اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۳۰ تیر ۱۴۰۳

حفاظت از کوری، فراموشی و ناتوانی جنسی با توسل به اسم عثمان

متن فارسی

زنجیره ستایشها و فضائل ساختگى عثمان را با این یک ختم مى‏کنیم:
جردانى در کتاب «مصباح الظلام» مینویسد: «کسى که نامهاى زیر را بنویسد و با آبى که بر روى نوشته میریزد روى خویش بشوید هرگز کور نخواهد گشت، و
کسى که بنویسد و آبش را صبحگاهان بنوشد از فراموشکارى مصون خواهد گشت، و کسى که آنرا بنویسد و بنوشد ناتوانى جنسى نخواهد دید. و آن نامها این است:
عثمان بن عفان، معاذ بن جبل، عبد الرحمن بن عوف، زید بن ثابت، ابى بن کعب، طلحة بن عبد الرحمن، تمیم الدارى رضى اللّه عنهم». «1»
امینى گوید: هر که از ابتلا به کورى و فراموشکارى و ناتوانى جنسى نمیترسد این دستور العمل را بکار بندد!
بر این افسانه‏ها و روایات ننگین و رسوا که در مدح و فضیلت عثمان ساخته و نوشته و به ثبت رسانده‏اند باید آن مناقب و ستایشهاى جعلى دیگرى را که در جلد پنجم نوشتیم بیفزود.
پایان گفتار
بررسى روایات جعلى‏یى را که در فضائل عثمان ساخته و پراکنده‏اند بهمین جا پایان میدهیم، آنچه را که دنیا پرستان و کامجویان در دوره حاکمیت امویان بطمع صله و هدایاى آنها تعبیه کرده و بعرض رسانده‏اند! بیشتر اینها شامى و بصرى بوده‏اند و دلبسته امویان و دشمن کینه توز مردان پر افتخار تاریخ اسلام و دودمان والاى پیامبر گرامى. جعل چنان روایات از چنین موجودات بلهوس و تبهکارى طبیعى مینماید.
از قماش روایات دروغینى که آوردیم و به محک بررسى و ارزیابى زدیم باز هم هست که نیاوردیم زیرا کیفیت سند و ماهیت متن آنها بهم میماند و سروته یک کرباس است و منشأ همه آنها فضیلت پردازى و گنده‏سازى این و آن از روى نافهمى و بیخردى و بى انصافى.
شاید آنجماعت معذور بوده‏اند که در نقل و ثبت آن روایات آفت زده و عیبناک و بى اساس و جعلى که در مدح و تمجید عثمان و امثالش هست اعتنائى به آراء و
نظریات حافظان و اساتید فن حدیث ننموده و چشم از همه آن حقایق در مورد رجال و راویان آنها پوشیده‏اند تا بر اساس آنها فضیلت و عظمتى براى تنى چند ببافند و مایه هواخواهى آنان سازند و دلیل رو گردانى از جمعى و دودمانى. زیرا اگر میخواستند جز به روایت مسند و مستندى که رجال ناقلش موثق و امین باشند و متنش با قرآن و خرد سازگار نماید استناد نکنند و فضیلت را براى کسى جز به اتکاى روایت صحیح و مسلم ثابت ندانند و جعلیات و روایات یاوه را بدور افکنند و آن بافته‏هاى پوچ و تنیده اوهام و اغراض را بهائى ندهند آن صفحات که در تاریخ و حدیث و شرح حال سیاه کرده‏اند سفید مینماند و تهى از هر ستایش و مدح و تمجید و افتخار و فضیلتى، و این براى آنجماعت گران میآمد و با هواخواهى باطنیشان جور نمیبود و تعصبشان را اقناع نمینمود، پس چون شیطان کارهایشان را بر ایشان آراسته و پسندیده جلوه داده به ستم و بهتان و دروغ مبادرت جستند و با حرفهاى پوچ و بى اساس بمجادله برخاستند تا بوسیله آن حق را از بین ببرند، و مى‏پندارند که متکى به چیزى هستند و با اساس، هان! اینها همان دروغگویانند. بنگر چگونه براى آنان آیات را بیان مینمائیم، چگونه بهتان مى‏بندند؟!» «1»

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏9، ص: 513

متن عربی

                        الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏9، ص: 513

ختام المناقب

قال الجردانی فی مصباح الظلام «1» (2/29):

فائدة: من کتب هذه الأسماء و غسل بها وجهه فإنّه لا یعمى، و من کتبها و شربها على الریق لا ینسى، و من کتبها و شربها لا یعجز عن النساء، و هم: عثمان بن عفّان، معاذ بن جبل، عبد الرحمن بن عوف، زید بن ثابت، أُبیّ بن کعب، طلحة بن عبد الرحمن، تمیم الداری رضى الله عنهم.

قال الأمینی: فلیمتحن من لا یخاف عن العمى و النسیان و العنن. أضف إلى هذه الأساطیر أو المخازی ما مرّ فی الجزء الخامس من المناقب الموضوعة لعثمان خاصّة (ص 313، 324، 329).

منتهى القول

إلى هنا نُنهی القول عن فضائل عثمان التی اختلقتها وثّابة الشره و مُهملجة المطامع و الشهوات فی العصور الأمویّة طمعاً فی رضائخ أُولئک المقعین على أنقاض عرش الخلافة، و أکثر هؤلاء شامیّون أو بصریّون جُبلوا بحبّ العبشمیّین و مناوأة سروات المجد من العترة الطاهرة صلوات اللَّه علیهم، فلیس وضع تلکم الروایات عنهم ببعید، و لعلّ هناک من ضرائب ما ذکرناه أشیاء لکن سبیلها سبیل هذه الطامّات فی الأسانید و المتون و منشأ الکلّ هو المغالاة فی الفضائل من غیر تفهّم و لا رویّة.

و لعلّ القوم فی عذر ممّا هم علیه من عدم الأخذ بآراء الحفّاظ و أئمّة الفنّ الواردة فی باب الجرح و التعدیل، و عدم إجرائها فی رجال تلکم المسانید سلسلة

                        الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏9، ص: 514

البلایا و الطامّات التی اتّخذوها حجّة فی الفضائل، و علّوا علیها الدعوة إلى أُناس و التخذیل عن آخرین، و لا مندوحة لأُولئک من روایة مرمّعات الحدیث، و الأخذ بالموضوع المختلق، لأنّهم إن جنحوا فی باب الفضائل إلى الصحیح الثابت فی التاریخ و الحدیث فحسب، و اقتصروا على ما صحّ منها، و صفحوا عن الباطل المزیّف، و ترکوا کلّ تلکم التلفیقات المخزیة، لتبقى تلکم الصحائف السوداء بیضاء خالیة فارغة عن کلّ مأثرة و فضیلة، و هذا عزیز علیهم جدّا لا یحبّذه الحبّ الدفین، و لا تسوّغه العصبیّة، (وَ إِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ‏) «1»، (فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً) «2»، (وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَ‏) «3» (وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْکاذِبُونَ‏) «4»، (انْظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ الْآیاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى یُؤْفَکُونَ‏) «5».