اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

جانشین پیامبر(ص) برترین مخلوقات است

متن فارسی

جانشین پیامبر برترین آفریدگان است

بر شالوده آنچه با گستردگى روشن کردیم جانشین پیامبر بایستى در میان همه پیروانش برترین آفریدگان باشد زیرا اگر در روزگار او کسى در برترى همانند او بود یا از وى افزونى یافت ناگزیر با برگماشتن او بی هیچ انگیزه کسى را برتر از دیگرى انگاشته یا آن را که فروتر است برتر پنداشته ایم.
و تازه اگر یک امام چیزى از آن ویژگی ها را کم داشته باشد، پیش می آید که خود وى نیازمند همان زمینه اى بشود که دانش وى راه به آن ندارد یا بینش او از دریافتن آن در می ماند یا نیروى او از کشیدن آن ناتوان است و آن گاه بزرگترین رستاخیز و گرفتاری ها را باید نگریست که یا یکسره به دستورهاى سر خود پناه می برند و به نگرش‏هاى تهى از روشنگرى روى می کنند یا سخن کسانى را می پذیرند که آنان را در راه راست استوار می دارند، که اگر گونه نخست باشد کارها به سستى و سرگردانى و روگردانى می انجامد و به گونه دوم نیز پایگاهشان از چشم مردم می افتد در امام باید نمونه پیامبر را جست که همیشه از او فرمان برند- و ما هیچ برانگیخته اى نفرستادیم مگر آنکه با دستور خداوند فرمان او را ببرند «1»- که فرمانبرى از امام را در کنار فرمانبرى از خدا و برانگیخته اش نهاده، همانجا که- خداى برتر از پندار- گفته: خدا را فرمان برید و برانگیخته را فرمان برید و کسانى را از میان شما که سرپرست کار هستند «2» و این براى آن است
که بتواند آئین‏هاى خداوندى را در مرزهاى خود بر پاى دارد، و بیهودگی ها را از میان بزداید و چه بسا نادانى او چنان زمینه را تهى و باز بگذارد که مردم در درستى کیشى که آنان را به خود می خواند دو دل شوند زیرا می بینند سرپرستى که دیگران را به پیروى از آن آواز می دهد نمی تواند از آن پاسدارى کند و چون و چراهائى را که روى به آن دارد بزداید.
پس بر بنیاد آنچه گذشت باید همه منش‏هاى برتر را به رساترین گونه اى در خود گرد آرد و بر همگان از توده برترى یابد: «بگو آیا برابرند آنان که می دانند و آنان که نمی دانند «1» بگو آیا کور با بینا برابر است و آیا تاریکى با روشنائى یکسان است «2» و آیا کسى که مردم را به سوى راستى راه می نماید براى پیشوائى سزاوارتر است یا آنکه تا او را راه ننمایند راه نمی یابد؟ شما را چه شده و چگونه داورى می کنید. «3»

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏7، ص: 185

متن عربی

و مقتضى هذا البیان الضافی أن یکون الخلیفة أفضل الخلیقة أجمع فی أمّته، لأنّه لو کان فی وقته من یماثله فی الفضیلة أو من ینیف علیه استلزم تعیینه الترجیح بلا مرجّح أو التطفیف فی کفّة الرجحان.

على أنّ الإمام لو قصر فی شی‏ء من تلک الصفات لأمکن حصول حاجته إلى المورد الذى نبا عنه علمه، أو تضاءلت عنه بصیرته، أو ضعفت عنه منّته، فعندئذٍ الطامّة الکبرى من الفتیا المجرّدة، و الرأی لا عن دلیل، أو الأخذ عمّن یسدّده، و فی الأوّل العیث و الفشل، و فی الثانی سقوط المکانة، و قد أخذ فی الإمام مثل النبی أن یکون بحیث یُطاع (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ‏) «3» و قرنت طاعة الإمام بطاعة اللَّه و رسوله فی قوله تعالى: (أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ‏) «4»

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏7، ص: 185

و ذلک لیمکنه إقامة الحدود الإلهیّة، و دحض الأباطیل، و ربما تسرّبت الشبهة عن جهله إلى نفس الدعوة و حقیقة الدین إن کان عمیده الداعی إلیه یقصر عن الدفاع عنه و إزاحة الشکوک المتوجّهة إلیه.

فکلّ هذا یستدعی کماله فی الصفات الکمالیّة کلّها فیفضل على الأمّة جمعاء، (قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ‏) «1» (قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُماتُ وَ النُّورُ) «2» (أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدى‏ فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ‏) «3