logo-samandehi

خدا مرا بعد از علی بن ابی طالب(ع) باقی نگذارد!

خدا مرا بعد از علی بن ابی طالب علیه السلام باقی نگذارد !

از حنش بن معتمر نقل شده گوید که دو مرد آمدند پیش زنی از قریش و صد دینار پیش او امانت گذاردند و گفتند : به یکی از ما دونفر بدون دیگری نده تا با هم مجتمع باشیم . پس یک سال با هم ماندند آن گاه یکی از آن دو آمد پیش آن زن و گفت : که رفیق من مرده پس آن صد دینار را بده پس آن زن خودداری کرد از دادن پس آن مرد سخت گرفت بر آن زن به سبب فامیل او مطالبه می کرداز آن زن تا آن که داد آن را به او سپس یک سال دیگر درنگ کرد آن زن، پس آن مرد دیگری آمد و گفت دینارها را به من بده، پسگفت: رفیق تو آمد و خیال کرد که تو مرده ای پس من آن را به او دادم پس نزاع آنها به عمر رسید . پس خواست که بر آنها داوری کند و به آن زن گفت من نمی بینم تو را مگر ضامن این پول پس گفت: تو را به خدا قسم که میان ما قضاوت نکنی ما را خدمت علی بن ابیطالب بفرست او بین ما داوری کند پس خدمت علی فرستاد و دانست که آنها به زن حیله کرده اند. پس فرمود: آیا شما نگفتید که پول را به یکی از ما بدون دیگری نده گفت: بلی، فرمود: مال تو پیش ماست برو و رفیقت را بیاور تا مالت را به شما بدهیم، پس این قضاوت به گوش عمر رسید پس گفت “: لا ابقانی الله بعد ابن ابیطالب ” خداوندا مرا بعد از علی زنده نگذارد.

(الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 181)

رفتن به بالا