اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۵ آذر ۱۴۰۱

جنایت های یزید بن معاویه

متن فارسی

کسی ولیعهد که نه تنها هیچگونه صلاحیتی برای تصدی چنین مقام مهمی نداشت، بلکه به پست ترین رذلائل آلوده بوده و بی عفت و بی آزرم و همنشین کنیزکان مطرب و آوازه خوان، سگبازی می کرد و دیگر کارهای زشت و احمقانه. اینها را مردم می دانستند و در افکار عمومی کاملا رسوا بود. بسیاری اشخاص او را با ذکر همین خصوصیات معرفی کرده بودند. کافی است به شهادت هیئت نمایندگی مدینه توجه کنیم هیئتی که مردم آن سامان به دمشق نزد یزید رفته بود و در میان آن شخصیت هائی چون عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه، عبدالله بن ابی عمرو مخزومی، منذر بن زبیر،
و دیگر اعیان مدینه قرار داشتند. یزید آنان را گرامی داشت و بسیار احترام کرد و هدایای گرانبها داد. از نزدیک ناظر کارهایش بودند و او را به خوبی شناختند و همگی جز ” منذر ” به مدینه بازگشتند. چون این هیئت وارد مدینه شد یکایک اعضایش در میان خلق به نطق ایستاده شروع کردند به شرح کارهای زشت یزید و بدگوئی او. گفتند: ما از پیش کسی می آئیم که دین ندارد، شراب می خورد، ساز می زند، و در حضورش کنیزان ساز می نوازد، سگبازی می کند، وبا اوباش نشست و بر خواست دارد و آنها راهزنان وگردن کلفت ها هستند. ما شمارا شاهد می گیریم که او را برکنار و بی اعتبار می نمائیم. در نتبجه، مردم به پیروی از ایشان، یزید راخلع کردند.

عبدالله بن حنظله- صحابی عالیقدر- که او را پارسا نامیده اند و در قیام ” حره ” شهید گشت در نطقش گفت: هموطنان از خدای یگانه بی شریک بترسید و پرهیزگاری کنید. بخدا قسم از قیام علیه یزید آنقدر خودداری کردیم که ترسیدیم از آسمان سنگ بر سرمان فرو ریزد. او کسی است که مادر و دختر وچند خواهر را با هم بازدواج خویش درمی آورد و شراب می خورد و نماز را ترک می کند. بخدا اگر از مردم کسی با من نبود باز در راه خدا و علیه او به نیکوترین وجهی قیام و مبارزه می کردم. وقتی به مدینه رسید و مردم از او پرسیدند که او را چگونه دیدی؟ گفت:من از نزد کسی می آیم که بخدا اگرهمراهی جز همین فرزندانم نیابم با آنان علیه او جهاد خواهم کرد.
منذربن زبیر چون به مدینه وارد شد گفت: یزید به من جایزه ای بملغ یک صد هزار داده است و این سبب نمی شود که ماهیت او را به اطلاع شما برسانم. بخدا او شراب می خورد، بخدا آنقدر مست می کند که نمازش را ترک می نماید.
عتبه بن مسعود به ابن عباس گفت: با یزید که شراب می خورد و با کنیزان مطرب سرگرم هوسبازی میشود و با خونسردی و گستاخی دست به کارهای زشت می زند بیعت می کنی؟ گفت: به، مگر فراموش کردی که چه گفتم؟ بسیار شرابخوار و بدتر از شرابخوار خواهد آمد که شما باشتاب با او بیعت خواهید کرد. هان بخدا من شما را از آن منع می کنم و پرهیز می دهم در عین حالی که می دانم شما مرتکب خواهید شد، تا آنکه آن قرشی بدار آویخته را در مکه بدار آویزند- و مقصودش عبدالله بن زبیر بود.
کارهای زشت یزید مخفیانه صورت نمی گرفت تا از کسی هر چند دور باشد پنهان بماند یا کسی بتواند ندیده بگیرد. با این وصف نزدیکترین کسان یعنی پدرش همه آنها را ندیده و نبوده انگاشت، و در برابر افکار عمومی و بر جسته ترین شخصیت های جامعه خواست پرده پوشی کند بنا کرد تعریف از فضل و کمالاتش و از سیاست دانیش، تا سخنگوی دین و نماینده حق و فضیلت، حسین بن علی (ع) بر دهانش کوبید و پرده از رسوائی های یزید برگرفت و عریان نمایانش ساخت. خود معاویه در نامه پسرش را توبیخ می کند و زشتکاریش را برون از حد و غیر قابل تحمل می داند. می نویسد: بدان ای یزید اولین چیزی که مستی از تو سلب می کند شناخت هنگام و موارد شکر گزاری خدا بر نعمت های پیاپی او است و این سلب معرفت، بزرگترین آسیب و مصیبتی سهمناکی است که آدمی نمازی راکه باید در اوقات معین بجای آورد ترک کند. و ترک نماز از بزرگترین آفت های مستی و میگساری است و پس از آن این آفت که آدمی کارهای بد را خوب می پندارد و مرتکب گناه می شود و چیزها و امور پنهان کردنی را بیرون می اندازد و راز را افشا می نماید. بنابر این خود را از این که در پنهانکاری انجام می دهی در امان و بی مخاطره مپندار. و بکار خود ادامه مده….
با توجه به همین رذائل و رسوائیهای شهره یزید بوده که حسن بصری- چنانکه پیشتر گذشت تعیین او را به حکومت، یکی از چهار گناه سهمگین و تبهکاری معاویه شمرده است.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 359

متن عربی

نعم؛ تمّت تلک البیعة المشومة مع فقدان أیّ جدارة و حنکة فی یزید، تؤهّله لتسنّم عرش الخلافة علی ما تردّی به من ملابس الخزی و شیة العار، من معاقرة

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 359

الخمور، و مباشرة الفجور، و منادمة القیان ذوات المعازف، و مهارشة الکلاب، إلی ما لا یتناهی من مظاهر الخزایة، و قد عرفته الناس بذلک کلّه منذ أولیاته و عرّفه به أُناس آخرون، و حسبک شهادة وفدٍ بعثه أهل المدینة إلی یزید، و فیهم: عبد اللَّه بن حنظلة غسیل الملائکة، و عبد اللَّه بن أبی عمرو المخزومی، و المنذر بن الزبیر، و آخرون کثیرون من أشراف أهل المدینة، فقدموا علی یزید فأکرمهم، و أحسن إلیهم، و أعظم جوائزهم، و شاهدوا أفعاله، ثم انصرفوا من عنده و قدموا المدینة کلهم إلّا المنذر، فلمّا قدم الوفد المدینة قاموا فیهم، فأظهروا شتم یزید و عتبة «1»، و قالوا: إنّا قدمنا من عند رجل لیس له دین، یشرب الخمر، و یعزف بالطنابیر، و یضرب عنده القیان، و یلعب بالکلاب، و یُسامر الحُرّاب- و هم اللصوص و الفتیان- و إنّا نُشهدکم أنّا قد خلعناه، فتابعهم الناس «2».

و قال عبد اللَّه بن حنظلة، ذلک الصحابیّ العظیم المنعوت بالراهب، قتیل یوم الحرّة یومئذٍ: یا قوم اتّقوا اللَّه وحده لا شریک له، فو اللَّه ما خرجنا علی یزید حتی خفنا أن نرمی بالحجارة من السماء، إنّ رجلًا ینکح الأُمّهات و البنات و الأخوات، و یشرب الخمر، و یدع الصلاة، و اللَّه لو لم یکن معی أحد من الناس لأبلیت للَّه فیه بلاءً حسناً «3».

و لمّا قدم المدینة أتاه الناس، فقالوا: ما وراءک؟ قال: أتیتکم من عند رجل، و اللَّه لو لم أجد إلّا بنیّ هؤلاء لجاهدته بهم «4».

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 360

و قال المنذر بن الزبیر لمّا قدم المدینة: إنّ یزید قد أجازنی بمائة ألف، و لا یمنعنی ما صنع بی أن أُخبرکم خبره، و اللَّه إنّه لیشرب الخمر، و اللَّه إنّه لیسکر حتی یدع الصلاة «1».

و قال عتبة بن مسعود لابن عبّاس: أ تبایع یزید و هو یشرب الخمر، و یلهو بالقیان، و یستهتر بالفواحش؟ قال: مه فأین ما قلت لکم؟ و کم بعده من آتٍ ممّن یشرب الخمر، أو هو شرّ من شاربها، أنتم إلی بیعته سراع، أما و اللَّه إنّی لأنهاکم و أنا أعلم أنّکم فاعلون، حتی یصلب مصلوب قریش بمکة- یعنی عبد اللَّه بن الزبیر «2».

نعم: لم یک علی مخازی یزید من أوّل یوم حجاب مسدول یُخفیها علی الأباعد و الأقارب، غیر أنّ أقرب الناس إلیه- و هو أبوه معاویة- غضّ الطرف عنها جمعاء، و حسب أنّها تخفی علی الملأ الدینیّ بالتمویه، و طفق یذکر له فضلًا و علماً بالسیاسة، فجابهه لسان الحقّ، و إنسان الفضیلة، حسین العظمة، بکلماته المذکورة فی صفحة (248 و 250) و معاویة هو نفسه یندّد بابنه فی کتاب کتبه إلیه، و منه قوله: اعلم یا یزید: إنّ أوّل ما سلبکه السکر معرفة مواطن الشکر للَّه علی نعمه المتظاهرة، و آلائه المتواترة، و هی الجرحة العظمی، و الفجعة الکبری: ترک الصلوات المفروضات فی أوقاتها، و هو من أعظم ما یحدث من آفاتها، ثم استحسان العیوب، و رکوب الذنوب، و إظهار العورة، و إباحة السرّ، فلا تأمن نفسک علی سرّک، و لا تعتقد علی فعلک «3».

فنظراً إلی ما عرفته الأُمّة من یزید، من مخازیه و ملکاته الرذیلة، عدّ الحسن البصری استخلاف معاویة إیّاه من موبقاته الأربع، کما مرّ حدیثه فی صفحة (225).