اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۳ مهر ۱۴۰۲

حدیث «أنا مدینة العلم …» با الفاظ گوناگون

متن فارسی

1/ از حرث و عاصم از علی علیه السلام … از پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمود : خداوند آفرید مرا و علی علیه السلام را از درختی من اصل و ریشه آن درختم و علی علیه السلام شاخه آن و حسن و حسین علیهم السلام میوه آن و شیعه برگ آن است. پس آیا بیرون می آید از پاک مگر پاک ؟ « و انا مدینه العلم و علی بابها فمن اراد المدینه فلیاتها من بابها » و من شهر علمم و علی دروازه آن است پس کسی که قصد آن شهر را نماید باید از دروازه آن وارد شود. و در لفظ حذیفه از علی علیه السلام : انا مدینه العلم و علی بابها و لا توتی البیوت الا من ابوابها : منم شهر علم و تو دروازه آنی و نیایند بخانه ها مگر از درهای آن. و در لفظ دیگری برای آن حضرت علیه السلام : انا مدینه العلم و انت بابها کذب من زعم انه یصل الی المدینه الا من قبل الباب : من شهر علمم و تو دروازه آنی، دروغ گوید کسیکه خیال کند که می رسد به شهر مگر از طرف دروازه.

و در عبارتی که برای آن حضرت علیه السلام است :

انا مدینه العلم و انت بابها، کذب من زعم انه یدخل المدینه بغیر الباب قال الله عز و جل: و اتوا البیوت من ابوابها : منم شهر علم و تو دروازه آن شهری دروغ گوید کسی که گمان کند که او داخل می شود شهر را از غیر در خداوند عز و جل فرماید : بیائید خانه ها را از درهای آن .

2/ از ابن عباس: انا مدینه العلم و علی بابها فمن اراد العلم فلیات بابه « الباب » : من شهر علم هستم و علی دروازه آن است پس کسی که قصد علم دارد پس بیاید از در وارد شود. و در عبارتی از سعید بن جبیر از ابن عباس است که فرمودند : یا علی انا مدینه العلم و انت بابها و لن توتی المدینه الا من قبل الباب : ای علی من شهر علم هستم و تو دروازه آن شهری و هرگز وارد شهر نشوند مگر از جانب در.

3/ از جابر بن عبد الله گوید : شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روزحدیبیه در حالیکه دست علی علیه السلام را گرفته می فرمود: هذا امیر البرره و قاتل الفجره منصور من نصره مخذول من خذله ثم مد بها صوته فقال: انا مدینه العلم و علی بابها فمن اراد البیت فلیات الباب : این امام و رهبر نیکان و کشنده تبهکاران است یاری شود کسی که او را یاری کند و خوار شود کسی که او را رها کند. آنگاه صدای خود را کشید و فریاد کرد : من شهر علم هستم و علی دروازه آن شهر است پس کسی که قصد خانه کند پس از در آید. و در عبارت دیگریست از او: من شهر علمم و علی دروازه آن شهر است پس کسی که قصد علم نماید پس از در آن وارد شود. و در اینجا احادیث دیگریست که بزرگان قوم در تالیفات ارزنده خود نقل کرده اند که تقویت می کند صحت این حدیث را که از آنهاست :

1- انا دار الحکمه و علی بابها. من خانه حکمتم و علی درب آنست.

2- انادار العلم و علی بابها: من خانه علمم و علی در آنست.

3- انا میزان العلم و علی کفتاه: من ترازوی علمم و علی دو کفه آنست.

4- انا میزان الحکمه و علی لسانه: من ترازوی حکمتم و علی زبان یعنی شاهین آن است.

5- انا المدینه و انت الباب و لا یوتی المدینه الا من بابها : من شهرم و تو دروازه و وارد شهر نشوند مگر از طرف درب آن.

6- فی حدیث: فهو باب مدینة علمی در حدیثی آمده که او دروازه شهرعلم من است.

7- علی اخی و منی و انا من علی فهو باب علمی و وصیی : علی برادر من است و از من است و من از علی هستم پس او درب علم من و وصی من است.

8- علی باب علمی و مبین لامتی ما ارسلت به من بعدی : علی دروازه علم من و بیان کننده برای امت من است آنچه را که فرستاده به آن شدم از بعد من.

9- انت باب علمی : تو دروازه علم منی  . این را پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمودند در حدیثی که خرگوشی و ابو نعیم و دیلمی و خوارزمی و ابو العلاء همدانی و ابو حامد صالحات و ابو عبد الله گنجی و سید شهاب الدین صاحب توضیح الدلائل و قندوزی نقل کرده اند.

10- یا ام سلمه اشهدی و اسمعی هذا علی امیر المومنین و سید المسلمین و عیبه علمی« وعاء علمی » و باب الذی اوتی منه ای ام سلمه گواهی بده و بشنو این علی امیر مومنان و آقای مسلمانان و کانون علم من « و ظرف علم من » و دروازه جنانیست که از آن وارد می شوند.

ابو نعیم و خوارزمی درمناقب نقل کرده و رافعی در تدوین و گنجی در مناقب و حموی در فرائد السمطین و حسام الدین محلی و شهاب الدین در توضیح الدلائل و شیخ محمد حنفی در شرح جامع صغیر و گفت در حاشیه شرح عزیزی ج 2 ص 417 حدیث عیبه یعنی ظرف علم من است که نگهدار آنست زیرا که آن شهر علم است و برای این تمام اصحاب محتاج به او بودند در مشکلات و برای این معاویه در حادثه جنگ صفین از مشکلات از او پرسید پس جواب می داد به او پس جماعت او به او گفتند : برای چی جواب دشمن ما را می دهی ؟ می فرمود: آیا کفایت نمی کند شما را که او نیازمند به ماست.و واقع شد برای او مشکلاتی با عمر پس گفت خدا مرا باقی نگذارد تا اینکه اگر درک کنم مردمی را که در میانشان ابو الحسن نباشد یا چنانچه گفت پس خواست از خدا که بعد از علی علیه السلام زنده نماند سپس یاد کرد قضایائی که از آنها حدیث سیلی و حدیث آنکه عمر فرمان داد زن بد کاری را که حامله و آبستن بود سنگسار کنند« تمامش خواهد آمد » پس عمر گفت لو لا علی لهللک عمر اگر علی علیه السلام نبود هر آینه عمر هلاک شده بود. و مناوی در « فیض القدیر » ج 4 ص 356 گوید: علی عیبه علمی، علی علیه السلام ظرف کانون علم من است. یعنی: محل گمان روشن گوئی من و خاصه من و محل سر من است و معدن نفائس من است. و عیبه ظرفی است که مردم نفائس و اشیاء ارزنده خود را در آن حفظ می کنند . ابن درید گوید: و این از سخنان موجزی است که سبقت نگرفته مثل زدنی به آن در قصد کردن اختصاص او بامور باطنی او که غیر او کسی بر آن مطلع نشده است و این نهایت در مدح علی علیه السلام است و دلهای دشمنانش پر بوده بر اعتقاد بزرگداشت و احترام او. و در شرح قصیده همزیه است که معاویه می فرستاد خدمت علی علیه السلام و از مشکلات می پرسید و پاسخ می گرفت پس یکی از پسرانش گفت به دشمنت پاسخ می دهی ؟ گفت: آیا کافی نیست ما را که دشمن محتاج به ماست و از ما می پرسد ؟

11- انا مدینه الفقه و علی بابها : من شهر فقه هستم و علی علیه السلام دروازه آن شهر است . ابو المظفر سبط بن جوزی در تذکره ص 29 گوید و ابن بطه عکبری نقل کرده به اسنادش از سلمة بن کهیل از عبد الرحمن از علی و ابو الحسن علی بن محمد مشهور به ابن عراق در تنزیه الشریعه.

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 6  ص 114)

متن عربی

لفظ الحدیث

1-عن الحرث و عاصم، عن علیّ علیه السلام مرفوعاً «إنّ اللَّه خلقنی و علیّا من شجرة أنا أصلها، و علیّ فرعها، و الحسن و الحسین ثمرتها، و الشیعة ورقها، فهل یخرج من الطیّب إلّا الطیّب؟ و أنا مدینة العلم و علیٌّ بابها، فمن أراد المدینة فلیأتِها من بابها».

و فی لفظ حذیفة عن علیّ علیه السلام: «أنا مدینة العلم و علیٌّ بابها، و لا تؤتی البیوت إلّا من أبوابها».

و فی لفظ آخر له علیه السلام: «أنا مدینة العلم و أنت بابها، کذب من زعم أنّه یصل إلی المدینة إلّا من قِبَل الباب».

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 114

و فی لفظ له علیه السلام «أنا مدینة العلم و أنت بابها، کذب من زعم أنه یدخل المدینة بغیر الباب، قال اللَّه عزّ و جلّ: و أتوا البیوت من أبوابها».

2-عن ابن عبّاس: «أنا مدینة العلم و علیٌّ بابها، فمن أراد العلم فلیأتِ بابه- الباب».

و فی لفظ عن سعید بن جبیر عن ابن عبّاس: «یا علیُّ أنا مدینة العلم و أنت بابها، و لن تؤتی المدینة إلّا من قِبَل الباب».

3-عن جابر بن عبد اللَّه قال: سمعت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم یوم الحدیبیة و هو آخذ بید علیّ یقول: «هذا أمیر البررة، و قاتل الفجرة، منصور من نصره، مخذول من خذله»، ثمّ مدّ بها صوته فقال: «أنا مدینة العلم و علیٌّ بابها، فمن أراد البیت فلیأتِ الباب».

و فی لفظ له: «أنا مدینة العلم و علیٌّ بابها، فمن أراد العلم فلیأتِ الباب».

و هناک أحادیث أُخری أخرجها الأعلام فی تآلیفهم القیّمة تعاضد صحّة هذا الحدیث منها:

1-«أنا دار الحکمة و علیّ بابها» «1».

2-«أنا دار العلم و علیّ بابها» «2»

3- «أنا میزان العلم و علیّ کفّتاه» «3».

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 115

4-«أنا میزان الحکمة و علیّ لسانه» «1».

5-«أنا المدینة و أنت الباب، و لا یؤتی المدینة إلّا من بابها» «2».

6-فی حدیث: «فهو باب مدینة علمی» «3».

7-«علیّ أخی و منّی و أنا من علیّ فهو باب علمی و وصیّی».

8-«علیّ باب علمی و مبیّن لأُمّتی ما أُرسلت به من بعدی» «4».

9- «أنت باب علمی». قاله صلی الله علیه و آله و سلم لعلیّ علیه السلام فی حدیث أخرجه: الخرکوشی، و أبو نعیم، و الدیلمی، و الخوارزمی، و أبو العلاء الهمدانی، و أبو حامد الصالحات، و أبو عبد اللَّه الکنجی، و السیّد شهاب الدین صاحب توضیح الدلائل، و القندوزی.

10-«یا أُمّ سلمة اشهدی و اسمعی هذا علیّ أمیر المؤمنین، و سیّد المسلمین، و عیبة علمی- وعاء علمی- و بابی الذی أوتی منه».

أخرجه أبو نعیم، و الخوارزمی فی المناقب «5»، و الرافعی فی التدوین «6»،

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 116

و الکنجی فی المناقب «1»، و الحمّوئی فی فرائد السمطین «2»، و حسام الدین المحلّی، و شهاب الدین فی توضیح الدلائل، و الشیخ محمد الحفنی فی شرح الجامع الصغیر «3»

و قال فی حاشیة شرح العزیزی (2/417): حدیث العیبة أی وعاء علمی الحافظ له، فإنّه مدینة العلم و لذا کانت الصحابة تحتاج إلیه فی تلک المشکلات، و لذا کان یسأله سیّدنا معاویة فی زمن الواقعة عن المشکلات فیجیبه فتقول له جماعته: مالک تجیب عدوّنا؟ فیقول: أما یکفیکم أنّه یحتاج إلینا؟

و وقع له فکُّ مشکلات مع سیّدنا عمر، فقال: ما أبقانی اللَّه إلی أن أدرک قوماً لیس فیهم أبو الحسن، أو کما قال، فقد طلب أن لا یعیش بعده، ثمّ ذکر قضایا منها حدیث اللطم «4» و حدیث قد أمر سیّدنا عمر برجم زانیة (یأتی بتمامه) فقال سیّدنا عمر: لو لا علیّ لهلک عمر.

و قال المناوی فی فیض القدیر (4/356): «علیّ عیبة علمی» أی مظنّة استفصاحی و خاصتی، و موضع سرّی، و معدن نفائسی، و العیبة ما یحرز الرجل فیه نفائسه. قال ابن درید «5»: و هذا من کلامه الموجز الذی لم یسبق ضرب المثل به فی إرادة اختصاصه بأُموره الباطنة التی لا یطّلع علیها أحد غیره، و ذلک غایة فی مدح علیّ، و قد کانت ضمائر أعدائه منطویة علی اعتقاد تعظیمه.

و فی شرح الهمزیّة «6»: إنّ معاویة کان یرسل یسأل علیّا عن المشکلات

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 117

فیجیبه، فقال أحد بنیه: تجیب عدوّک؟ قال: أما یکفینا أن احتاجنا و سألنا؟

11-* «أنا مدینة الفقه و علیّ بابها»، ذکره أبو المظفّر سبط ابن الجوزی فی التذکرة «1» (ص 29)، و أخرجه ابن بطّة العکبری بإسناده عن سلمة بن کهیل عن عبد الرحمن عن علیّ، و أبو الحسن علیّ بن محمد الشهیر بابن عراق فی تنزیه الشریعة «2».