اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

ابن جبر مصری

متن فارسی

ابن جبر مصری، از شعراء دیار مصر است که در عهد خلیفه فاطمی مستنصر باللّه می‌زیسته در سال 420 هجری متولد و در 487 درگذشته. مقریزی در خطط ج 2/365 یکی از مراسم افتتاح خلیج را در ایام مستنصر یاد می‌کند و می‌گوید:
شاعری که بنام ابن جبر معروف بود، قصیده‌ای انشاء کرد که از آن جمله است:

– خلیج را بگشود، و آب سیلاب کشید، پرچم سپیدش باهتزاز آمد.
– آبشخورش صاف و مهنا شد، گویا دست عطای سرورمان بود.
– مردم زبان به اعتراض گشودند که از خلیج جز آب برنیاید، این چه شعری است، شاعر از خواندن بازماند و بقیه قصیده ناخوانده ماند.

«غدیریه» های دیگری از شعراء قرن پنجم امثال: ابن طوطی واسطی، خطیب منبجی، علی بن احمد مغربی، یافت شد که در مناقب ابن شهرآشوب، تفسیر ابو الفتوح رازی، صراط المستقیم بیاضی، در النظیم ابن حاتم دمشقی و غیر آن پراکنده است، ولی از نقل آن صرف‏نظر شد، از این رو که شرح حال و تاریخ زندگی آنان نامعلوم بود، این قدر هست که همگان در شمار سرایندگان غدیراند که حدیث را در قصائد شیوایشان یاد کرده و از لفظ «مولی» معنی امامت و زعامت کبرای دینی و اولویت در امور دین و دنیا را دریافت کرده‌اند.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 424

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 424

الشاعر

ابن جبر المصری أحد شعراء مصر على عهد الخلیفة الفاطمی المستنصر باللَّه، المولود سنة (420) و المتوفّى (487)، ذکر المقریزی فی الخطط ( «2») (2/365) موسماً من مواسم فتح الخلیج فی أیّام المستنصر و قال: و تقدّم شاعر یقال له ابن جبر، و أنشد قصیدةً منها:

فُتِحَ الخلیجُ فسالَ منه الماءُ             و علت علیه الرایةُ البیضاءُ

فصفت مواردُه لنا فکأنّه             کفُّ الإمامِ فعرفُها الإعطاءُ

فانتقد الناس علیه فی قوله: فسال منه الماء و قالوا: أیّ شی‏ء یخرج من البحر غیر الماء؟ فضیع ما قاله بعد هذا المطلع.

و هناک قصائد غدیریّة لابن طوطی الواسطی، و الخطیب المنبجی، و علیّ بن أحمد المغربی، من شعراء القرن الخامس توجد مبثوثة فی مناقب ابن شهرآشوب و تفسیر أبی الفتوح الرازی، و الصراط المستقیم للبیاضی، و الدرّ النظیم فی الأئمّة اللهامیم لابن حاتم الدمشقی، و غیرها لم نذکرها لعدم عرفاننا بترجمة أولئک الشعراء و تاریخ حیاتهم؛ غیر أنّهم من شعراء هذه الأثارة- مأثرة الغدیر- و منضّدی عقودها، و ناظمی حدیثها، من الذین استفادوا من لفظه معنى الإمامة و المرجعیّة الکبرى فی الدین، و الأولویّة بالناس من أنفسهم.