اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ آذر ۱۴۰۱

حارث بن نعمان فهری از کلمه «مولاه» چه فهمید؟!

متن فارسی

از جمله آنها (که همین معنی را از کلمه مولی فهمید) حارث بن نعمان فهری (یا جابر بن نعمان فهری) است که فورا پاداش عناد و انکار او به او رسید، آن روزی که آمد نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و گفت: یا محمد! ما را به شهادتین و به نماز و زکات و حج امر کردی و به این اوامر اکتفا ننمودی تا بازوی پسر عمت را گرفتی و او را بلند نمودی و بر ما برتری دادی و گفتی: “من کنت مولاه فعلی مولاه” که داستان آن در صفحه 127-137 گذشت.

آیا مقصود ملازم با تفضیل (برتری دادن) که این کافر حسود و معاند را گران آمد و تردید نمود که آن از طرف خداوند است و یا به مقتضای محبت و علاقه شخص پیغمبر صلی الله علیه و آله است ممکن است دو معنی پیش گفته (ناصر – محب) یا غیر آن از سایر معانی (مولی) باشد؟ گمان ندارم فکر آزاد تو (خواننده عزیز) چنین احتمالی را بپذیرد و روا بداند؟ بلکه ضمیر روشن و نیروی درک تو با کمال صراحت به تو میگوید: معنی این کلمه همان ولایت مطلقه ای است که ستمکاران قریش درباره خود رسول خدا صلی الله علیه و آله بدان ایمان نیاوردند مگر بعد از آنکه به وسیله آیات باهره (و معجزات) مقهور گشتند و نیروی برهان و نبردهای خردکننده آنها را زبون ساخت تا نصرت الهی و پیروزی حق رسید و دیدی که مردم دسته دسته و فوج فوج بدین خدائی گرائیدند، ناچار پذیرش این معنی درباره امیر المومنین علیه السلام بالطبع بر آنها گران تر و مهم تر است، منتهی آنچه را که معاندین در دل داشتند حارث بن نعمان آن را آشکار نمود و خدای عزیز و توانا او را مورد عقوبت خود قرار داد!!

(الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 613)

متن عربی

و من أولئک: الحارث بن النعمان الفهری- أو جابر- المنتقَم منه بعاجل العقوبة یوم جاء رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم و هو یقول: یا محمد أمرتنا بالشهادتین و الصلاة و الزکاة

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 613

و الحجّ ثمّ لم ترضَ بهذا حتى رفعتَ بضَبْعَی ابن عمّک ففضّلته علینا، و قلت: من کنتُ مولاه فعلیّ مولاه… و قد سبق حدیثه (ص 239- 247)، فهل المعنى الملازم للتفضیل الذی استعظمه هذا الکافر الحاسد، و طَفِق یشکّ أنَّه من اللَّه أم أنَّه مُحاباة من الرسول، یمکن أن یراد به أحد ذینک المعنیین أو غیرهما؟

أحسب أنَّ ضمیرک الحرَّ لا یستبیح لک ذلک، و یقول لک بکلِّ صراحة: إنَّه هو تلک الولایة المطلقة التی لم یؤمن بها طاحنة قریش فی رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم إلّا بعد قهر من آیات باهرة، و براهین دامغة، و حروب طاحنة، حتى جاء نصر اللَّه و الفتح و رأیت الناس یدخلون فی دین اللَّه أفواجاً، فکانت هی فی أمیر المؤمنین أثقل علیهم و أعظم، و قد جاهر بما أضمره غیره الحارث بن النعمان، فأخذه اللَّه أخذ عزیز مقتدر.