندم و جو و کشمش و خرما معین شده همه دلیل است بر این که بقیه مال بر صاحبش حلال است و خود ابوذر هم درباره احکام زکات احادیثی دارد که بخاری و مسلم و دیگر نگارندگان کتاب های صحیح و نیز احمد و بیهقی و جز ایشان آن ها را آورده اند. پس اگر بعد از دادن زکات واجب هنوز هم انفاق و بخششی واجب باشد پس تعیین کردن آن نصاب ها و کنار گذاشتن آن کمیت ها از اصل مال چه معنی دارد؟ و این موضوع روشنی است که بر هیچ مسلمانی پوشیده نمی ماند تا چه رسد به ابوذر که پیمانه دانش بوده است و با آن احاطه اش به آئین نامه های ارجمند پیامبر. و اگر فرد مکلف، پس از دادن زکات هنوز هم چیزی بر گردن وی واجب باشد که آن را نپرداخته است پس چه معنی دارد آن رستگاری ای که خدای برتر، مومنان را- در صورت پرداخت زکات- به یافتن آن شناسانده و گفته است: راستی که رستگار شدند مسلمانان، همانان که در نمازشان فروتنی می نمایند و همانان که از کارهای بیهوده روی گردانند و همانان که (دستور) زکات را به کار می بندند سوره مومنون آیه 1 تا 4

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 8 ص 473)

 

متن عربی

و أمّا وجوب إنفاق المال الزائد علی القوت کلّه الذی عزاه إلی سیّدنا أبی ذر المختلقون فمن أفائکهم المفتریات، لم یدَّعه أبو ذر و لا دعا إلیه، و کیف یکون ذلک و أبو ذر یعی من شریعة الحقّ وجوب الزکاة؟ و هل یمکن ذلک إلّا بعد الیسار و الوفر الزائد علی المؤن؟ و اللَّه سبحانه یقول: (خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ ) «3» و فی تنکیر الصدقة و (من) التبعیض دلالة علی أنّ المأخوذ بعض المال لا کلّه.

علی أنّ النُصب الزکویّة المضروبة فی النقدین و الأنعام و الغلّات کلّها نصوص علی أنّ الباقی من المال مباح لأربابه، و لأبی ذر نفسه فی آداب الزکاة أحادیث أخرجها البخاری و مسلم و غیرهما من رجال الصحاح و أحمد و البیهقی و غیرهم.فلو کان یجب إنفاق بعد إخراج الزکاة فما معنی التحدید بالنصب و الإخراج

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 474

منها؟ و هذا معنی واضح لا یخفی علی کلّ مسلم، فضلًا عن مثل أبی ذر الذی هو وعاء العلم و المحیط بالسنّة الشریفة.و لو کانت علی المکلّف بقیّة من الواجب بعد الزکاة لم یؤدّها فما معنی الفلاح؟ الذی وصف اللَّه تعالی به المؤمنین: (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ* وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ* وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاةِ فاعِلُونَ ) «1».