اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۳۰ تیر ۱۴۰۳

جهل خلیفه به معنای کلمه «أبّ»

متن فارسی

ندانستن خلیفه دوم معنای « أبّ » را

از انس بن مالک گوید: که عمر بالای منبر قرائت کرد : « فأنبتنا فیها حبا و عنبا و قضبا و زیتونا و نخلا و حدائق غلبا و فاکهة و أبّا » پس ما رویانیدیم در زمین دانه و انگور و نوعی خرما و زیتون و درخت خرما و باغهای پر درخت و میوه و چراگاه را ” سوره عبس آیه 32- 28 ” گفت : همه اینها را شناختیم پس « أبّ » چیست ؟ سپس عصائی که در دستش بود انداخت و گفت : این به جان خدا قسم آن تکلف و کار دشواری است ! پس چه عیبی دارد برای تو اگر ندانستی « أبّ » چیست ؟ پیروی کنید آنچه بیان شده برای شما و هدایت و رهنموئی آن از قرآن است پس عمل به آن کنید و آنچه نشناخته اید پس آن را واگذار به پروردگارش کنید.

و در عبارت دیگر

انس گوید: عمر در حالیکه نشسته بود در میان اصحابش تلاوت کرد این آیه را « فانبتنا فیها حبا و عنبا و قضبا و زیتونا و نخلا و حدائق غلبا و فاکهه و أبّا » سپس گفت : تمام این ها را شناختیم پس « أبّا » چیست ؟ گوید: و در دستش عصائی بود که به زمین می زد پس گفت : این به جان خدا قسم که کار زور و دشواری است پس آی مردم بگیرید آنچه را که برای شما بیان شده و عمل کنید به آن و آنچه را که نشناخته اید پس آن را به پروردگارش واگذارید.

و در لفظ دیگر

عمر قرائت کرد « …و فاکهة و أبّا » پس گفت : این فاکهه را ما شناختیم که میوه است پس« أبّا » چیست ؟ آن گاه گفت : ساکت باشید که ما از کار دشوارمنع شده ایم و در” النهایه” است : ما تکلیف نشدیم و ما مامور به این نگشته ایم.

و در تعبیر دیگر

عمر… خواند این آیه را پس گفت: تمام اینها را شناختیم پس« أبّا » چیست ؟ سپس ول کرد چیزی که در دستش بود و گفت: این به جان خدا قسم که کار دشواری است و چیست برتو ای پسر مادر عمر اگر ندانی « أبّا » چیست ؟ سپس گفت : پیروی و اطاعت کنید آنچه برای شما از قرآن بیان شده و آنچه بیان نشده پس آن را واگذارید.

ودر لفظ محب طبری آمده است : سپس گفت : آرام ما منع از تکلف و کار دشوار شده ایم ! ای عمر این از تکلف و کارهای سخت است و باکی بر تو نیست اگر ندانستی « أبّا »  چیست.

و از ثابت اینکه : مردی سئوال کرد از عمر بن خطاب از قول خدای تعالی « … و فاکهة و أبّا »  أبّ چیست ؟ پس عمر گفت ما نهی شده ایم از کنجکاوی کردن و کارهای سخت.

مدارک این تحفه خبر

این خبرها را نقل کرده است سعید بن منصور در سننش و ابو نعیم در””المستخرج”” و ابن سعد و عبد بن حمید و ابن انباری و ابن المنذر، و ابن مردویه، و بیهقی در شعب الایمان، و ابن جریر در تفسیرش ج 3 ص 38 و حاکم در مستدرک ج 2 ص 514 و آن را صحیح دانسته و ذهبی در تلخیصش آن را ثبت کرده و خطیب در تاریخ بغدادش ج 11 ص 468، و زمخشری در کشاف ج 3 ص 253 و محب الدین طبری در الریاض النضره ج 2 ص 49 نقل از بخاری و بغوی و مخلص ذهبی و شاطبی در ” الموافقات ج 1 ص 25- 21و ابن الجوزی در سیره عمر ص 120.، و ابن الاثیر در ” النهایه ” ج 1 ص 10 و ابن تیمیه در مقدمه اصول تفسیر ص 30 و ابن کثیر در تفسیرش ج 4 ص 473 وآن را صحیح دانسته و خازن در تفسیرش ج4 ص 374، و سیوطی در الدر المنثور ج6 ص 317- از جمعی از حافظین یاد شده، و در کنز العمال ج 1 ص 227 نقل از سعید بن منصور و ابن ابی شیبه، و ابی عبیده در فضائلش، و ابن سعد در طبقاتش، و عبد بن حمید، و ابن المنذر و انباری در مصاحف و حاکم و بیهقی در شعب الایمان و ابن مردویه وابو السعود در تفسیرش- حاشیه تفسیر رازی- ج 8 ص 389 و گوید: و روایت شده نظیر این برای ابوبکر بن ابی قحافه نیز و قسطلانی در ارشاد الساری ج 10 ص 298 نقل از ابو نعیم نموده و عبد بن حمید و عینی در ” عمدة القاری” ج 11 ص. 468 و ابن حجر در ” فتح الباری ” ج 13 ص 23 و گوید: گفته شده که « أبّ » عربی نیست و تائید می کند این را مخفی بودن آن بر مثل ابوبکر وعمر.

امینی گوید: چگونه مخفی شده این گفته ای که ابن حجر آمده به آن بر همه پیشوایان لغت عربیه پس داخل کرده اند کلمه« أبّ » را در کتب لغاتشان بدون هیچ اشاره ای به دخیل بودن آن. فرض کن که « أبّ » عربی نیست پس آیا قول خدای تعالی در تفسیر آن و ما قبل آن « متاعا لکم و لانعامکم » خوراک برای شما و چهارپایان شما هم عربی نیست ؟ پس ابوبکر و عمر در این موقع چه عذری دارند در مخفی بودن آن بر آنها و چطور تائید می شود به آن قول گوینده ؟ بلی ابن حجر خوشش می آید که دفاع کند از ایشان و اگر به زورگوئی بر لغت عرب و نفی عربی بودن آن باشد ، شایسته تامل است !!

این حدیث را بخاری در صحیح خود نقل کرده جز اینکه برای پنهان کردن نادانی خلیفه به کلمه « أبّ » اول حدیث را حذف کرده است و ذیل و آخر آن را نقل کرده و زورگوئی کرده بعد از نهی از زورگوئی کردن ! و مهم نیست او را نادانی امت در این موقع به مفاد گفته عمر . گوید : از قول انس که : ما پیش عمر بودیم پس گفت ما نهی شدیم از زورگوئی و کار دشوار.

و چه اندازه و چه بسیار است در صحیح بخاری از حدیث هائی که دست تحریف با آن بازی نموده است ، و به زودی بسیاری از آن را خواهی دید.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 143

متن عربی

6- جهل الخلیفة بمعنی الأبّ

عن أنس بن مالک قال: إنّ عمر قرأ علی المنبر: (فَأَنْبَتْنا فِیها حَبًّا* وَ عِنَباً وَ قَضْباً* وَ زَیْتُوناً وَ نَخْلًا* وَ حَدائِقَ غُلْباً* وَ فاکِهَةً وَ أَبًّا

) «6»، قال: کلّ هذا عرفناه، فما الأبّ؟ ثمّ رفض عصاً کانت فی یده فقال: هذا لعمر اللَّه هو التکلّف، فما علیک أن لا تدری ما الأبّ؟ اتّبعوا ما بُیِّن لکم هداه من الکتاب فاعملوا به و ما لم تعرفوه فکِلوه إلی ربِّه.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 143

و فی لفظ:

قال أنس: بینا عمر جالسٌ فی أصحابه إذ تلا هذه الآیة: (فَأَنْبَتْنا فِیها حَبًّا* وَ عِنَباً وَ قَضْباً* وَ زَیْتُوناً وَ نَخْلًا* وَ حَدائِقَ غُلْباً* وَ فاکِهَةً وَ أَبًّا

)، ثمّ قال: هذا کلّه عرفناه، فما الأبّ؟ قال: و فی یده عصیّة یضرب بها الأرض فقال: هذا لعمر اللَّه التکلّف، فخذوا أیّها الناس بما بُیِّن لکم فاعملوا به، و ما لم تعرفوه فکِلوه إلی ربّه.

و فی لفظ:

قرأ عمر (وَ فاکِهَةً وَ أَبًّا

)، فقال: هذه الفاکهة قد عرفناها، فما الأبُّ؟ ثمّ قال: مه نُهینا عن التکلّف، و فی النهایة: ما کلّفنا و ما أُمرنا بهذا.

و فی لفظ:

إنّ عمر رضی الله عنه قرأ هذه الآیة فقال: کلّ هذا قد عرفناه، فما الأبّ؟ ثمّ رفض عصاً کانت بیده و قال: هذا لعمر اللَّه التکلّف، و ما علیک یا ابن أمّ عمر أن لا تدری ما الأبّ؟ ثمّ قال: اتّبعوا ما تبیّن لکم من هذا الکتاب و ما لا فدعوه.

و فی لفظ المحبّ الطبری: ثمّ قال: مه قد نُهینا عن التکلّف، یا عمر إنّ هذا من التکلّف، و ما علیک ألّا تدری ما الأبّ؟ و عن ثابت: أنّ رجلًا سأل عمر بن الخطّاب عن قوله (وَ فاکِهَةً وَ أَبًّا

)، ما الأبّ؟ فقال عمر: نُهینا عن التعمّق و التکلّف.

هذه الأحادیث أخرجها «1» سعید بن منصور فی سننه، و أبو نعیم فی المستخرج،

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 144

و ابن سعد، و عبد بن حمید، و ابن الأنباری، و ابن المنذر، و ابن مردویه، و البیهقی فی شعب الإیمان، و ابن جریر فی تفسیره (30/38)، و الحاکم فی المستدرک (2/514)، و صحّحه هو و أقرّه الذهبی فی تلخیصه، و الخطیب فی تاریخه (11/468)، و الزمخشری فی الکشّاف (3/253)، و محبّ الدین الطبری فی الریاض النضرة (2/49) نقلًا عن البخاری و البغوی و المخلص الذهبی، و الشاطبی فی الموافقات (1/21، 25)، و ابن الجوزی فی سیرة عمر (ص 120)، و ابن الأثیر فی النهایة (1/10)، و ابن تیمیّة فی مقدّمة أُصول التفسیر (ص 30)، و ابن کثیر فی تفسیره (4/473) و صحّحه، و الخازن فی تفسیره (4/374)، و السیوطی فی الدرِّ المنثور (6/317) عن جمع من الحفّاظ المذکورین، و فی کنز العمّال (1/227) نقلًا عن سعید بن منصور، و ابن أبی شیبة، و أبی عبید فی فضائله، و ابن سعد فی طبقاته، و عبد بن حمید، و ابن المنذر، و الأنباری فی المصاحف، و الحاکم، و البیهقی فی شُعب الإیمان، و ابن مردویه، و أبو السعود فی تفسیره- هامش تفسیر الرازی- (8/389) و قال: و روی مثل هذا لأبی بکر بن أبی قحافة أیضاً، و القسطلانی فی إرشاد الساری (10/298) نقلًا عن أبی نعیم، و عبد بن حمید، و العینی فی عمدة القاری (11/468)، و ابن حجر فی فتح الباری (13/230) و قال: قیل: إنّ الأبّ لیس بعربیّ و یؤیّده خفاؤه علی مثل أبی بکر و عمر.

قال الأمینی: کیف خفی هذا القیل الذی جاء به ابن حجر علی أئمّة اللغة العربیّة جمعاء فأدخلت الأبّ فی معاجمها من دون أیِّ إیعاز إلی کونه دخیلًا، هب أنّ الأبّ غیر عربیّ فهل قوله تعالی فی تفسیره و ما قبله (مَتاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعامِکُمْ

)، لیس بعربیّ

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 145

أیضاً؟ فما عذر الشیخین عندئذٍ فی خفائه علیهما؟ و کیف یؤیّد به قول القائل؟ نعم؛ یروق ابن حجر أن یدافع عنهما و لو بالتهکّم علی لغة العرب و نفی کلمتها عنها.

لفت نظر:

هذا الحدیث أخرجه البخاری فی صحیحه «1»، غیر أنّه ستراً علی جهل الخلیفة بالأبِّ حذف صدر الحدیث و أخرج ذیله، و تکلّف بعد النهی عن التکلّف، و لا یهمّه جهل الأُمّة عندئذٍ بمغزی قول عمر، قال: عن أنس قال: کُنّا عند عمر فقال: نُهینا عن التکلّف.

و کم و کم فی صحیح البخاری من أحادیث لعبت بها یدُ تحریفه؟ و سیوافیک غیر واحد منها.