اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۶ آذر ۱۴۰۴

دانش عمر درباره غسل جنابت

متن فارسی

از رفاعه بن رافع نقل شده که گفت: در آن میان که من پیش عمر بن خطاب بودم مردی وارد بر او شد و گفت: ای امیر مومنین، این زید بن ثابت است که در مسجد نشسته و فتوا می دهد برایش در غسل جنابت کسی که آمیزش می کند ولی انزال منی از او نمی شود، پس عمر گفت او را بیاورید پیش من پس زید آمد و چون عمر او را دید گفت ای دشمن خودت بمن رسیده که برای خودت فتوا می دهی مردم را پس زید گفت ای امیرمومنین، به خدا قسم من این کار را نکردم لکن من شنیدم از عموهایم حدیث پس حدیث کردم آن را از ابی ایوب و از ابی بن کعب و از رفاعه بن رافع، پس عمر رو کرد به رفاعه بن رافع و گفت: و شما این کار را می کنید هرگاه یکی از شما آمیزش کرد با زنش پس کسل شد و آبش نیامد غسل نکند، پس گفت: ما درزمان رسول خدا صلی الله علیه و آله این کار را می کردیم و در آن برای ما حرمتی و منعی نیامد و از رسول خدا صلی الله علیه و آله هم در آن نهیی نشد، گفت: آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله این را می دانست، گفت: نمی دانم، پس عمر فرمان داد به جمع شدن مهاجرین و انصار، پس همگی جمع شدند پس مشورت کرد با ایشان پس مردم گفتند که در این کار غسلی نیست مگر آنچه ازمعاذ و علی که رضوان خدا بر آنها باد نقل شده که آنها گفتند وقتی ختان و سر حشفه و ختنه گاه از ختنه گاه زن تجاوز کرد و داخل شد غسل واجب شود پس عمر گفت: این و شما اصحاب بدر و شما اختلاف کردید پس بعد از شما اختلاف شدیدتر خواهد بود گوید: پس علی علیه السلام فرمود: ای امیر مومنین:
هیچکس داناتر به این موضوع از آنکه از رسول خدا صلی الله علیه و آله از همسرانش پرسیده نیست، پس فرستاد نزد حفصه، پس گفت مرا علمی به این مسئله نیست پس پیش عایشه فرستاد، پس عایشه گفت: اذا جاوز الختان فقد وجب الغسل ” هر گاه سرختنه گاه بگذرد از ختنه گاه غسل واجب شود، پس عمر گفت: نشنوم مردی را که این کار را بکند مگر آنکه او را با شلاق زدن به درد می آورم، و در لفظی: به من نرسد که کسی این کار را کرده و غسل نمی کند مگر آنکه به عنوان عقوبت شکنجه می کنم.
احمد امام حنبلی ها در مسندش ج 5 ص 15 نقل کرده آن را و ابن ابی شیبه در تصنیفش و ابوجعفر طحاوی در معانی الآثار و حکایت کرده آن را از دو نفر آخری عینی در عمده القاری ج 2 ص 72 و یاد کرده آن را قاضی ابوالمجالس در ” المنتصر من المختصر من مشکل الاثار ج 1 ص 51 و هیثمی نقل کرده آنرا از طریق احمد و طبرانی در الکبیر و گفته راویان احمد تمامی مورد اعتمادند، رجوع کن: مجمع الزوائد ج 1 ص 266 و الاجابه زرکشی ص 84.
این روایت هم افشاء و اظهار میکند بی معرفتی این گروه اصحاب را که با ایشان خلیفه مشورت نموده به حکم شرعی و در مقدم ایشان شخص خلیفه است، سوای امیرالمومنین علی علیه السلام و معاذ و عایشه، و چه اندازه فرق است بین بی معرفتی خلیفه به مثل این حکمی که لازم است مکلف آن را بشناسد پیش از بسیاری از واجبات و بین بی معرفتی غیر او برای آنکه مردم به او اقتداء و تاسی می کنند در احکام نه به غیر او.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 369

متن عربی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 369

79- جهل الخلیفة بالغسل من الجنابة

عن رفاعة بن رافع، قال: بینا أنا عند عمر بن الخطّاب رضی الله عنه إذ دخل علیه رجل فقال: یا أمیر المؤمنین هذا زید بن ثابت یفتی الناس فی المسجد برأیه فی الغسل من الجنابة- فی الذی یجامع و لا ینزل- فقال عمر: علیّ به. فجاء زید، فلمّا رآه عمر قال: أی عدوّ نفسه قد بلغت أنّک تفتی الناس برأیک. فقال: یا أمیر المؤمنین باللَّه ما فعلت، لکنّی سمعت من أعمامی حدیثاً فحدّثت به من أبی أیّوب، و من أُبیّ بن کعب، و من رفاعة بن رافع. فأقبل عمر علی رفاعة بن رافع فقال: و قد کنتم تفعلون ذلک إذا أصاب أحدکم من المرأة فأکسل لم یغتسل؟ فقال: قد کنّا نفعل ذلک علی عهد رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فلم یأتنا فیه تحریم و لم یکن من رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فیه نهی. قال: رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم یعلم ذلک؟ قال: لا أدری. فأمر عمر بجمع المهاجرین و الأنصار فجُمِعوا له فشاورهم، فأشار الناس أن لا غسل فی ذلک إلّا ما کان من معاذ و علیّ فإنّهما قالا: إذا جاوز الختان الختان فقد وجب الغسل. فقال عمر رضی الله عنه: هذا و أنتم أصحاب بدر و قد اختلفتم فمن بعدکم أشدّ اختلافاً. قال: فقال علیّ رضی الله عنه: «یا أمیر المؤمنین إنّه لیس أحد أعلم بهذا من شأن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم من أزواجه». فأرسل إلی حفصة، فقالت: لا علم لی بهذا، فأرسل إلی عائشة، فقالت: إذا جاوز الختان الختان فقد وجب الغسل، فقال عمر رضی الله عنه: لا أسمع برجل فعل ذلک إلّا أوجعته ضرباً. و فی لفظ: لا یبلغنی أنّ أحداً فعله و لا یغتسل إلّا أنهکته عقوبة.

أخرجه «1» أحمد إمام الحنابلة فی مسنده (5/115)، و ابن أبی شیبة فی مصنّفه،

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 370

و أبو جعفر الطحاوی فی معانی الآثار، و حکاه عن الأخیرین العینی فی عمدة القاری (2/72)، و ذکره القاضی أبو المجالس فی المعتصر من المختصر من مشکل الآثار (1/51)، و أخرجه الهیثمی من طریق أحمد و الطبرانی فی الکبیر و قال: رجال أحمد کلّهم ثقات. راجع مجمع الزوائد (1/266)، و الإجابة للزرکشی (ص 84).

هذه الروایة تنمّ عن عدم معرفة أُولئک الصحابة الذین شاورهم الخلیفة بالحکم- و فی مقدّمهم هو نفسه- ما خلا أمیر المؤمنین و معاذ و عائشة، و شتّان بین عدم معرفة الخلیفة بمثل هذا الحکم الذی یلزم المکلّف عرفانه قبل کثیر من الواجبات، و بین عدم معرفة غیره لأنّ به القدوة و الأُسوة فی الأحکام دون غیره.