logo-samandehi

خاندان قیس بن سعد بن عباده

خاندان قیس از بزرگوارترین خاندانهاى انصار به شمار می‌رفتند. و پیوسته انوار دانش و بزرگوارى از افق این خاندان می‌درخشید و در هر زمینه‌اى شخصیتهاى برجسته و لایق تحویل داده است؛ در جنبه‌هاى زعامت و ریاست، حفظ و بررسى احادیث، در علم و دانش و در پاکى و پاکدامنى مردانى از این خاندان برخاسته‌اند.

از جمله ایشان است، ابو یعقوب اسحاق بن ابراهیم بن یحیى بن عباس بن عبد الرحمن بن سالم بن قیس بن سعد بن عباده خزرجى انصارى، سمعانى در کتاب «انساب» خود شرح حال او را آورده و درباره‌اش می‌گوید:
از شریفترین خاندان انصار است و در نیشابور از جنبه ثروت و عدالت و قدس و تقوى و دریافت صحیح روایت یگانه عصر خود بود؛ در طلب حدیث حریص و در باب درک حقائق و معرفت به آنها زیاد می‌کوشید. در نیشابور از محمّد بن رافع، اسحاق بن منصور، عبد الرحمن بن بشیر بن حکم، نقل حدیث می‌کند و در عراق از عمر ابن شبّه نمیرى، حسن بن محمّد بن صباح، محمّد بن اسماعیل احمسى و احمد بن سنان قطّان نقل حدیث می‌نماید و در رى از ابا زرعه، محمّد بن مسلم بن داره، نقل حدیث کرده است و از او، ابو اسحاق ابراهیم بن عبدوس، محمّد بن شریک اسفراینى، ابو احمد اسماعیل بن یحیى بن زکریا حدیث گرفته و روایت نموده‌اند. وى در جمادى الثانیه سال 317 در نیشابور وفات نموده است.

«زیادتى چاپ دوم» و از جمله ایشان است: ابو بکر محمّد بن ابى نصر احمد بن عباس بن حسن بن جبلة بن غالب بن جابر بن نوفل بن عیاض بن یحیى بن قیس بن سعد انصارى مشهور به عیاضى.
سمعانى، در انسابش از او یاد کرده و گوید که: او اهل سمرقند است مردى بزرگوار و فقیه و از زمره رؤساى شهر محسوب میشده است و مورد نظر و توجه خلق بوده.
از ابو على محمّد بن محمّد بن حرث حافظ سمرقندى روایت نقل می‌کند و ابو سعید ادریسى «1» او را دیده و ملاقات نموده ولى حدیثى از او نقل نکرده است.

و باز از جمله این گروه است: ابو احمد بن ابى نصر عیاضى «2» برادر ابى بکر عیاضى که ذکرش گذشت.

و از جمله آنهاست: ابن المطرى؛ ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد بن احمد بن خلف بن عیسى بن عباس بن یوسف بن بدر بن عثمان انصارى خزرجى عبادى مدنى. ابو المعالى السلامى در کتاب «المختار» و همچنین در ص 72 منتخب کتاب «المختار» می‌گوید: که این شخص از فرزندان قیس بن سعد بن عباده است.
از گروه حفّاظ عصر خود بود و اخلاقى ستوده داشت، عبادتى زیاد و با علماء و دانشجویان به نیکوئى معاشرت می‌نمود و به قصد شنیدن حدیث از محدثین بزرگ، بار سفر به طرف شام، مصر و عراق بسته و در زندگى خود، حوادث و مصیبتهاى دردناکى دیده است. به سال 742 ه. ق خانه‌اش تاراج شده! و مدتى هم در زندان به سر می‌برد سپس آزاد شد. کتابى دارد به نام «الاعلام فی من دخل المدینة من الأعلام» و از این اشخاص استماع حدیث نموده است:
در مدینه مشرّفه، از ابى حفص عمر بن احمد سودانى و در قاهره از ابى الحسن على بن عمر اسوانى، و یوسف بن عمر ختنى، و یوسف بن محمّد دبابیسى و در اسکندریه از عبد الرحمن بن مخلوف بن جماعه؛
و در دمشق از احمد بن ابى طالب بن شحنه، و قاسم بن عساکر، و ابى نصر بن الشیرازى؛
و در بغداد از محمّد بن عبد المحسن دوالیبى.
و بالاخره در ماه ربیع الاول سال 765 در مدینه مشرفه وفات یافت «1»

و از جمله ایشان است:
ابو العباس، احمد بن محمّد بن عبد المعطى بن احمد بن عبد المعطى بن مکى بن طرد بن حسین بن مخلوف بن ابى الفوارس بن سیف الاسلام «1» بن قیس بن سعد بن عباده انصارى مکىّ مالکىّ نحوى؛ که در سال 709 متولد شده و در محرم سال 808 هم وفات یافته است.
سیوطى احوالات این شخص را در کتاب «بغیة الوعاة» ص 161 نقل می‌کند.

الحمد للّه و سلام على عباده الذین اصطفى

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 170

رفتن به بالا