اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

تهمت رشید رضا مؤلف کتاب السنه و الشیعه به شیعه در مورد عمل به کتب اربعه

متن فارسی

مؤلف کتاب السنه و الشیعه می گوید: رافضیان پندارند صحیحترین کتاب های آنان چهار کتاب است: کافی، من لا یحضره الفقیه، تهذیب و استبصار و گویند عمل به این کتابهای اخبار چهار گانه، واجب است و نیز عمل به هر روایتی که امامی مذهب نقل کند و اصحاب اخبار از او نقل کرده باشند، واجب است و سید مرتضی، و ابو جعفر طوسی، و فخر الدین که نزد آنها معروف به محقق حلی است، به این موضوع تصریح دارند.

پاسخ علامه امینی: شیعه معتقد است موثق ترین کتب حدیث، کتابهای چهار گانه نامبرده است، اماوجوب عمل به محتویات آن ها یا به هرحدیثی که امامیه روایت کرده باشند و در کتب اخبار آنها تدوین شده باشد، احدی بدان قائل نشده است. و علم الهدی سید مرتضی و شیخ الطائفه ابو جعفر و نجم الدین محقق حلی، از این نسبتی که به آنها داده مبرا هستند. و کتابهای آنان در برابر ما است،در هیچ کدام آنها این تهمت بزرگ یافت نمی شود، و اهل البیت از داخل خانه، آگاهترند (ما از دیگران بهتر می دانیم). گواه این امر، مردود ساختن روایاتی است که از نظر سند یا متن از طرف علمای شیعه، مورد ایراد واقع شده است. و گواه این سخن تقسیم اخبار به چهار قسم: صحیح، حسن، موثق و ضعیف است که از عهد و دانشمند بزرگ جمال الدین السید احمد بن طاوس حسنی و شاگردش آیه الله علامه حلی معمول گردیده.و کاش این مرد از شروح کتب اربعه و در مقدم آنها، از ” مرآت العقول ” شرح کافی علامه مجلسی، آگاه می شد و آنها را مطالعه می کرد تا بداند چگونه در مورد هر سندی علامه مجلسی به اجتهادش در مورد اقسام حدیث رفتار میکند. یا مراجعه به جلد سوم مستدرک حجت بزرگ علامه نوری می کرد، تا او را براه حق ارشاد کند، و راه صحیح را به او، بنماید و او را از بافتن دروغ برامت بزرگ شیعه بدون علم و اطلاع، باز دارد. وی آنگاه کتب اربعه شیعه را به لحاظ اشتمال بر اخبار آحاد، و به لحاظ اینکه پاره ای از رجال اسناد روایات آن را به چیزهائی نسبت داده که غالبا از همه آن نسبت ها، مبرا هستند، و گروهی دیگر را به انحراف مذهبی نسبت داده که انحراف مذهبی آنها با وثاقت آنان در حدیث منافاتی ندارد و شیعه این احادیث را موثق می نامد. در این بین گروهی را هم ضعیف خوانده که روایات مخصوص این گروه محفوف به شواهد صحت است. و عمل محدثان اهل سنت و شیعه در کتب حدیثشان بر همین منوال است.بنابراین، یا این مرد از علم درایه و فنون حدیث بی خبر است یا دوست دارداظهار نادانی نموده، بر اثر تجاهل بتواند بدگوئی کند. اگر او به مقدمه “فتح الباری ” شرح صحیح بخاری ابن حجر و شرح قسطلانی و شرح عینی و شرح مسلم نووی وامثال آن ها می نگریست، بیماری درونیش بهبود می یافت و خامه اش از نشر اباطیل فرو میماند.

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ،ج3،ص384 الی 386)

متن عربی

قال: إنّ الروافض زعموا أنّ أصحَّ کتبهم أربعة: الکافی، و فقه من لا یحضره الفقیه، و التهذیب، و الإستبصار. و قالوا: إنّ العمل بما فی الکتب الأربعة من الأخبار واجبٌ، و کذا بما رواه الإمامیّ و دوّنه أصحاب الأخبار منهم، و نصَّ علیه المرتضی، و أبو جعفر الطوسی، و فخر الدین الملقّب عندهم بالمحقِّق المحلّی «4» (ص 55).

الجواب: تعتقد الشیعة أنّ هذه الکتب الأربعة أوثق کتب الحدیث، و أمّا وجوب العمل بما فیها من الأخبار، أو بکلِّ ما رواه إمامیٌّ و دوّنه أصحاب الأخبار

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 384

منهم فلم یقل به أحدٌ، و عَلَم الهدی المرتضی، و شیخ الطائفة أبو جعفر، و نجم الدین المحقِّق الحلّی أبریاء ممّا قذفهم به، و هذه کتبهم بین أیدینا لا یوجد فی أیٍّ منها هذا البهتان العظیم، و أهل البیت أدری بما فیه.

و یشهد لذلک ردُّ علماء الشیعة لفریق ممّا رُوی من أحادیثهم لطعنٍ فی إسناد أو مناقشةٍ فی المتن، و یشهد لذلک تنویعهم الأخبار علی أقسامٍ أربعة: الصحیح، الحسن، الموثّق، الضعیف، منذ عهد العلَمین جمال الدین السیِّد أحمد بن طاووس الحسنی و تلمیذه آیة اللَّه العلّامة الحلّی.

و لیت الرجل یقف علی شروح هذه الکتب، و فی مقدَّمها مرآة العقول شرح الکافی للعلّامة المجلسی، و یشاهده کیف یحکم فی کلِّ سندٍ بما یؤدّی إلیه اجتهاده من أقسام الحدیث. أو کان یراجع الجزء الثالث من المستدرک للعَلم الحجّة النوریِّ، حتی یرشده إلی الحقِّ، و یعلّمه الصواب، و ینهاه عن التقوّل علی أمّة کبیرة- الشیعة- بلا علمٍ و بصیرةٍ فی أمرها.

ثمَّ زیّف الکتب الأربعة المذکورة بما فیها من الآحاد، و اشتمال بعض أسانیدها علی رجال قذفهم بأشیاء هم بُرآء منها، و آخرین لا یقدح انحرافهم المذهبیّ فی ثقتهم فی الروایة، و أحادیث هؤلاء من النوع الذی تسمِّیه الشیعة بالموثّق، و هناک أناسٌ یُرمَون بالضعف لکن خصوص روایاتهم تلک مکتنفةٌ بأمارات الصحّة، و علی هذا عمل المحدِّثون من أهل السنّة و الشیعة فی مدوّناتهم الحدیثیّة، فالرجل جاهلٌ بدرایة الحدیث و فنونه، أو راقه أن یتجاهل حتی یتحامل بالوقیعة، و لو راجع مقدِّمة فتح الباری فی شرح صحیح البخاری لابن حجر، و شرحه للقسطلانی، و شرحه للعینی، و شرح مسلم للنووی و أمثالها، لوجد فیها ما یشفی غلّته، و کفَّ عن نشر الأباطیل مَدّته «1».

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 385