اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۵ فروردین ۱۴۰۳

حارث بن عبدالله همدانی

متن فارسی

از راویانى است که مؤلفان چهار «صحیح» از صحاح ششگانه اهل سنت روایاتش را به عنوان روایات صحیح و راست آورده‌اند.

«ابن معین» میگوید: او ثقه و مورد اطمینان است.

«ابن ابى داود» میگوید: برجسته‌ترین فقیه بود، و نیکو کردارترین انسان، و مقیدترین فرد به اداى واجبات و مستحبات. علم واجبات و وظائف دینى را از على (ع) آموخته بود.

«ابن ابى خیثمه» میگوید: از یحیى پرسیدند که آیا با گفته و روایت حارث میتوان استدلال فقهى کرد؟ جواب داد: اساتید علم حدیث و محدثان همچنان حدیث او را قبول دارند.

احمد بن صالح مصرى میگوید: ثقه و مورد اطمینان است چقدر خوش حافظه است و چه خوب از على (ع) روایت میکند. و سپس از او تمجید مینماید.

«ابن سعد» نیز حارث بن عبد اللّه همدانى راثقه و مورد اطمینان میشمارد.

البته کسانى هم او را دروغساز (در روایت) شمرده‌اند، سردسته‌شان «شعبى» است.

«ابن عبد البر» مینویسد: «به نظر من شعبى که درباره حارث میگوید دروغساز است، مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت، زیرا هیچ دلیلى نیاورده بر این که حارث دروغى گفته و روایت کرده باشد، بلکه از این جهت که در عشق على (ع) افراط کرده بر او خرده گرفته است.»

احمد بن صالح مصرى میگوید: حارث در روایت و حدیث دروغ نمیگفت بلکه نظریات نادرستى داشت.

«ذهبى» میگوید: نسائى با وجود این که بر بیشتر راویان خرده و عیب گرفته به روایات حارث استدلال کرده و آن را حجت دانسته است. لکن عامه محدثان با اینکه خود احادیث حارث را در کتابهاشان روایت کرده‌اند او را از راویان سست روایت شمرده‌اند. «1»

خلاصه کلام این است که بر حارث بن عبد اللّه همدانى هیچ عیب و خرده‌اى نتوانسته‌اند بگیرند جز این که دوستدار و شیفته على بن ابیطالب (ع) بوده است آن دوستى و شیفتگى که خدا و پیامبرش ستوده‌اند.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏9، ص: 75

متن عربی

13- الحارث بن عبد اللَّه الأعور الهمدانی: من رواة الصحاح الأربعة من الستّة، قال ابن معین»: ثقة.

و قال ابن أبی داود: کان أفقه الناس، و أحسب الناس، و أفرض الناس، تعلّم الفرائض من علیّ، قال ابن أبی خیثمة: قیل لیحیى: یُحتجّ

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏9، ص: 75

بالحارث؟ فقال: ما زال المحدّثون یقبلون حدیثه. و قال أحمد بن صالح المصری: ثقة ما أحفظه و ما أحسن ما روى عن علیّ و أثنى علیه. و وثّقه ابن سعد «1».

و هناک من کذّبه، و العمدة فی ذلک الشعبی. قال ابن عبد البرّ فی کتاب العلم «2»: أظنّ الشعبی عوقب بقوله فی الحارث: کذّاب، و لم یَبِنْ من الحارث کذبه، و إنّما نقم علیه إفراطه فی حبّ علیّ.

و قال أحمد بن صالح: لم یکن الحارث یکذب فی الحدیث، إنّما کان کذبه فی رأیه.

و قال الذهبی «3»: و النسائی مع تعنّته فی الرجال قد احتجّ به [و قوّى أمره‏]، و الجمهور على توهینه مع روایتهم لحدیثه فی الأبواب. تهذیب التهذیب «4» (2/145- 147).

فمحصّل القول فی الهمدانی: أنّه لا مغمز فیه غیر نزعته العلویّة الممدوحة عند اللَّه و عند رسوله.