logo-samandehi

تو را به خدا مرا رها کن تا او را خفه کنم

 ” ابن جوزی ” در ” صفه الصفوه ” 205:2 از ” احمد بن نصر خزاعی ” که یکی از پیشوایان مشهور سنت بود و به سال 231 در گذشته است، نقل کرده که گفته: ” دیوانه ای را دیدم که افتاده. من در گوش او چیزی خواندم. از گوش او یک جنی با من سخن گفت و اظهار داشت: ای ابو عبد الله، ترا بخدا مرا رها کن تا او را خفه بکنم، چرا که به عقیده او قرآن مخلوق است “.

“نویسنده گوید:” چقدر با لطافت وریزه کاری بر باطل دعوت می کند. خدا به آن جنی برکت بدهد که عملش به این درجه رسیده که او عدم خلق قرآن را پذیرفته است. ما خدا را بر بطلان آن عقیده سخیف سپاس می گوئیم. تا امروز کسی پیدا نشده که به این عقیده تمایل کند و آنرا بپذیرد.

 (الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 11 ص 164)

رفتن به بالا